واکاوی ویژگی‌های زبانی و محتوایی در شعر شاعران دفاع مقدس

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه آزاد اسلامی سبزوار

2 استاد گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه فردوسی مشهد

چکیده

شناخت زبان یک شاعر، زمینۀ درک دقیق‌تر شعر او را فراهم می‌سازد؛ بنابراین به‌موازات توجه به محتوا و جنبه‌های ادبی، ضرورت دارد تا علل گوناگونی که منجر به تأثیرگذاری در یک بافت زبانی می‌شود، شناسایی شود. در این مقاله برآنیم تا با استفاده از روش کتابخانه‌ای و به‌شیوۀ تحلیلی‌توصیفی به واکاوی ویژگی‌های زبان و محتوا در شعر برخی از معروف‌ترین شاعران دفاع مقدس بپردازیم. در سطح زبانی مواردی چون ترکیب‌سازی، آوردن اصطلاحات و تعابیر عرفانی، واژه‌ها و تصاویر مخصوص جنگ‌های مدرن، گسترده‌بودن دایرۀ واژگان، بلند و طولانی‌بودن سروده‌ها و... و در سطح محتوایی مفاهیم مذهبی و عشق وافر به ائمه، روی‌آوردن به نهضت عاشورا،  انتظار فرج، نزدیک‌شدن به سبک هندی، نمادگرایی، پاسداشت و توصیف شهید و شهادت، خوداتهامی، مبارزه با ستم و ستمگران، مدح رهبری و... مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج نشان می‌دهد که شعر دفاع مقدس ازنظر زبان و محتوا ویژگی‌های خاصی دارد که در دوران قبل از آن مشاهده نمی‌شود و شاعرانی چون نصرالله مردانی، علی معلم دامغانی، مشفق کاشانی، قیصر امین‌پور و دیگر شاعران مورد بررسی در این پژوهش، در شعر خود به این ویژگی‌ها توجه و علاقه نشان داده‌اند.

کلیدواژه‌ها


حادثۀ جنگ تحمیلی یا دفاع مقدس که پس از رویداد انقلاب اسلامی به وقوع پیوست، به‌خاطر زمان نسبتاً طولانی و تأثیرات عمیق خود، در تمام لایه‌های زندگی مردم ایران نفوذ کرد و بدین سبب، ادبیات ایران را نیز تحت‌تأثیر قرار داد. این تأثیر تا جایی بود که گونه‌ای خاص از ادبیات به نام ادبیات دفاع مقدس را رقم زد (حسن‌لی، 1376: 116). این نوع از ادبیات، تحت‌تأثیر جنگ و عوارض آن، منجر به شکل‌گیری سبک شعری خاصی شده که تحولات چشمگیری نسبت به شعر قبل از آن به خود دیده است؛ این تحولات هم در زمینۀ ساختار و زبان شعر خود را نشان داده و نیز ازنظر محتوا و مفاهیم نیز از جنگ و تحولات هشت سال دفاع مقدس متأثر شده است. «ادبیات مقاومت در طول هشت سال دفاع مقدس، ذهنیت غالب هنرمندان متعهد را دگرگون ساخت و در این راه شکلی عینی به رفتارهای ذهنی و زبانی شاعران بخشید. این شاعران با قلم خود جلوه‌های گوناگون این حماسۀ بزرگ را ترسیم کردند» (یاحقی، 1378: 66).

از میان ویژگی‌های متعددی که شعر دفاع مقدس دارد، چند ویژگی زبانی در شعر در آغاز چشمگیر بود. «نخستین ویژگی ساختن ترکیب‌های تازه بود که نصرالله مردانی در غزل و احمد عزیزی در مثنوی بیش از دیگران به این ویژگی متصف شدند. ساختن ترکیب‌های نو با ابزار جنگی، اصطلاحات نظامی و واژگان غالب جبهه، فرصتی برای خلق ظرفیت‌های تازه در شعر بود. ویژگی دیگر ساختارهای نحوی تازه بود که این حرکت، حرکتی فراهنجار محسوب می‌شد که در شعر نیمایی به‌وفور از این توان و ظرفیت بهره‌گیری شده بود» (باقری، 1373: 87). این ویژگی نیز همواره موفق و در خدمت اعتلای شعر نبود. سومین ویژگی زبانی، بهره‌گیری از واژگان و ساختارهای زبان بومی و محلی است. ویژگی چهارم که از بُعد ادبی نیز قابل بررسی است، کاربرد قافیه‌ها و ردیف‌های نو و گاه کاملاً غیرمتعارف در شعر است؛ مثلاً به‌کاربردن «که» به‌عنوان ردیف یا «اما» و «و». ویژگی پنجم زبانی کاربرد «و» همراه با فتحه در سروده‌ها، به‌ویژه سروده‌های نسل جوان‌تر است. بنابراین با درنظرداشتن این فرضیه که شعر دفاع مقدس ازنظر ساختار و محتوا دچار تحولات شگرفی شده است، با بهره‌گیری از روش کتابخانه‌ای که مبتنی بر سندپژوهی بوده و از نوع تحلیلی‌توصیفی است، به بررسی برخی ویژگی‌های ساختاری و محتوایی در شعر دفاع مقدس با ارائۀ برخی شواهد مثال از شعر شاعران این عرصه پرداخته‌ایم تا مشخص شود که تحولات ایجادشده در شعر دفاع مقدس در چه زمینه‌هایی از بسامد بالاتری برخوردار است.

