مؤلفه‌های پایداری در شعر طاهره صفارزاده و سپیده کاشانی

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات عربی ،دانشگاه شهید مدنی آذربایجان

2 کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه کردستان

چکیده

ادبیات و شعر، با توجه به تعهد خویش، نقشی پررنگ و ماندگار در فرهنگ یک ملت دارند. بخش عظیمی از شعر معاصر فارسی به جنگ تحمیلی و ادبیات دفاع مقدس اختصاص یافته است. در طول هشت سال دفاع مقدس، زنان دوشادوش مردان در تمامی صحنه‌ها حاضر بوده و به دفاع از کشور خویش پرداختند. در این میان زنان شاعر، زبان به دفاع مشروع از کشور و وطن خویش گشوده‌اند و در کنار ابراز حس وطن‌دوستی خویش، به یاد و ذکر نام‌ویاد شهیدان پرداخته و با آوردن نمادها و عناوین مختلف نسبت به ظلم و ستم متخاصمان بعثی اعتراض کردند. طاهره صفارزاده و سپیده کاشانی دو تن از مِهین‌بانوانی هستند که شعر خویش را وقف دفاع از کشور و ملت خویش ساختند. هر دو شاعر علاقۀ وافری به وطن خویش داشته و آن را به مادر تشبیه ساخته‌اند. دو شاعر از نمادهای انسانی مثل امام‌حسین(ع)، حضرت مهدی(عج) و... برای مبارزان و شهیدان ملت خویش، نیز نمادهای حیوانی مثل گرگ، دزد و شیاطین برای دشمنان بهره برده‌اند. مقالۀ حاضر می‌کوشد با استفاده از روش توصیفی‌تحلیلی و با بررسی مضامین ادبیات پایداریِ مرتبط با دفاع مقدس، به بررسی مؤلفه‌های پایداری در شعر این دو شاعر زن بپردازد.

کلیدواژه‌ها


1-1. مبانی نظری و بیان مسئلۀ پژوهش

شعر فارسی از سال 1357 شمسی تاکنون سیر خطی مشخصی را پیش گرفته است؛ شعر اوایل انقلاب که زمان تحول فضای جامعه بود، ازنظر فرهنگی و سیاسی و مذهبی و اجتماعی و فضای شعری، تضاد فراوانی با شعر پیش از انقلاب داشت. فضا هنوز فضای مبارزاتی و تظاهراتی و اشعار، شعارگونه و تهییجی بود. پدیدۀ جنگ این تحول را چندبرابر کرد. سیر فضا تا زمان جنگ تحول تدریجی خود را پشت سر می‌گذارد؛ اما یک‌باره با شروع جنگ، فضا دچار شتاب می‌شود و در شعر این شتاب، نمود روشنی دارد. ادبیات بعد از انقلاب به ادبیات مردمی دفاع مقدس تبدیل شد که با مردم همگام گشت و به‌نوعی تاریخ انقلاب را به تصویر کشید. تجاوز عراق به ایران و شروع دفاع مقدس تأثیری شگرف در شعر ایجاد کرد و ادبیات منظوم جنگ دفاع مقدس از بطن انقلاب زاده شد که تأثیر آن را در شعر فارسی این دوره شاهد هستیم. «جنگ‌ها، انقلاب‌های اجتماعی هستند. جنگ و انقلاب با پیروی از امیال انسانی در زمان و مکانی خاص، دوره‌ای واحد به‌قصد دستیابی به اهدافی مشخص و با مشارکت نیروهای انسانی، به‌کارگیری ابزارها و شیوه‌های مختلف خشونت و کشتار و سرانجام صرف هزینه و نیروی انسانی و تجربی و مالی محقق شده است» (صنعتی، 1389: 13). جنگ و تحمیل آن بر ایران پیامدهای بسیاری را به‌دنبال خود داشت؛ از جمله تغییراتی که در فرهنگ اجتماع و اقتصاد و سیاست به وجود آورد و بارزتر از همه، تغییراتی بود که در حوزۀ ادبیات ایجاد کرد. «جنگ‌شناسی برابرنهادۀ پولمولوژی (polemologie) است که از ترکیب واژۀ یونانی polemos به‌معنی جنگ و logos به‌معنی بررسی و شناسایی ساخته شده و کلاً به‌معنای علم جنگ، مطالعۀ شکل‌ها، علت‌ها، نتایج و عملکردهای جنگ به‌عنوان یک پدیدۀ اجتماعی است» (فروغی جهرمی، 1389: 304).

ادبیات در ماندگاری ارزش‌ها و اندیشه، سهمی بزرگ و انکارناپذیر دارد و ویژگی‌های ادبی، فرهنگی و زبانی همۀ ملل جهان را با وجود اختلاف ظاهری و زبانی معرفی می‌کند. واضح است که بسیاری از شاعران ایران‌زمین با وقوع جنگ تحمیلی نسبت به این قضیه واکنش نشان دادند و نسبت به ظلم و ستم و اشغالگری بعثیان اعتراض کردند که این موضوع را می‌توان در زیرمجموعۀ ادبیات پایداری مورد بررسی قرار داد.

ادبیات پایداری شامل شعرها، داستان‌ها و روایت‌هایی است دربارۀ ایستادگی و مقاومت یک ملت در مقابل ظلم و تجاوز داخلی یا خارجی. ادب پایداری شاخه‌ای از ادب متعهد و ملتزم است که محتوای آن در جهت منافع و خواسته‌های یک نظام حاکم مستبد نباشد و با زبانی صریح، بدون تأکید بر نوآوری و در زمینه‌های تخیلی بیان شود؛ براساس تعریف، ادب پایداری باید هدفمند و تعلیمی باشد و برای رساندن پیام یا القای موضوعی که موردنظر شاعر است، نوشته شود و به مخاطبانش می‌آموزد چگونه در برابر نظام‌های سلطه‌گر و مستبد ایستادگی کنند (بصیری، 1376: 20). پیام این نوع ادبیات ترسیم چهرۀ رنج‌کشیده و مظلوم مردم، دعوت به مبارزه، بیان جنایت‌ها و بیدادگری‌ها، توصیف و ستایش جان‌باختگان و شهیدان، القای امید به آینده و پیروزی موعود، ستایش آزادی و آزادگی، ستایش سرزمین مادری و طرح نمادهای اسطوره‌ای ملی و تاریخی است. جان‌مایۀ این آثار، ستیز با بیداد داخلی یا تجاوز خارجی در همۀ حوزه‌های سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و ایستادگی در برابر جریان‌های ضدآزادی است (سنگری، 1377: 36). شعر پایداری در قلمرو ادبیات متعهد قرار می‌گیرد؛ چراکه برخوردار از اصل تعهد یعنی «مشارکت آگاهانۀ ادیب در جریانات سیاسی و اجتماعی جامعه و موضع‌گیری در قبال آن است» (ابوحاقه، 1979: 13).

ادبیات پایداری را می‌توان به فریاد رسای ملت‌های مظلوم و ستمدیده نیز تعبیر کرد؛ فریادی که از عمق جان هنرمند برمی‌خیزد و در پهنای جهان هستی طنین‌انداز می‌گردد و با فریاد بی‌صدای خود، ندای خاموش ملت‌های ستمدیده را به گوش جهانیان می‌رساند. این ادبیات در برابر استعمارگران و ظالمانی که هدفی جز به‌یغمابردن تلاش‌های ملت‌های مظلوم و ستمدیده برای برافراشتن کاخ‌های ظلم و ستم خود ندارند، به‌پا خاسته و با تمام توان، برای نابودی اهداف استعماری آنان تلاش می‌کند و گاه چنان جوش‌وخروشی دارد که جهان را به لرزه درمی‌آورد و ملتی را وادار به حرکت می‌کند؛ گاهی نیز به‌خاطر خفقان‌های سیاسی و اوضاع نابسامان جامعه و اختناق بیش از حد، رنگ نجوای شبانه به خود می‌گیرد؛ اما در هر صورت، ‌این ادبیات همیشه زنده و پویاست و در راه رسیدن به هدف مقدس خود که همان رهایی جامعه از قید و بند استعمار و استبداد است، تلاش می‌کند. «این ادب پیوسته با مردم می‌جوشد و می‌خروشد و با حالات و منسبت‌های آنان در رویارویی با دشمنان، همسو و همساز و با جزرومدهای زندگی مردم همراهی دارد» (آیینه‌وند، 1373: 141). طاهره صفارزاده و سپیده کاشانی دو تن از زنان فرهیخته‌‌ای هستند که شعر خود را وقف دفاع مقدس نمودند.

صفارزاده و کاشانی اشعاری زیبا و نیکو درمورد عشق به وطن دارند که وجود همین اشتراکات و پیوند میان ملت و ادبیات ضرورت اصلی در شکل‌گیری این جستار بوده است. هدف از این نوشتار بهره‌بردن از بن‌مایه‌های پایداری و دفاع مقدس در اشعار صفارزاده و کاشانی، با ارائۀ تصویری دقیق و جامع از حس وطن‌دوستی دو شاعر بزرگ معاصر است.

سؤالاتی که پژوهش حاضر در جهت پاسخ به آن‌ها به رشتۀ تحریر درآمده است: 1. طاهره صفارزاده و سپیده کاشانی تا چه میزان به وطن خویش علاقه داشته‌اند؟ 2. دو شاعر در این راه از چه لوازمی بهره برده‌اند؟

۲-۱. پیشینۀ پژوهش

درمورد طاهره صفارزاده مقالات ارزشمندی نگاشته شده است:

شعاعی و مدرسی (1390) در مقالۀ «تجلی مضامین اعتقادی در شعر طاهره صفارزاده» به بررسی تأثیر فضای حاکم بر جامعه در باور طاهره صفارزاده نسبت به مضامین اعتقادی پرداخته‌اند و اینکه آیا شاعر مذکور که دورۀ پهلوی را تجربه کرده است، با تحولات صورت‌گرفته، دچار تحول در بینش خود نسبت به مضامین اعتقادی شده یا اینکه تأثیری در باور او نداشته است.

گلبانچی و داراب‌پور (1392) در مقالۀ «اسطوره‌وارگی مفاهیم زنانه در شعر طاهره صفارزاده»، شاعر زن را نمادی از زایندگی و پرورندگی انسان‌ها دانسته‌اند؛ به همین دلیل در بیشتر شعرهایش برای او، بعد اسطوره‌ای و الهه‌وار قائل شده‌اند. در این پژوهش مفاهیم آفرینش زن، زنانگی، عشق و احساسات زن و زبان زنانۀ صفارزاده مورد واکاوی قرار گرفته‌اند.

مدرسی و خجسته‌مقال (1393) در مقالۀ «جلوه‌های مقاومت و پایداری در اشعار طاهره صفارزاده»، ضمن بررسی مضامین مقاومت در شعر صفارزاده، نتیجه گرفته‌اند اشعاری که وی برای انقلاب اسلامی و دفاع مقدس سروده، از بسامد بالایی برخوردار است.

درمورد سپیده کاشانی نیز تنها مقالۀ زیر یافت شد:

صادق‌زاده (1390) در مقالۀ «بررسی ویژگی‌های سبکی و تحلیل محتوایی شعر سپیده کاشانی»، به بررسی ویژگی‌های سبکی وی از جنبه‌های قالب‌های شعری و مختصات بیانی و ادبی تحلیل و بررسی و سپس به تحلیل محتوایی و بررسی مضمون‌ها و درون‌مایه‌های اشعارش پرداخته است.

۳-۱. نگاهی مختصر به زندگی دو شاعر

طاهره صفارزاده، شاعر، نویسنده، محقق و مترجم متعهد در سال 1315 در سیرجان، در خانواده‌ای متوسط با پیشینه‌ای از مردان و زنانی با نگرش و رفتاری عرفانی و روحیه‌ای ستم‌ستیز به دنیا آمد. پس از اتمام تحصیلات دانشگاهی به خارج از ایران رفت و ضمن تحصیل در حوزه‌های نقد ادبی و نقد عملی، موفق به کسب درجۀ MFA شد. پس از بازگشت به ایران، هم‌زمان با شاعری به تدریس در دانشگاه و ترجمۀ آثار مختلف مشغول شد. در سال 2006 از سوی سازمان نویسندگان آفریقا و آسیا به‌عنوان شاعر مبارز و زن نخبه و دانشمند مسلمان برگزیده شد. او سرانجام در چهارم آبان 1387 در بیمارستان ایرانمهر دیده از جهان فروبست. در حوزۀ تألیف و ترجمه علاوه‌بر مقالات و مصاحبه‌های علمی، ادبی، دینی و اجتماعی، از صفارزاده یک مجموعه‌داستان، دوازده مجموعه‌شعر، چهار گزیدۀ اشعار و دوازده اثر ترجمه یا دربارۀ نقد ترجمه منتشر شده است (اکبری و خلیلی، 1389: 46).