۱-۱. پیشینۀ تحقیق

تاکنون برخی تحقیقات در این زمینه انجام شده است که هرکدام با نظرات و پیش‌فرض‌های خود به بررسی ساختار و محتوا در شعر دفاع مقدس پرداخته‌اند. بصیری و دیگران (1394) در مقالۀ «بررسی برجستگی‌های لفظی و ساختاری شعر دفاع مقدس استان کرمان» مواردی چون تازگی‌های زبان، پیوند واژگان، نوجویی قافیه و ردیف و واژگان خاص، همچنین چگونگی شکل‌های شعری و گرایش‌های سبکی را مورد بازکاوی قرار داده‌اند. صادق‌زاده در پژوهشی با عنوان «بررسی ویژگی‌های سبکی و تحلیل محتوایی شعر سپیده کاشانی» دریافته است که غفلت‌ستیزی و دعوت به بیداری، انتظار موعود، حماسۀ حسینی، شهادت و شهید، ادبیات پایداری و جبهه و جنگ، آموزه‌های دینی، قسط و عدل، مدح و منقبت پیامبر و ائمه، ستایش شخصیت‌های دینی، انقلابی و ادبی، سوگ‌سروده‌ها، مفهوم زندگی و مرگ و... مهم‌ترین مؤلفه‌های شعر کاشانی از حیث محتوایی هستند. کاکایی (1376) در کتابی با عنوان «نگاهی به شعر معاصر ایران؛ آوازهای نسل سرخ» به بررسی شعر ایران در دهۀ اول انقلاب، یعنی سال‌های ۱۳57 تا ۱۳67 پرداخته است. او به محتوا و ساختار برخی اشعار مورد بررسی اشاره کرده و به این نتیجه رسیده که شعر دفاع مقدس نسبت به دوران قبل از آن، تحولاتی در زمینۀ ساختار و محتوا تجربه کرده است.

۲. یافته‌های پژوهش

۱-۲. ویژگی‌های زبانی در شعر دفاع مقدس

به‌باور حسن‌لی «زبان شعر، زبانی است که با آن چیزی گفته می‌شود اما از آن طریق، چیزی دیگر خواسته می‌شود. تفاوت اصلی زبان علم با زبان شعر همین‌جاست؛ در شعر، واژه‌ها با یافتن جانی تازه، توش‌وتوانی مضاعف می‌یابند و خود را در معناها و کارکردهای مختلف می‌گسترند» (حسن‌لی، 1386: 102) و از آنجا که انقلاب و جنگ، خود نیز دو پدیدۀ تازه و بدیع بودند، تازگی زبان در آثار ادبی بسیار طبیعی به نظر می‌رسد و می‌توان برای ثابت‌کردن این ادعا چند نمونۀ برجسته را ذکر کرد:

۱-۱-۲. ترکیب‌سازی

کتاب شعر امروز ترکیب‌سازی را جریانی در غزل نوین دانسته است؛ اما در بیشتر قالب‌های شعر دفاع مقدس این ویژگی را می‌توان یافت و بهرۀ شاعر از این ترکیب‌سازی به‌جریان‌انداختن صور خیال خود در مخلص سخن و جان کلام است و همچنین در قصاید خاقانی و سبک هندی، این شیوه به‌وفور به چشم می‌خورد. اوج این حرکت در سال‌های آغازین انقلاب، در سال‌های اولیۀ جنگ و رهبر آن نصرالله مردانی است.

مادر غمت مباد/ قلبت بزرگ و دست دعایت بلند باد/ تا دست‌های من/ خورشید فتح را بنشاند به بام جنگ (به‌نقل از: حسینی، 1387: 254).

شب، شحنه‌‌‌ها تندیس وحشت‌ساز بودند      خفاش‌های خوف در پرواز بودند (اسرافیلی، 1364: 23)

از میان شاعران دفاع مقدس، علیرضا قزوه ترکیباتی با تلفیق مایه‌های عرفانی و میخانه‌ای با اصطلاحات مذهبی و اصطلاحات امروزی و کلمات تراشیده‌ای را که بوی غزل می‌دهند، دست‌مایۀ تصاویر خود قرار داده است؛ لذا از ویژگی‌های مهم اشعار قزوه، استفاده از تصاویر دینی، مذهبی، عرفانی به‌مدد ترکیبات استعاری و تشبیهی نو است. اما تصاویر عرفانی، خانقاهی و مذهبی با ترکیبات نو و واژه‌ها و اصطلاحات گوش‌نوازی که بوی غزل می‌دهند، در این اشعار بیشتر است. ویژگی دیگر تصاویر شعری قزوه، خلق ترکیب‌های تشبیهی و استعاری غالباً نوین، با استفاده از جلوه‌های گوناگون طبیعت اطراف است؛ چون «شعلۀ آه سحر»، «شط آتش»، «شراب عرشی خورشیدجوشی»، «باران هوهو»، «تاروپود باران»، «شراب شب‌نشین صبح‌خیز»، «دریای یقین»، «شقایق‌سیرتان گلشن راز»، «شب مجنون»، «گل‌افشان خدا و خون» و... که البته بارزترین ویژگی این ترکیبات، استفادۀ بجای شاعر از مناظر طبیعت برای تصویر فضای حزن‌انگیز و درعین‌حال عارفانۀ ضمیر حسرت‌گزیده و غمگین خود است (قاسمی، 1383: 266). قزوه در این مثنوی که در آن قالب‌های مثنوی، غزل و دوبیتی را به هم آمیخته است، از ترکیبات نویی استفاده می‌کند که ترکیبی از مضامین عرفانی و میخانه‌ای با کتب دینی و عرفانی بوده و در نوع خود، بدیع هستند:

.همان‌‌هایی که دریای یقین‌اند
همان‌‌هایی کـه ماه آسمان‌اند
همه افکنده بر خورشید سایه
همه مستان بزم قاب قوسین
خوشا نام‌آوران کوی اعجاز

 