سرور اعظم باکوچی (سپیده کاشانی) در مرداد 1315 در کاشان دیده به جهان گشود و در 24 بهمن 1371، دراثر عارضۀ سرطان، در بیمارستانی در انگلستان دیده از جهان فروبست. او از برجسته‌ترین شعرای انقلاب است که شعرگفتن را از سال 1348 آغاز کرد؛ اما نبوغ شعری وی در انقلاب و رویدادهای آن آشکار شد. آمیختگی مضامین ملی و دینی از ویژگی اشعار اوست. وی پس از پیروزی انقلاب اسلامی به عضویت حوزه هنری درآمد و سال‌ها با آن همکاری داشت. از جمله آثار وی پروانه‌های شب، هزار دامن گل سرخ، سخن آشنا، حکایت آنان که بقا را در بلا دیدند و مجموعه‌آثار را می‌توان نام برد (لک، 1384: 242).

2. بحث اصلی پژوهش

دو شاعر گاهی به‌صورت مستقیم و گاهی به‌صورت غیرمستقیم به دفاع از وطن و ملت خویش پرداخته‌اند.

۱-۲. مستقیم

۱-۱-۲. وطن‌دوستی

ستایش سرزمین، ستایش یک نمود آرمانی است که برای شاعر ارزش ذاتی دارد. شاعر در این‌گونه اشعار همچون سربازی است که در رسالت تاریخی‌اجتماعی به هواداری از سرزمین خود می‌پردازد و در این میان، خویشتن را نیز آشکار می‌کند (لک، 1384: 29). نگاه صفارزاده به‌هیچ‌وجه نگاهی بومی و مقید نیست؛ اندیشۀ او در تبادل با مناسبات سیاسی‌اجتماعی جهان شکل می‌گیرد. شاعر بیان می‌کند که علاوه‌بر وطنش، کشورهای دیگر از جمله افغانستان تحت ظلم و ستم دشمنان قرار گرفته و مردم در آنجا بدون هیچ گناهی کشته می‌شوند. تعهد قومی و عشق او به کشورهای دیگر بیانگر شعر قومی و ملی صفارزاده است. وی نیز برای بیان این موضوع از عنصر تکرار در کلمات فغان و افغان بهره برده است:

جغرافیای جور و ستم/ اعلام کرده/ فغان و ناله و افغان هم/ وطن دارند/ در سرزمین فغان و افغان/ در افغانستان انسان بی‌گناه / کشتار می‌شود (صفارزاده، 1386: 47).

یکی از مضامین مهم در ستایش وطن، تشبیه آن به مادر است. این تشبیه در شعر بیشتر شاعران دیده می‌شود که نشان‌دهندۀ دل‌بستگی شاعر به سرزمین خود است. سپیده کاشانی در شعر «با من بخوان شعر ظفر» که برای خرمشهر سروده است، خرمشهر را به مادری تشبیه می‌کند که منتظر بازگشت فرزندانش است:

لختی دگر کن صبر، ای مادر دعا کن!
تا عقدۀ دل روی دامانت گشایند
بوی بهاران داری ای صد چاک، ای خاک!

 

آیند فرزندان تو، آغوش وا کن
بر ره گلاب خون می‌افشانند و آیند
سایۀ فرشته، باد بر آن تربت پاک
                                     (کاشانی، 1389: 172)

 

 

 

 

وی همچنین در شعری با عنوان «سلام خرمشهر»، این شهر بندری را همچون مادری می‌داند که فرزندانش را در آغوش می‌گیرد:

صدای پای رهایی می‌آید/ قلب بندر/ بر فرزندانش/ آغوش می‌گشاید/ نخل پیر/ تکرار عمر پرثمر خود را بار دگر در آینۀ خورشید/ برپا ایستاده، محو تماشاست (همان: 452).

هنگامی که سرزمینی مورد تهاجم بیگانگان قرار می‌گیرد، وظیفۀ افراد آن ملت است که به دفاع از حریم وطن خود به پا خیزند و این تکلیف برعهدۀ تمام افراد آن ملت است؛ به‌طوری که وظیفۀ هیچ‌کس ساقط نمی‌شود. شاعران نیز به‌نوبۀ خود به انجام این تکلیف پرداخته و با سلاح شعر به مصاف دشمن آمده‌اند. سپیده کاشانی در شعر «مطلع صبح» به همین وظیفۀ خود اشاره نموده و خطاب به شهیدان راه وطن می‌گوید:

ولی ای شهید، سوگند به شط خون پاکت / از برای آنکه شب‌نامۀ دشمنان نویسم

پس از این برای دشمن، قلم است خنجر من! / همه قطره‌قطرۀ خون من است جوهر من (همان: 101).

2-1-2. ستایش آزادی و آزادگی

آزادیِ وطن مسئله‌ای مهم است که تنها در سایۀ مبارزه و تلاش فراوان حاصل می‌گردد و نبود آن یک معضل سیاسی و حاد به شمار می‌رود (پیرزادنیا و نورمحمد نهال، 1396: 71). آزادی،  به‌عنوان یکی از مضامین مشترک شاعران مقاومت، در شعر صفارزاده تجلی یافته است؛ صفارزاده رشادت و دلیری مردم را می‌ستاید که طالب آزادی هستند؛ زیرا وجود استعمارگران داخل وطن، مشکلات و سختی‌های زیادی را برای آن‌ها به وجود آورده است:

و قامت بلند ایمان/ به‌سوی جنگ و شهادت برخاست/ شما که طالب آزادی هستید/ همواره گام‌های اجانب/ اعصابتان را لگدکوب کرده است (صفارزاده، 1384 الف: 32 ).

یکی از جلوه‌های مقاومت در اشعار شاعران مقاومت، ستایش آزادی و آزادگی است. انسان ذاتاً خواستار آزادبودن و رهایی است و از دربندبودن و اسارت بیزار است. شاعران در اشعار خویش به‌دنبال آن هستند تا این آزادی فطری را در افراد زنده کنند. سپیده در شعر «بهار در...» گذر فصل‌ها را نظاره می‌کند. او می‌بیند که فصل بهار با همۀ زیبایی‌هایش آمده، ولی شاعر از آمدنش خوش‌حال نیست؛ او دوست دارد بهار زمین، با بهار آزادی همراه باشد:

اینجا بهار فصل مطرح نیست ما را 
ما را بهاری باید از این دست، آری

 

آن می‌سزد ما را، که ماند نسل‌ها را
ما راست در آزادگی، رنگین بهاری
                                     (کاشانی، 1389: 148)

۳-۱-۲. امید به آیندۀ روشن وطن

امید و خوش‌بینی به آینده، از جمله مؤلفه‌هایی است که در اشعار صفارزاده دیده می‌شود. شاعر متعهد وظیفۀ خود می‌داند که وقتی در جامعه ازنظر شرایط سیاسی و اجتماعی فضای غم و اندوه حاکم باشد، امید و خوش‌بینی را در مخاطب ایجاد کند. او در اغلب اشعارش همیشه به آینده‌ای روشن برای کشورش امیدوار است و فتح و پیروزی وطن در برابر دشمنان را نوید می‌دهد:

ای بندیان ظلم جهان‌خواران/ افطار فاتحانۀ انسان نزدیک است/ افطار فاتحانۀ انسان/ فجر شکوهمند رهایی است/ اینک دیری است کان طلوع/ در قامت بلند شما تابیده است/ زیرا شما ز خویش رها هستید/ ای نسل ناب/ ای نسل بَدر (صفارزاده، 1384 الف: 25).

یکی از روش‌هایی که شاعران ادبیات مقاومت، از جمله سپیده کاشانی، برای دفاع از وطن به کار برده‌اند، امیددادن به رزمندگان و ناامیدکردن دشمنان است. وی در یکی از شعرهایش به جوانان کشورمان این‌گونه امید می‌دهد:

روی این بوم بزرگ می‌توان نقش نمود/ طرح کاج سبز خوشبختی/ و به هر شاخۀ آن/ چلچراغی آویخت/ می‌توان شب‌ها را زائل کرد/ می‌توان فریاد عصیان را/ در سرود شادی مدفون ساخت/ می‌توان در پاییز / گل سرخی رویاند/ و رها کرد بهاران را از بند زمان (کاشانی، 1389: 377).

سپیده همچنین در شعر خود با عنوان «بهار است و هنگام گل‌چیدن من» به دشمن، گرچه پیروزی‌هایی به دست آورده باشد، پیام شکست و ناامیدی می‌دهد:

تنم گر بسوزی، ز قلبم به تیرم بدوزی
کجا می‌توانی ز قلبم ربایی تو
مسلمانم و آرمانم شهادت 

 

جدا سازی ای خصم، سر از تن من!
عشق میان من و میهن من؟
تجلی هستی است جان‌کندن من                                        
                                           (همان: 104)

۴-۱-۲. دعوت به مبارزه در راه وطن

شاعران مقاومت، شکست و تسلیم را مطرود می‌دانستند و تا آنجا که قدرت داشتند در برابر توطئه‌های دشمن پایداری می‌کردند (عطوات، 1998: 693). شاعر ادبیات مقاومت پس از آنکه توانست روحیۀ امید را در میان هم‌وطنانش مستحکم کند، اکنون از همه می‌خواهد که به جهاد برخیزند و عزم خود را جزم کنند. صفارزاده با الهام از مضامین دینی و مذهبی خود، در دفاع از میهن و عشق‌ورزی نسبت به آن، در مقابل استعمارگران می‌ایستد و مردم را به ایستادگی و مقاومت فرامی‌خواند:

ما ایستاده‌ایم/ در پای پرچم/ در پای پرچم هیهات/ هیهات من الذله/ و پرچم ایستاده/ زیر پرچم حق/ سردار و سربلند/ و ایستادگی ما / به ایستادگی پرچم/ در زیر پرچم است (صفارزاده، 1384ب: 86).

صفارزاده در جای دیگر به ستایش قهرمانی و خیزش و بیداری دلاوران پرداخته و حرکت دلاورمردان را توفنده توصیف کرده که در مواجهه با دشمن آرام و قرار ندارند و برای اینکه دشمن را شکست دهند، همواره به مقاومت و مبارزه با دشمن ادامه می‌دهند:

بر ضد اتحاد تعرض/ این رشتۀ طلوع و غروب/ برنامۀ شبانه‌روز شماست/ توصیف جاودانۀ موجید/ توفنده/ بی‌خواب/ بی‌قرار/ پیوسته رو به ساحل ناآرامی/ پیوسته رو به صخرۀ دشمن دارید/ و در شکست هر شورش/ دوباره می‌شورید (صفارزاده، 1384الف: 33).

سپیده کاشانی در ابیاتی زیبا در شعر «حماسۀ مقاومت»، برای رسیدن به هدف خود از پدیده‌های طبیعت مدد می‌جوید:

آموختیم از بحر، پیوستن
از چشمه رمزوراز جوشیدن
در رزمگه، استادگی از کوه

 

خورشیدوار از دام شب رستن
از رعد، بر دشمن خروشیدن
دشمن‌ستیز و صابر و نستوه
                            (کاشانی، 1389: 170)

۵-۱-۲. مباهات و ستایش شهدا و بزرگان وطن

یکی دیگر از مفاهیم که شاعران مقاومت در اشعار خود از آن بهره می‌جویند، ستایش شخصیت‌های مبارز و ظلم‌ناپذیر در برابر ظلم و جور عصیانگران و فخر به آن‌هاست. شاعران معمولاً در اشعارشان، چنین شخصیت‌هایی را می‌ستایند تا ضمن جاودانه‌ماندن نام و یاد آن‌ها، الگو و اسوه‌ای برای بقیۀ مردم شوند. «فخر نوعی مدح است که طی آن، شاعر کارهای خوب و پسندیدۀ خود را می‌ستاید و فضایل و مکارم اخلاق خود را به تصویر می‌کشد. گاهی فخر، خود شاعر را در بر نمی‌گیرد؛ بلکه قوم یا جماعتی را شامل می‌شود که شاعر به آن‌ها منسوب بوده و اعمال نیک و مجد و عظمت آن‌ها را می‌ستاید که به آن فخر گروهی گفته می‌شود» (ابراهیمی کاوری و دیگران، 1392: 106).

صفارزاده نیز در قالب شعر، یاد و خاطرۀ قهرمانانی را که برای حفظ ایران جان‌فشانی کردند زنده نگه داشته است. او دلاوری‌های مدافعان میهن را این‌گونه توصیف می‌کند:

و نوجوانان/ دور از حصار تجزیه و تحلیل/ یک‌شبه مرد جوان شدند/ پهلوان شدند/ در جبهه/ رزمندگان دنبال مقصد ثارالله/ هماره/ مجموعۀ شهادت را/ مانند نعمتی/ از هم ربوده‌اند/ آوازۀ دلاوری آنان/ چونان حکایت همیشۀ مظلومان/ پشت حصاری از/ رسانه‌های جمعی سلطه/ اسیر می‌ماند (صفارزاده، 1384الف: 34).