گهرهای صفات‌العاشقین‌اند
دعاهـای مفاتیح‌الجنان‌اند
خدامـردان مـصباح‌الهدایه
همه نورالقلوب و قرةالعین
شقایق‌سیرتان گلشن راز
                      (قزوه، 1389: 271تا272)                     

۲-۱-۲. آوردن اصطلاحات و تعابیر عرفانی

یکی از مضامین شعر دفاع ﻣﻘﺪس مضامین عرفانی است. شعر دفاع مقدس پیوند عشق و عرفان و حماسه است (مردانی، 1396: 1). عرفان در این‌گونه اشعار از اعتدالی آشکار برخوردار می‌شود. صوفی‌گری‌های یأس‌آلود، مریدتراشی‌ها، انتظارهای طاقت‌فرسای بی‌عمل در این‌گونه اشعار نمودی ندارد. عرفان در شعر دفاع مقدس در مبارزه با طاغوت و در میدان آتش و گلوله و خون، در سنگرها و جبهه‌های نور در برابر ظلمت رقم می‌خورد. تلفیق حماسه و عرفان را به‌صورت آشکار در غزل دفاع مقدس می‌توان مشاهده کرد. در شعر عارفانۀ دفاع مقدس، عشق با شهادت، ایثار، خون و وصال محبوب می‌آمیزد و سپس با حماسه و عاشورای حسینی همراه می‌شود. حالات و فضای روحانی جبهه، دورشدن رزمنده از تمام تعلقات دنیوی و سرانجام فانی فی‌الله شدن، به‌خوبی با اصطلاحات عرفانی نشان داده می‌شود؛ مانند غزل معروف «غریبانه» پرویز بیگی:

یاران چه غریبانه رفتند از این خانه
بشکسته سبوهامان، خون است به دل‌هامان
لبخند و سروری کو سر مستی و شوری کو

 

هم سوخته شمع ما هم سوخته پروانه
فریاد و فغان دارد دردی‌کش میخانه
هم کوزه نگون گشته هم ریخته پیمانه
                          (حبیب‌آبادی، 1387: 202)

برای مثال، شاعری در ظاهر شعر عاشقانه می‌سراید؛ اما عشقی که در آن شعر مطرح می‌شود خیلی نزدیک به عشقی است که شهدای ما به خدا داشتند و می‌خواستند از زمین به آسمان پر بکشند.

من با تو به شعر ناب تبدیل شدم
مهر تو به آسمان کشیدم از خاک

 

جاری شدم و به آب تبدیل شدم
تا آنکه به آفتاب تبدیل شدم
                                   (بهمنی، 1384: 126)

گاهی این ویژگی رنگ‌وبویی حماسی می‌گیرد و دو بُعد زمینی (حماسه) و آسمانی (عرفان) با هم تلفیق می‌شوند که غزل حماسی را به وجود می‌آورد:

...شـهید زنـدۀ تـاریخ عشق می‌گوید:
بپـوش جوشـن آهن به تن، سوارِ فلق
به گوش لالۀ خونین، نسیم عاشق گفت
رسیده لحـظۀ موعود و نیست گاهِ درنگ  

 

به دارِ سرخِ اناالحق دوبـاره باید رفت
که در مصافِ خسان چون شراره باید رفت
چو گـل زِ باغ جهان پاره‌پاره باید رفت
به قافِ واقعه بی استخاره باید رفت
                                    (مردانی، 1364: 22)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

۳-۱-۲. واژه‌ها و تصاویر مخصوص جنگ‌های مدرن

این ویژگی‌ها و تصاویر مربوط به بمباران هوایی برخی از شهرها و مناطق کشور می‌شود و از آن روی که تا قبل از دفاع مقدس کشور، ما کمتر شاهد چنین صحنه‌هایی بوده است، این رویدادها منجر به ابداع تصاویری از این دست شده است:

خفاش‌های وحشی دشمن/ حتی ز نور روزنه بیزارند/ باید تمام پنجره‌ها/ با پرده‌های کور بپوشانیم. (امین‌پور، 1365: 17)

مثل نسیم بی‌خود و سرمست از سیم خاردار گذشتند (کاکایی، 1369: 7).

تصویرسازی با چفیه:

زمانی ژست رؤیایی چفیـه بود / رفیق اشـک و تنهـایی چفیه بـود

چفیه یعنی دل عـاشـق چقدر افتاده است/زخم می‌بنـدد و غم سفره غم سجاده است (ابراهیمی، 1378: ۲۱)

تصویرسازی با مناطق جنگی:

از چشمه‌های شرجی چشمان او مپرس/کارون و کرخه داشت در اهواز می‌گریست (سنجری، 1378: 29)

در شعر زیر، شاعر با تصویرسازی زیبا از ابزار جنگ مدرن، به توصیف حالات روحی و روانی جانباز دفاع مقدس می‌پردازد:

موشک کاغذی بلند شد / و پدرم را به اشتباه انداخت

پدرم داد زد: هـواپیما... / بمب روی قـرارگاه انداخت

پدر از روی صندلی افتاد / پا شد و گفت: «یا علی»... افتاد

سقف بـا بمب اولی افتاد / او به بالاسـرش نگاه انداخت

تانک از روی صندلی رد شد / شیشۀ عینکم ترک برداشت

یک نفر اسلحه به دستـم داد / طرفـم چفیه و کلاه انداخت

خاکریز از اتاق خواب گـذشت / و من و او سینه‌خیز می‌رفتیم

او به‌جز عکس خانوادگی‌اش / هرچه برداشت بین راه انداخت... (همان: 33)

۴-۱-۲. به‌کارگیری واژگان جدید

یکی دیگر از خصوصیات لفظی شعر دفاع مقدس به‌کارگیری واژگان جدید و متعدد است. الف. اسامی خاص: شامل اسم مکان‌ها، اسم اشخاص و نام عملیات‌ها که بدین سبب اشعار دفاع مقدس گنجینه‌ای است از اطلاعات ذی‌قیمت در این موارد.