یا در جای دیگر به این مطلب (ستایش دلاوران وطن) اشاره می‌کند:

سال گذشته/ سال دلاوری مردان بود/ سال محاربه با نامردان/ جهان/ اجیر جهان‌خواران بود/ جهان/ پر از خصومت با مظلومان/ جهان پر از عداوت با ما بود (همان: 12).

یکی از بارزترین ابعاد جهاد در راه خدا، شهادت و ایثار در راه وطن است. از خصوصیات شعر وطنی شاعران ملی، ستایش از شهیدان است که در بسیاری از اشعارشان انعکاس یافته است. «شهادت برای انسان‌های پاک‌باخته و ازدنیاوارسته‌ای که خداجویند و عاشقانه راه می‌پویند، راه میان‌بری است که آن‌ها را زودتر و سریع‌تر از آن‌ها که از راه‌های دیگر در پی رستگاری‌اند به هدف‌های والایی در مسیر قرب الهی می‌رساند» (عمید زنجانی، 1384: 30). شهادت و شهادت‌طلبی از جمله ارزش‌های کلیدی و اثرگذار اسلامی است که وجود آن می‌تواند به شکل‌گیری و توسعۀ جهانیْ حق‌مدار و ظلم‌ستیز و برخوردار از آزادی کمک نماید (غیبی و دیگران، 1393: 326). این ارزش یکی از زیباترین مفاهیم مورد توجه در شعر شاعران انقلاب است. اندیشۀ صفارزاده برگرفته از مکتب اسلام است. او منزلت شهیدان را چنین ارزیابی کرده است:

 آه ای شهید/ دست مرا بگیر/ با دست‌هایی/ کز چادرهای زمین کوتاه‌تر/ است/ دست مرا بگیر/ من شاعر هستم/ با جان زخم‌‌دیده/ من آمده‌ام که پیش شما باشم/ و در موعود/ دوباره باهم برخیزیم (صفارزاده، 1386: 41).

یا مانند: تو هم شهیدی/ شاهدی/ شهادت داده‌ای/ بهشت منتظر توست (همان: 54).

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

سپیده در ستایش مقام والای شهید در شعر «کوچه‌های آشنایی» چنین سروده است:

 

پشت بر پاییز، یاران داشتند
جرعه‌نوشان بلا با شور و حال

 

بی‌امان، رو به بهاران داشتند
تا خدا رفتند دور از قیل و قال
                                     (کاشانی، 1389: 130)

یکی از شخصیت‌هایی که سپیده در شعرش او را می‌ستاید، روحانی مبارز سیدحسن مدرس است:

او آمد در جامه‌ای کرباس
دشمنان چون خار و او چون داس
می‌کند با حکمت و تدبیر 

 

نقش بیداری به شب می‌زد
پرده‌های شب عقب می‌زد
دیو استکبار در زنجیر
                                                 (همان: 179)

 

 

 

 

سپیده در شعر «گل صحرای خمین» به ستایش رهبر کبیر انقلاب، امام‌خمینی(ره)، پرداخته است:

چارده قرن، بسی گل واشد
شد ز آزادگی‌اش سرو، خجل
خونش آمیخته با خون حسین

 

گلی آزاده ز صحرای خمین
از یکی روح خدا پیدا شد
چون به پا خاست، نگران شد باطل
                                                 (همان: 154)

2-2. غیرمستقیم

۱-۲-۲. بهره‌گیری از نمادهای مرتبط با وطن

نماد کلمه‌ای فارسی است که به‌معنای فاعل و ظاهرکننده و نیز به‌مفهوم نشان و علامتی یا معنای خاصی آمده است (انوری، 1381: 7962). رمز معادلِ عربیِ نماد و سمبل معادلِ انگلیسی آن است که در لغت «اشاره با دو لب، چشم یا ابرو» (فیروزآبادی، 1412، ج2: 253) و در واقع خلقِ صدایِ ضعیف با زبان است که بدون صراحت ادا می‌شود» (ابن‌منظور، 1405: 356). در اصطلاح رمز «پدیده‌ای حسی است مانند اشاره به مشابهت دو چیز که خیالِ رمزگرایِ شاعر آن را احساس کرده است» (محمد فتوح، 1984: 40). رمز در مفهوم جدید برای یک کشف خیالی وضع شده است و با وجودی که می‌توان تأویل و تفسیرهای مختلف از آن ارائه نمود، اما درنهایت «مصداق آن، ذات خودش است» (بسیسو، 1999: 233).

«به‌کارگیری نمادها یکی از برجستگی‌های ممتاز شعر معاصر ایران و عرب، به‌خصوص شعر مقاومت است. این ویژگی مهم از عناصر اساسی شعر مقاومت معاصر ایران و عرب است که با توجه به شرایط سیاسی و اجتماعی، گاهی صورت‌های بیانی آن در قالب‌های کنایی و استعاری بیشتری جلوه می‌کند و گاه بسته به شرایط سیاسی و اجتماعی و تاریخی و فرهنگی، در اشکال بیانی ساده و روان‌تر خود را نشان داده است (نک: محسنی‌نیا، 1388: 8).

۱-۱-۲-۲. نمادهای دینی

۱-۱-۱-۲-۲. انبیا

افتخار به گذشتۀ غرورآفرین همواره یکی از تکیه‌گاه‌های ادیبان مقاوم بوده است؛ بنابراین شاهدیم که «ادبیات پایداری ملت‌هایی که ریشه‌های دینی و اعتقادی دارند، با طرح گذشته‌ها، شخصیت‌های افتخارآفرین و اسوه‌های پایداری قرین است» (امیری خراسانی و آخشن، 1391: 30).

حضرت ابراهیم(ع) و حضرت محمد(ص): حضرت ابراهیم(ع) اسوۀ مبارزه با بت‌پرستی و شرک است. پیامبر (ص) نیز اسوۀ مقاومت و مبارزه با ظلم و ستم می‌باشد؛ لذا شاعر آن دو حضرت را به‌عنوان الگویی کارآمد و نماد مبارزه و حق‌طلبی برای اوضاع زمانه‌اش قرار داده است:

 فرمان حرکت این تحریر/ از پایگاه حضرت ابراهیم/ از پایگاه پاک رسول/ از خاستگاه اولیای خدا آمده (صفارزاده، 1384الف: 105).

مسیح(ع): مسیح نماد رهبری انقلابی و مبارز است و می‌تواند الگویی کارآمد برای مبارزات مردم برضد رژیم مستبد باشد. رابرت اِمِت یکی از پیشتازان استقلال‌طلبی ایرلند است که در سال 1803 به دار آویخته شد. صفازاده میان به دار آویخته‌شدن رابرت اِمِت و مسیح پیوند برقرار کرده است:

تابوت کوچک و سبک او/ ظرف خلاصه‌ترین جسم/ نشانۀ بزرگی ایمانش بود/ همراه و در هدایت تابوت/ مسیح آمده است و «اِمِت» (همان: 26).

۲-۱-۱-۲-۲. ائمه اطهار(ع)

حضرت علی(ع): حضرت علی(ع) در شعر صفارزاده مظهر شهادت، ایثار و مبارزه با دشمنان است:

 قلوب آفتابی الهیان/ قلوب خالص دین‌خواهان/ به صوت خوب علی گوش می‌دهند/ که خوش‌ترین تلاوت عشق از اوست/ از مولا (صفارزاده، 1384الف: 122).

امام‌حسین(ع): صفارزاده در شعرش شخصیت‌های دینی همچون امام‌حسین(ع) را به الگویی کارآمد برای نسل امروز تبدیل نموده است؛ زیرا امام‌حسین(ع) مظهر شهادت، عدالت‌خواهی، فداکاری و ایثار و سمبل مبارزه با حکومت ظالم بنی‌امیه تلقی می‌شود:

 در آن شبی که حمله از همه جانب بود/ امام‌حسین(ع)/ آن آفتاب حق و شهادت/ از ارتفاع مهر و عنایت/ بر توده‌های ابر تو خوابید/ از هیبتش ددان به قعر گم‌شدگی رفتند (صفارزاده، 1384الف: 175).

حضرت مهدی(عج): شاعرِ منتظر از اوضاع موجود در وطنش ناراضی است و در پی رسیدن به افق بی‌کران موعود(عج) است. درون‌مایۀ شعر انتظار، عدالت‌خواهی، برابری و پیروزی بر دشمنان است؛ بنابراین با مسائل سیاسی‌اجتماعی پیوند خورده است؛ در این شعر نیز شاعر دنیای آرمانی خود را بیشتر با اتکا بر ظهور امام‌زمان(عج) بنا می‌کند.

به روز جمعۀ دیدار/ نام تو جمعه است/ ای بهترین اهل زمان/ ای بهترین اهل زمین/ ای یار/ ای خجسته‌ترین صبح انتظار (همان: 148).

۳-۱-۱-۲-۲. معصومین

حضرت فاطمه(س): صفارزاده همچون دیگر شاعران، حضرت فاطمه(س) را اسوه‌ای مذهبی و نماد صبر و استقامت در برابر ظلم و ستم دشمنان معرفی کرده و چنین سروده است:

همچون غبار/ از روی خاک برگرفته شدم/ و چون رسیدم/ سرم به دامن بانو کشیده شد/ آن دامنی که/ سر سروران عالم را/ پناه بود به دوران/ تمام زندگی‌ام بغض بود/ علیه ظلم و جهالت (صفارزاده، 1384الف: 108).

 

2-2-2. سایر نمادهای مرتبط با وطن

نیومارک (1993) معتقد است حیوانات دارای بیشترین نماد فرهنگی هستند (به‌نقل از استاجی و دیگران، 1397: 2).

گرگ: «در فرهنگ ما گرگ زادۀ اهریمن است و نمایندۀ نیروی شر و نماد آز و بی‌رحمی و مرده‌خواری می‌باشد» (بنونیست، 1377: 48). نیز گرگ تمثیل درندگی و ظلم و ستم است (خیریه، 1384: 205). در این شعر، «گرگان» نماد دشمنان وطن قرار گرفته است:

 در پهنۀ دشت هم خبری نیست/ شکار گرما پیدا نمی‌شود/ هجوم زوزۀ گرگان/ تو را به یک حصار فرامی‌خوانند (صفارزاده، 1384الف: 87). 

دزد: شاعر، استعمارگران داخلی و خارجی را به دزد تشبیه کرده است:

ما خواب بودیم/ ما بیش از آن در خواب بودیم/ که همهمۀ پای دزدان/ دزدان داخلی و خارجی/ بیدارمان کند (همان: 31).

شیاطین: در این شعر، دشمنان به شیاطین تشبیه شده‌اند که موجب فتنه‌گری و تفرقه میان مردم شده‌اند:

و او که می‌دانست/ که اتحاد شیاطین/ جداگر نهانی ملت‌ها/ نگونگر نظام هویت‌هاست (همان: 27).

زنبور: همان‌طوری که نیش زنبور آزاردهنده است، شاعر نیز زنبور را سمبل آزار و اذیت دشمنان وطن می‌داند:

مغز و دل طلایی تو/ مقصد زنبوران است/ آن نیش‌های حریصانه/ بی‌مکث و بی‌امان/ شهد تو را ز سینه درو می‌کنند (همان: 91).

عنکبوت: عنکبوت نمادی است برای دشمنان که دام خود را می‌بافد که شکارش در آن بیفتد و بمیرد. لانه‌های عنکبوت در شعر صفارزاده نماد دشمن است. نیز تلمیحی است به آیۀ قرآنی «مَثَلُ الذِینَ اتخَذُواْ مِن دُونِ اللهِ أَوْلِیآءَ کمَثَلِ الْعَنکبُوتِ اتخَذَتْ بَیتًا وَإن أَوْهَنَ الْبُیوتِ لَبَیتُ الْعَنکبُوتِ لَوْ کانُواْ یعْلَمُونَ» (عنکبوت، 41):

ای نونهال/ هموار و نرم و روشن می‌خوانی/ در این تلاوت معصومانه/ چونان که در صدای ناب اذان/ جان از مجاورت دلتنگی‌ها/ از لانه‌های عنکبوتی این روزمره‌ها/ پر می‌کشد به خیمه‌های سرمدی بالا (صفارزاده، 1384الف: 131).

ددان: در این شعر، شاعر دشمنان را به «ددان» تشبیه کرده است:

ددان به چهره چو آدم/ ددان دست‌نشانده/ ددان دست‌آموز/ و در بیداری/ ضربه‌زنندگان/ به ضربه گرفتار آمدند (همان: 175).