من چقدر کوچک هستم/ و دریامردان حماسۀ بیت‌المقدس/ چقدر بزرگ هستند... (عبدالملکیان، 1367: 200)

کو پیر زهرایی که مولا منتسب بود
با نام او شعر مرا شوری حماسی است

 

آن کوه مردـ آتش که اسلامی‌نسب بود
طبع رهایم آرزومند سپاسی است
                         (مشفق کاشانی، 1378: 416)

 

 

 

ب. واژه‌ها و اصطلاحات انقلابی و مذهبی:

لرزه بر کاخ سپید افتاد و در بنیان سرخ

 

تا که آوای فتوح ما ز بام و در گذشت
                                (سبزواری، 1367: 142)

ج. اصطلاحات جدید جنگ که نکتۀ قابل توجه آن بیگانه‌بودن این واژگان است:

شب‌های بمباران/ با اولین آژیر/ مسلسل کوچکش را برمی‌دارد/ و چراغ‌ها را خاموش می‌کند/ با صدای هر راکت/ دست‌های کوچکش در گردنم گره می‌خورد... (عبدالملکیان، 1367: 187).

۵-۱-۲. بلند و طولانی‌بودن سروده‌ها

شاید روایی‌بودن پاره‌ای از اشعار، این دلیل را طبیعی‌تر بنماید. مانند «از بی‌خطی تا خط مقدم» از سلمان هراتی، «سایه‌سار نخل ولایت» و «باغبان پیر تاریخ» از سیدعلی موسوی گرمارودی که از پیشتازان شعر مذهبی است و در توصیف امام‌علی و غدیر خم سروده است.

بیداری دوبارۀ تاریخ را/ آنک/ سرداری/ از سرزمین مغان آذرگشسب/ به بطحا تا مردانه غدیر خم می‌تازد.../ با پرچمی از حماسه، بر دوش/ و طلایه‌ای از آفتاب امید، پیش روی/ و سپاهی از پولاد عزم در پس پشت (موسوی گرمارودی، 1374: 187).

۶-۱-۲. انتخاب زبان روایی و داستانی

گویا داستانی که باید به نثر گفته شود در قالب شعر ارائه می‌شود. «تهران‌قم» شعری است از ناصر فیض با این مطلع:

در مسیر کویر تهران قم / به کجا می‌روند این مردم؟ (فیض، 1386: 313)

قصیدۀ «جنگ تحمیلی» از مشفق کاشانی با عنوان «قوام یافت در ایران چو دین پیغمبر» (همان: 332).

۲-۲. ویژگی محتوایی شعر دفاع مقدس

۱-۲-۲. تکیه بر مفاهیم مذهبی و عشق وافر به ائمه

این ویژگی یکی از درون‌مایه‌های اصلی شعر دفاع مقدس را تشکیل می‌دهد. دربارۀ حضرت زینب(س)، حسین اسرافیلی غزلی با مطلع زیر سروده است:

دختر شیر خدا زادۀ زهرا زینب

 

محرم شیر حسین آیت طاها زینب
                                (اسرافیلی، 1376: 102)

 

 

 

 

طاهره صفارزاده حقانیت جنگ را این‌چنین با امام‌حسین گره می‌زند:

ما در محاربه هستیم، با هرکه با حسین به جنگ است / و در صلحیم / با هرکه با حسین به صلح است/ حسین نام دیگر حق است (صفارزاده، 1384: 38).

۲-۲-۲. روی‌آوردن به نهضت عاشورا و حماسۀ کربلا

ورود حماسۀ کربلا به حیطۀ شعر، یقیناً یکی از عوامل ماندگاری و پایایی نهضت عاشوراست؛ چراکه حضور پررنگ شعر در روایت ماجرا و قالب نافذ مرثیه در سوگ‌داشت ماجرا، از سویی پیونددهندۀ میان عواطف و دل‌های سوخته و حقیقت ماجرای ظهر عاشوراست و از سوی دیگر به‌نوبۀ خود باعث غنا و اعتلای اشعار و مراثی است.

ادبیات عاشورایی از غنی‌ترین و حماسی‌ترین ذخایر فکری و احساسی شیعی است و برخی از شاعران نیز تمامت شهرت خویش را مدیون همین ذخیرۀ فکری‌احساسی شیعی‌اند که مشخص‌ترین ایشان محتشم کاشانی ست که با تصویرکشیدن و توصیف واقعۀ عاشورا و سرایش ترکیب‌بند معروف «باز این چه شورش است...»، امروزه معروف‌ترین شاعر شعر عاشورایی از ابتدا تا زمان حال است. این ویژگی در شعر دفاع مقدس نمود برجسته‌ای دارد.

شمشیری که بر گلوی تو آمد/ هر چیز و همه چیز را در کائنات / به دو پاره کرد/ هرچه در سوی تو حسینی شد / و دیگر سو یزیدی (موسوی گرمارودی، 1367: 310).