کفتار: حیوانی لاشخور است و در شعر صفارزاده نماد دشمن و ظلم و ستم است:

تویی که «منتظری»/ چگونه منتظری/ که پنجۀ کفتار کفر/ نسوج روح تو را نگسلد/ و قلب تو را نشکند/ در هر زمان/ مهمیز جهل/ مهمیز ظلم/ بر گُردۀ شعور تو می‌کوبد خواب‌زده/ از درک این محاسبه خالی هستند (همان:150).

روباه: در فرهنگ عامیانه، معمولاً روباه سمبل حیله‌گری و نیرنگ است (خیریه، 1384: 92). شاعر، روباه را تمثیل گرفته برای دشمنان مستبدی که با حیله‌گری و مکر و فریب، خاک وطن را تصرف کرده‌اند:

مردان ظاهری/ دهشت‌زده/ تو را به سان جذامی‌ها/ به محفل تنهایی راندند/ روباه روز/ روباه شب/ مجموعۀ فریب شبانه‌روز (صفارزاده، 1384الف: 171).

«مکان‌های جغرافیایی هر کشوری نماد آن کشور محسوب می‌شوند و شاعر با پرداختن به این موضوعات، از تمامیت ارضی سرزمین خود دفاع می‌کند» (لک، 1384: 229). شاعران مقاومت نیز در اشعارشان بسیار از نمادها بهره گرفته‌اند؛ مانند سپیده کاشانی که در وصف البرز سروده است:

البرز ای سرافراز! ای با تو مهر دمساز
بشنو گذشته‌ای دور: در دامنت زمانی
غوغای فتنه برخاست، از دوردست ناگاه

 

ای با ستاره همراز، لب را به قصه کن باز!
می‌زیستند آرام، خوشبخت مردمانی
آتش فکند در دشت، قومی پلید و گمراه  
                                    (کاشانی، 1389: 169)

 

 

 

یا در سروده‌ای دیگر، از «خرمشهر» به‌عنوان نماد تمام ایران سخن به میان می‌آورد:

ای شهر خرمشهر، ای خاک گهرخیز!
خاکت ببوسم، خاک تو بوسیدنی شد 
ای قلۀ ایثار و محراب عبادت!

 

ای سینه پرآذرت از قصه لبریز
گل‌های خرمشهر من بوییدنی شد
آه، ای مقاوم شهر! شهر شهادت
                                              (همان: 172)

۳-۲. اساطیر مرتبط با وطن

اسطوره‌ها در واقع نمایش قدرت مردم یک سرزمین هستند که در بستر زمان شکل می‌گیرند. انسان‌ها برای تقویت روحی و روانی خود، پیروزی‌های خود را در اسطوره‌ها جاودان می‌سازند (لک، 1384: 80).

رستم: نماد پهلوانی و شجاعت می‌باشد. صفارزاده رزمندگان دفاع مقدس را به پهلوانانی همچون رستم تشبیه نموده است:

در جبهه دست غیبی امداد/ ابر سیاه را/ از مسیر هواپیما برمی‌دارد/ و او کز نسل غنچگان/ این‌همه یَل و رستم/ رویانده (صفارزاده، 1384الف: 41). 

ماردوش: کتب تاریخ اسلامی بر وجود دو مار یا دو اژدها بر شانه‌های ضحاک تصریح کرده‌اند (بیرونی، 1352: 297؛ گردیزی، 1374: 3). مقدسی عامل ماردوشی ضحاک را بوسۀ ابلیس می‌داند: «گویند ابلیس به‌صورت پسری نزد ضحاک رفت و بر دوش او بوسه زد و از آنجا دو مار برست که غذای آن‌ها سر آدمیان بود» (مقدسی، 1374: 122). اما در این شعر، شاعر «ماردوش» را سمبل دشمن می‌داند:

سال گذشته/ سال رهایی آن ماردوش بود/ از حمل مارها/ که یاوران بزرگش بودند/ و در هلاکت هویت ما/ هر صبح و شام/ از مغزهای خوب جوانان خوردند (صفارزاده، 1384الف: 13).

شمر: در این شعر، «شمر» نماد شخصیتی منفی و ظالم است:

این هیکل تناور ظلمانی/ خصمانه می‌نشیند/ از تلاطم یک مجهول/ بر روی سینۀ معلوم/ شمرانه می‌نشیند/ با خباثت یک شیطان/ بر روی سینۀ معصوم (صفارزاده، 1384الف: 72).

از جمله شخصیت‌های اسطوره‌ای در شعر سپیده کاشانی می‌توان به شیرین و فرهاد و لیلی و مجنون اشاره نمود. سپیده در ستایش فداکاری شهیدان سروده است:

گیسوی لیلا طناب دار دشمن گشت لیک
چشم شیرین زمان، دریاوش از خون موج زد

 

همت مجنون نگر، کو از سر و پیکر گذشت
جان شیرین داد فرهاد و از این معبر گذشت
                                    (کاشانی، 1389: 241)

سپیده در اشعارش، شهیدان وطن را همچون ققنوس دانسته است. «ققنوس پرنده‌ای است افسانه‌ای که سمبل مبارزه است، سمبل رشادت و ازخودگذشتگی و ایثار است. او مثل شمع می‌سوزد و بر گرد خود روشنی می‌بخشد. به‌نظر او باید علیه ظلم و بیداد و بی‌عدالتی و استبداد برافروخت، اگر چه به‌قیمت نابودی خویشتن تمام شود» (جواری، 1388: 10).

زان دورها یک مشت خاکستر
دارد پیامی از نازنین سروری

 

باغ در دامن با دست می‌آید
کاین خاک بس ققنوس‌ها زاید
                                    (کاشانی، 1389: 326)