حسین اسرافیلی دربارۀ عصر عاشورا این‌چنین سروده است:      

آسمان آیینه شد زخم تو را در برگرفت
قوم مرحب، کینۀ دیرین خود کرد آشکار
حمله‌ور شد قوم بی‌شرم‌وحیا، بر خیمه‌ها
هم ز گوشش، گوشوار و هم ز چشمش، انتظار
لشکر بی‌آبرو، با کینۀ شوم کهن
دست بیدادی فرارفت و فرود آمد به خشم

 

عرش در اسرای دیگر بوی پیغمبر گرفت
انتقام از خاندان فاتح خیبر گرفت
دست یغما از حرم، انگشت و انگشتر گرفت
هم توان ناله را بیداد از دختر گرفت
بانوان آل عصمت را، ز سر، معجر گرفت
ناله‌ای پیچید و کودک،  دامن مادر گرفت...
                               (اسرافیلی، 1379: 116)

محمدرضا سنگری در تحلیلی از عاشورا و شعر دفاع مقدس آورده است: «عناصر حماسه، پیام و سوگ، خلاصه‌ای از حادثۀ عاشوراست و در شعر دفاع مقدس که مضمون عاشورا و کربلا به فراوانی دیده می‌شود، این سه مضمون حماسه، پیام و سوگ وجود دارد. و این در حالی است که شعر عاشورایی در گذشته تنها و تنها به سوگ می‌پرداخت. به همین دلیل، در هیچ لحظه‌ای از تاریخ ادبیات ما، کربلا و عاشورا با تمام ابعاد و اضلاعش این‌گونه در شعر تجلی نیافته است» (سنگری، 1374: 19).

در مواردی شاعران انقلاب اسلامی، جنگ و جبهه را عیناً تصویری دیگر از عاشورا و کربلا می‌بینند:

می‌روم مادر که اینک کربلا می‌خواندم
مهلت چون‌وچرایی نیست مادر،  الوداع
بانگ هل من ناصر از کوی جماران می‌رسد
می‌روم آنجا که مشتاقانه با حلقوم خون
ذوالجناح رزم را گاه سحر زین می‌کنم

 

از دیار دور، یار آشنا می‌خواندم
 زانکه آن جانانه بی‌چون‌وچرا می‌خواندم
 در طریق عاشقی روح خدا می‌خواندم
جاودان تاریخ‌ساز کربلا می‌خواندم
می‌روم آنجا که نای نینوا می‌خواندم
                                    (حسینی، 1367: 91)

۳-۲-۲. انتظار فرج و موعود

قیصر امین‌پور غزلی دارد به نام «آفتاب پنهانی» با محوریت انتظار موعود:

طلوع می‌کند آن آفتاب پنهانی

 

ز سمت مشرق جغرافیای عرفانی
                                (امین‌پور، 1372: 137)

 

 

به‌باور غلامرضا کافی «بی‌شک، شاعری که بر ستم فریاد می‌زند و از مظلوم حمایت می‌کند، ظهور یک منجی بزرگ را نیز چشم‌به‌راه است تا به غائلۀ ستم و سلطه پایان دهد. اعتقاد تشیع به حضور حضرت حجت و باور امدادرساندن از سوی ایشان، سببی است تا در مشقت جنگ، گمان بر لطف و عنایت و حتی حضور این منجی بزرگ باشد. شاعران جنگ به‌خوبی «صدای شیهۀ رخش ظهور را» می‌شنوند و شهیدان را لاله‌هایی می‌دانند که در مقدم آن بهار رسته‌اند. نکتۀ قابل توجه، نگاه مشتاقانه و عاطفه‌مند به موعود است» (کافی، 1387: 167).

چشمه‌های سرشک خشکیده است
برگ سبز بهار گلگون است
دشت‌ها را حکایت از لاله است
به شکوه جوانه‌ها سوگند
عاقبت آن سوار می‌آید

 

بس که معراج خاکیان دیده است
دلمان را مگو مگو خون است
چشم‌ها را طراوت از ژاله است
به تب سبز دانه‌ها سوگند
بی‌قراران! قرار می‌آید
                             (حبیب‌آبادی، 1367: 71)

۴-۲-۲. نزدیک‌شدن به سبک هندی

وجود برخی ویژگی‌ها چون تازگی زبان، حس‌آمیزی، ترکیب‌های پارادوکسی و پیچیدگی خیال که در بیشتر اشعار این دوره به‌وفور دیده می‌شود، باعث شده که این اشعار شباهت زیادی با سبک هندی داشته باشند.

پارادوکس، مانند شعر قیصر امین‌پور:

کنار نام تو لنگر گرفت کشتی عشق / بیا که یاد تو آرامشی است طوفانی (امین‌پور، 1372: 88)

حس‌‌آمیزی، مانند شعر سلمان هراتی:

«هر شب از چشم‌هایت می‌شنوم / نفس پاک صبح فردا را» (هراتی، 1364: 141).

۵-۲-۲. نمادگرایی

در شعر دفاع مقدس از نمادهای گوناگون می‌توان نام برد: آیینه، شب، گل، هابیل، قابیل، پاک‌کن، دفتر، خزان و... . قابیلیان نماد ستمگران و هابیلیان نماد ستمدیدگان، شب نماد روزگار ستم و آیینه نماد پاکی در شعر علی معلم:

قابیلیان بر قامت شب می‌تنیدند
 مردی صفای صحبت آیینه دیده

 

هابیلیان بوی قیامت می‌شنیدند
از روزن شب شوکت دیرینه دیده
                           (معلم دامغانی، 1391: 35)

 

در سروده‌ای که در ادامۀ این مبحث می‌آید، همدستی نمادهای دینی، عرفانی، تاریخی و ادبی، شعر را به‌شیوه‌ای نمادین با زنجیره‌ای از تداعی‌های معهود از سطح شعار صرف بالاتر برد و سروده‌ها به وجود آورد که موجب فخامت کلام شده است:

باری/ تو را به کدامین دیار عشق/ سوی مذبح اخلاص می‌برند/ که دارهای بلند نجابت/ از عطر حلاج و میثم آکنده‌ است/ تو عطر عاطفۀ دار را/ آن‌سان به استغاثه نشستی/ که استخاره به نام بلند و نامی تو/ قرعۀ شهادت زد/ تو از صحابۀ میلاد باستانی عشقی/ و منا را به استجابت امر/ آن‌چنان نجیبانه رهسپار شدی/ که هاجر از دل شفاف آن سوی زمزم/ نگاه خود برداشت/ از گلوی اسماعیل/ نامت سر ستیغ عشق/ بر کدامین رفیع/ خیمه زده است/ که ققنوس/ در سایه‌سارت آسوده است؟/ و خون عاشق تو/ در کدام عاشورا/ در آرزوی کدامین وصال/ این چنین به سجده نشست/ که بر صلای «هَل مِنِ» مولا/ حریر پاسخ تو/ عاشقانه پیچیده است (جعفریان، 1368: 57).

عبدالرضا رضایی‌نیا در شعر سپید «فرشته بفرستید»، ضمن توصیف جبهه‌های جنگ، سعی بر استخدام تفکر عرفانی وصال به محبوب و بسط رمزگرایی اندیشۀ شهادت‌طلبی داشته است:

محاصره‌ایم فرشته‌ بفرستید/ خاکریزها/ عاشقانه/ به سجده می‌روند/ و شتک خون بر رؤیا/ از پلک درمی‌گذرد/ و انفجار موج/ در اضطراب نفس/ از قلب/ حرامیان به هدف نمی‌زنند/ ابلهان راه گشوده‌اند/ التماس بی‌سیم‌ها و/ بالابلندان آسمان/ چرا فرشته‌ها نمی‌رسند/ کولاک/ بر بارش بهت/ نوعروسان ایستاده‌اند/ با تردید لبخندی پریده‌رنگ/ در آستانۀ شبنم (رضایی‌نیا، 1374: 172).

رضایی‌نیا در این شعر با بهره‌گیری از کهن‌الگوی فرشته، در ابتدای شعر و بسط شاعرانۀ تفکر پیدایش انسان که در روایت قرآنیِ آن با سجدۀ آدم بر پروردگار جهانیان گره‌ خورده، می‌خواهد اخلاص عاشقانۀ رزمندگان را با کلامی نمادین به‌طور تلویحی به تصویر بکشد. این بار خاکریزها به سجده می‌روند و خاکریزها خود نماد آدم‌اند؛ انسان متواضع و نجیبی که در بارگاه محبوب به خاک می‌افتد. خاک در تفکر عرفانی جایگاهی والا دارد و در اندیشۀ قدما، همراه با باد و آتش و آب، عناصر چهارگانۀ هستی‌اند. سیال‌بودن و شکل‌پذیری آب نیز می‌تواند رمزهای پیدا و پنهانی از حرکت و انعطاف باشد.

۶-۲-۲. ازدحام آرایۀ ادبی در پاره‌ای از اشعار

هرچند که از آینه‌ بی‌رنگ‌تر است
بشکن دل بینوای ما را ای عشق

 

از خاطر غنچه‌ها دلم تنگ‌تر است
این ساز، شکسته‌اش خوش‌آهنگ‌تر است
                                    (حسینی، 117:1367)

 

آینه نماد پاکی؛ خاطر غنچه، تشخیص است. «بشکن دل بینوای ما را ای عشق» تشخیص دارد؛ دل به آیینه تشبیه شده، ساز استعاره است، شکسته ایهام تناسب دارد: هم به‌معنای خردشده، هم گونه‌ای است در موسیقی. مصرع دوم بیت دوم حسن تعلیل دارد؛ اشاره به «أنا فی قلوب منکسره» داشته است (خدا در دل‌های شکسته جای دارد). واج‌آرایی با حرف «ش» بیت را زیباتر کرده است. در بیت:

قابیلیان بر قامت شب می‌تنیدند
      

 

هابیلیان بوی قیامت می‌شنیدند
                             (معلم دامغانی، 1391: 35)

 

قامت شب تشخیص است. بوی قیامت حس‌آمیزی دارد. هابیل و قابیل جناس ناقص اختلافی است. واج‌آرایی با حرف «ق» به وجه موسیقایی شعر افزوده است. «بر قامت شب تنیدند» کنایه از این است که بر ستم خود می‌افزودند. «بوی قیامت شنیدند» کنایه از اینکه آن‌ها به فکر انقلاب بودند.

۷-۲-۲. پاسداشت و توصیف شهید و شهادت

برترین تصاویر و شکوهمندترین حضور صور خیال را می‌توان در همین توصیفات یافت.

دوباره دلم فال غم می‌زند

 

کنار شهیدان قدم می‌زند
                             (یزدان‌‌پناه، 1382: 1324)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

پرویز بیگی حبیب‌آبادی غزلی دارد که تماماً در تکریم و توصیف شهیدان است:

شهیدان غزل واژه‌های دل‌اند
زبان شهیدان زبان دل است
به مستی سر از پای نشناختند

 

که شمع فروزان هر محمل‌اند
زبانی که گفتن از آن مشکل است...
که در عرصۀ عشق سر باختند
                           (حبیب‌آبادی، 1387: 115)

 

 

 

عبدالجبار کاکایی در مجموعۀ حق با صدای توست مثنوی‌ای دارد با نام «چراغ شهادت» که به علی بسطامی، سردار لشکر امیرالمؤمنین، تقدیم کرده است. در بیت پایانی آن آورده است:

پشت آیینه‌های تبسم در شب شرم و تشویش گم شد

 

زیر نور چراغ شهادت سایه‌ای بوده در خـویش گم شد
                                  (عبدالجبار کاکایی، 1387: 202)

۸-۲-۲. خوداتهامی

نالیدن شاعر از خود و بی‌دردی‌های دیگران را خوداتهامی گویند که از ویژگی‌های معنوی شعر دفاع مقدس است. در همین راستا، سلمان هراتی چنین سروده است:

وقتی جنوب را/ بمباران می‌کردند/ تو در ویلای شمالی‌ات/ برای حل کدام جدول بغرنج/ از پنجره به دریا/ نگاه می‌کردی (سلمان هراتی، 1381: 257).

ای دل بیچاره آب از سر گذشت
درد بی‌دردی که دامانت گرفت
نور نوشیدن ز جام لاله‌ها

 

خاک بر سر کن تو با این سرگذشت
کار تو از دست درمان درگذشت
می‌توانستی ولی دیگر گذشت
                                 (حسن‌‌لی، 1386: 258)

۹-۲-۲. مبارزه با ستم و ستمگران

زیتون و جنگ (مجموعه‌شعر فلسطین، به‌کوشش مرتضی صداقتگو کیاسری،  حوزۀ هنری تهران) که 52 شعر از 37 شاعر جنگ را در خود جای داده است، به‌طور آشکارا و روشن، توجه شاعران را به این موضوع نشان می‌دهد:

اینک آن‌سوی زمین/ فلسطین است و/ این‌سوی زمین/ هویزه و بستان و خرمشهر قهرمان ما/ انگار در این جغرافیای کوچک/ برادری واژه‌ای است/ که تنها باید با خون نوشت و/ بی‌هراس مرگ/ از میانۀ آتش و خون گذشت/ بر آوازهای روستایی من/ فلسطین جای دیگر دارد... (صداقتگو کیاسری، 1372: 36).

و نیز کاشانی چنین سروده است:

نگر تبار مرا کشتند
چه رفت بر سر من ای دوست

 

ددان به‌جرم مسلمانی
از آنچه رفت تو می‌دانی
                        (کاشانی، 1386: 17)

۱۰-۲-۲. مدح امام امت

تأثیر شخصیت حماسی و عرفانی امام بر تقویت روحیۀ جهادگران دلاور و کفرستیز و مدافعان عرصۀ پیکار را نباید فراموش کرد. شاعران امام را که رهبری شجاع و عارفی وارسته بود و بر قلب‌ها حکومت می‌کرد، محور وحدت معرفی و رزمندگان را برای مصون‌ماندن از فتنه‌های دشمنان متوجه این مهم می‌کنند:

آفرین بر عرصه‌تازانی که با عزمی جوان / روی دل بر جانب «پیر جماران » می‌کنند (حسینی، 1363: 38)

بر شما فتنۀ خناس ندارد اثری / تا بود آیتِ حق «روح خدا» رهبرتان (همان: 378)

مشفق کاشانی قصیدۀ بلند «ای روح خدا» را در ستایش از امام‌خمینی و سربه‌فرمان‌بودن او سروده است:

 

 

 

ای آیت حق، شمس هُدا قبلۀ دلبند

 

خشنودی حق، خاطر گیتی به تو خرسند
                  
     (مشفق کاشانی، 1386: 348)

۳. نتیجه‌گیری

پیشینه و پشتوا‌نۀ بیش از هزارسالۀ شعر فارسی، سرمایۀ عظیمی برای شاعران عصر انقلاب و دفاع مقدس بود و هست؛ پشتوانه‌ای که دیگر انواع و گونه‌های ادبی از آن بی‌بهره یا کم‌بهره‌اند. همین است که شعر رسانه و تکیه‌گاه اصلی طرح اندیشه‌ها و آرمان‌ها و عواطف این دوره است. حماسۀ شکوهمند هشت سال دفاع مقدس و صبوری و شکیبایی شگفت جامعه‌ای که لحظه‌های آتش و خون را در آزمونی بزرگ گذراند، در قلمرو شعر شاعران و سرایندگان تجلی و نمودی ارجمند و شایسته یافته است. شعر در این نقطه نه‌تنها ترسیم رشادت‌ها، شهادت‌ها، ایثارها، مقاومت، عرفان و ایمان جبهه، که جلوه‌گاه مظلومیت و عظمت امتی است که در ازدحام خوف و خطر تمام توان و هستی خویش را به میدان آورده است. این عظمت‌ها آن‌چنان چشمگیر و بزرگ است که حتی شاعرانی که پیوستگان به قلمروهای دیگر فکری هستند، نتوانسته‌اند ساده و بی اعتنا از کنار آن بگذرند.

شعر دفاع مقدس در مسیر تکامل خویش در دو مقطع، دوران هشت‌ساله و پیش از آن، کم‌کم هویت و شناسنامه‌ای مستقل می‌یابد که با اندک تأمل، آن را از دیگر سروده‌ها می‌توان باز شناخت. بررسی شاخصه‌ها و ویژگی‌های زبانی و محتوایی این اشعار موضوع پژوهش حاضر بوده است. بررسی شعر برخی از شاعران این دوره چون سلمان هراتی، عبدالجبار کاکائی، قیصر امین‌پور، محمدرضا سنگری، حسین اسرافیلی، غلامرضا کافی، سپیده کاشانی، حسن حسینی، پرویز بیگی حبیب‌آبادی، مشفق کاشانی، طاهره صفارزاده و ناصر فیض نشان می‌دهد که ویژگی‌های موجود در اشعار شاعران دفاع مقدس را می‌توان به دو بخش تقسیم نمود: ویژگی‌ها و معیارهای زبانی و ویژگی‌های محتوایی. ویژگی‌هایی که در سطح زبان در شعر شاعران مورد بررسی دیده می‌شود، عبارت‌اند از ترکیب‌سازی، آوردن اصطلاحات و تعابیر عرفانی، واژه‌ها و تصاویر مخصوص جنگ‌های مدرن، گسترده‌بودن دایرۀ واژگان، بلند و طولانی‌بودن سروده‌ها و انتخاب زبان روایی و داستانی. در سطح مضامین و مفاهیم نیز شعر دفاع مقدس تغییری بنیادین را تجربه کرد و مضامین جدیدی همچون مفاهیم مذهبی و عشق وافر به ائمه، روی‌آوردن به نهضت عاشورا و حماسۀ کربلا، انتظار فرج و موعود، نزدیک‌شدن به سبک هندی،  نمادگرایی، ازدحام آرایۀ ادبی در پاره‌ای از اشعار، پاسداشت و توصیف شهید و شهادت، خوداتهامی، مبارزه با ستم و ستمگران، مدح امام امت و شهادت‌ وارد شعر شد. در کل می‌توان گفت شعر دفاع مقدس ازنظر زبان و محتوا ویژگی‌های خاصی دارد که در دوران قبل از آن مشاهده نمی‌شود و این ویژگی‌ها و مؤلفه‌ها، تحت‌تأثیر دفاع مقدس بر شعر معاصر ایران عارض شده‌اند.

  1. ابراهیمی، ح. (1378). میاندار. مشهد: کنگرۀ بزرگداشت سرداران خراسان.
  2. اسرافیلی، ح. (1376). رد پای صدا. تهران: تکا.
  3. ــــــــــــــــ‌. (1387). تولد در میدان. تهران: سوره مهر.
  4. اکبری، م. (1371). نقد و تحلیل ادبیات انقلاب اسلامی. تهران: سازمان مدارک فرهنگی انقلاب اسلامی.
  5. امین‌پور، ق. (1372). آینه‌های ناگهان. تهران: سراینده.
  6. باقری، س. (1373). شعر امروز. تهران: الهدی.
  7. بصیری، م.ص. و دیگران (1394). بررسی برجستگی‌های لفظی و ساختاری شعر دفاع مقدس استان کرمان. ادبیات پایداری، 7(13).24-1
  8. بهمنی، م. (1384). این خانه واژه‌های نسوزی دارد. تهران: آفرینش.
  9. بیگی حبیب‌آبادی، پ. (1382). حماسه‌های همیشه. تهران: فرهنگ‌گستر.
  10.  ــــــــــــــــــــــــــــ‌. (1387). فصل سوم. تهران: تکا.
  11. جعفریان، م.ح. (1368). پنجره‌های رو به دریا. تهران: حوزۀ هنری.
  12. حسن‌لی، ک. (1386). گونه‌های نوآوری در شعر معاصر ایران. تهران: ثالث.
  13. حسینی، س.ح. (1387). شاعری در مشعر. تهران: تکا.
  14.  ــــــــــــــــــ‌. (1387). گزیده شعر جنگ و دفاع مقدس. تهران: سوره مهر.
  15.  ــــــــــــــــــ‌. (1363). هم‌صدا با حلق اسماعیل، تهران: حوزۀ هنری.
  16. سنجری، م. (1378). مجموعه شعر (گزیده ادبیات معاصر). تهران: نیستان.
  17. سنگری، م.ر. (1386). مروری گذرا بر دو دهه شعر انقلاب. سروش، 20(924).38-19
  18.  ــــــــــــــــ‌. (1374). تحلیلی از عاشورا و شعر دفاع مقدس. نشریۀ اهل قلم، 3. 36-17
  19. صادق‌زاده، م. (1390). بررسی ویژگی‌های سبکی و تحلیل محتوایی شعر سپیده کاشانی، 22. نشریه مطالعات نقد ادبی. 68-43
  20. صداقتگو کیاسری، م. (1372).  زیتون و جنگ (مجموعه شعر فلسطین). تهران: حوزۀ هنری.
  21. رضایی‌نیا، ع.ر. (1374). از حنجره‌های شرقی. تهران: حوزۀ هنری.
  22. صفارزاده، ط. (1384). دیدار صبح. تهران: پارس‌کتاب.
  23. فیض، ن. (1387). گناه اول. تهران: تکا.
  24. قزوه ع.ر. (1389). سورۀ انگور. تهران: تکتا (توسعۀ کتاب ایران).
  25. کاشانی، س. (1360). شعر سرخ. نشریۀ ادبستان، 20(41). 14-7
  26. کاشانی، م. (1386)، کهکشان آبی. تهران: تکا.
  27. کاشانی، م. و محمود شاهرخی (1367) مجموعه شعر جنگ. تهران: امیرکبیر.
  28. کافی، غ.‌ر. (1378). تیغ و ترانه. شیراز: کنگرۀ سرداران شهید فارس.
  29. ــــــــــــــ‌. (1381). دستی بر آتش. شیراز: نوید شیراز.
  30. کاکائی، ع.ج. (1369). مرثیۀ روح. تهران: حوزۀ هنری.
  31.  ـــــــــــــــــ‌. (1376). آوازهای نسل سرخ. تهران: عروج.
  32.  ـــــــــــــــــ‌. (1387). حق با صدای توست. تهران: تکا.
  33. مردانی، ن. (1364). خون‌نامۀ خاک. تهران: کیهان.
  34. مردانی، م. (1396). پیوند حماسه و عرفان در شعر دفاع مقدس (دهۀ هفتاد). نخستین همایش ادبیات مقاومت با محوریت شهدای دانشجو، استان خراسان شمالی.
  35. معلم دامغانی، م.ع. (1391). رجعت سرخ ستاره. تهران: سوره مهر.
  36. میرجعفری، س.ا. (1367). حرفی از جنس زمان. تهران: قو.
  37. هراتی، س. (1364). از آسمان سبز. تهران: حوزۀ هنری.
  38. هراتی، س. (1387). آب در سماور کهنه. تهران: تکا.
  39. یاحقی، م.ج. (1378). جویبار لحظه‌ها. تهران: جامی.