۳. نتیجه‌گیری

طاهره صفارزاده و سپیده کاشانی دو بانوی شاعر ادبیات پایداری ایران، حوادث و رویدادهای کشور را به چشم خویش مشاهده کرده‌اند؛ بنابراین اشعاری را به‌سببب عشق به وطن سروده‌اند. لحن حاکم بر اشعار دو شاعر دربردارندۀ اعتراض به دشمنان بعثی است. قصاید دو شاعر بیانگر رنج‌های ملتشان است که ناشی از اوضاع سیاسی و اجتماعی می‌باشد. این دو شاعر در حوزۀ ادبیات پایداری و عشق به وطن مضامین مشترکی دارند که بیانگر آرمان والای آن‌هاست که در این مقاله با ذکر شواهد به این مضامین پرداخته شد؛ از جمله اینکه از نمادها و اسطوره‌ها برای تشویق و برانگیختن مردم به مقاومت در برابر ظلم و بیداد حاکمان ستمگر زمانۀ خود استفاده نموده‌اند. آزادی، عدالت، وطن‌پرستی، استعمارستیزی، تکریم شهیدان و ستایش رشادت دلاورمردان و قهرمانان، تشویق به مبارزه، دیگر آرمان والای دو شاعر است. از آنچه گذشت می‌توان نتیجه گرفت دو شاعر به‌خوبی توانسته‌اند به‌صورت مستقیم (ستایش سرزمین، مطرح کردن راه‌های دفاع و...) و به‌صورت غیرمسقیم (ذکر نمادها و اسطوره‌های وطن)، در جهت حفظ سرزمین خود به ایفای نقش بپردازند. علاوه‌بر این، این اشعار توانسته است با ایجاد روحیۀ حماسی در میان ملت، در سرنوشت کشور مؤثر باشد. صفارزاده و کاشانی با وجود سادگی و روشنی اشعارشان، تمام توان خود را در جهت حفظ سرزمینشان به کار گرفته‌اند. در اشعار آن‌ها روحیۀ دینی و مذهبی با روحیۀ ملی در هم آمیخته است و دو شاعر این امور را جدایی‌ناپذیر می‌دانند. آن‌ها در اشعار خویش سعی نموده‌اند روحیۀ دینی مردم را حفظ نموده و در گسترش و حفظ اسلام تلاش نمایند.

  1. آیینه‌وند، ص. (1372). پژوهش‌هایی در تاریخ و ادب. تهران: اطلاعات.
  2. ابراهیمی کاوری، ص. و دیگران (1392). تطبیق مضامین شعری ملک‌الشعرای بهار و سامی البارودی. مطالعات ادبیات تطبیقی، ۷(25)، 95-116.
  3. ابن‌‌منظور، م. (1414). لسان‌العرب. چ۳. بیروت: دار صادر.
  4. ابوحاقه، ا. (1979). الالتزام فی الشعر العربی. بیروت: دار العلم للملایین.
  5. اکبری، م. و احمد خلیلی (1389). بررسی اشعار طاهره صفارزاده از دیدگاه فکری. فصلنامۀ تخصصی سبک‌شناسی نظم و نثر فارسی (بهار ادب)، ۳(۴)، 35-67.
  6. امیری خراسانی، ا. و قدرت آخشن (1391). اسوه‌های مذهبی در شعر دفاع مقدس. نشریۀ ادبیات پایداری، 4(7)، 30-58.
  7. انوری، ح. (1381). فرهنگ بزرگ سخن. تهران: سخن.
  8. بسیسو، ع.ر. (1999). قصیدة القناع فی الشعر العربی المعاصر. بیروت: المؤسسة العربیة للدراسات والنشر.
  9. بصیری، م.ص. (1376). سیر تحلیلی شعر مقاومت در ادبیات فارسی از مشروطه تا 1320ش. پایان‌نامۀ منتشرنشدۀ دکترا، دانشگاه تربیت مدرس، تهران.
  10. بنونیست، ا. (1377). دین ایرانی بر پایۀ متن‌های معتبر یونانی. ترجمۀ بهمن سرکاراتی. چ۳. تهران: قطره.
  11. بیرونی، ا. (1352). آثار الباقیة. ترجمۀ اکبر داناسرشت. تهران: ابن‌سینا.
  12. پیرزادنیا، م. و زهره نورمحمد نهال (1396). نقد و بررسی جلوه‌های آزادی در شعر حلمی سالم. دوفصلنامۀ ادبیات دفاع مقدس، 1، 67-82‌.
13. جواری، م.ح. (1388). تحلیل تطبیقی ققنوس و آلباتروس دو شعر از نیما و بودلر. مجلۀ پژوهش‌های زبان و ادبیات فارسی دانشگاه اصفهان، 1، 17-۳۰.

  1. خیریه، ب. (1384). نقش حیوانات در داستان‌های مثنوی معنوی. تهران: فرهنگ مکتوب.
  2. سنگری، م.ر. (1377). ادبیات پایداری. نامۀ پژوهش (ویژۀ دفاع مقدس)، ۳(9).
  3. صفارزاده، ط. (1384الف). دیدار صبح. چ۲. تهران: پارس کتاب.
  4. ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ـــــــــــــــــ‌. (1384ب). روشنگران راه. تهران: برگ زیتون.
  5. ـــــــــــــــــ‌‌. (1386). بیعت با بیداری. چ۴. تهران: هنر بیداری.
  6. صنعتی، م.ح. (1389). آشنایی با ادبیات دفاع مقدس. تهران: صریر.
  7. عطوات، م.ع. (1998). الاتجاهات الوطنیة فی الشعر الفلسطینی المعاصر من 1918 إلی 1967. بیروت: دار الآفاق الجدیدة.
  8. عمید زنجانی، ع.ع. (1384). انقلاب اسلامی و ریشه‌های آن. چ۱۵. تهران: طوبی.
  9. غیبی، ع.الف و دیگران (1393). هویت اسلامی‌عربی و استکبارستیزی در اشعار فاروق جویده و نقش او در بیداری اسلامی، نشریۀ ادبیات پایداری، ۶(11)، 310-332.
  10. فروغی جهرمی، م.ق. (1389). مقوله‌ها و مقاله‌ها... . تهران: بنیاد حفظ آثار و ارزش‌های دفاع مقدس.
  11. فیروزآبادی، م.ا. (1412). القاموس المحیط. بیروت: دار إحیاء التراث العربی.
  12. کاشانی، س. (1389). مجموعه‌آثار سپیده کاشانی. تهران: انجمن قلم ایران.
  13. گردیزی، ع.ح. (1374). زین‌الأخبار. به‌اهتمام عبدالحی حبیبی. تهران: بنیاد فرهنگی ایران.
  14. لک، م. (1384). ایران‌زمین در شعر فارسی. تهران: مؤسسه مطالعات ملی.
  15. محسنی‌نیا، ن. (1388). مبانی ادبیات مقاومت معاصر ایران و عرب. نشریۀ ادبیات پایداری دانشگاه شهید باهنر کرمان، ۱(۱).158-143
  16. محمد فتوح، ا. (1984). الرمز و الرمزیة فی الشعر العربی المعاصر. چ۳. قاهره: دارالمعارف.
  17. مقدسی، م. (1374). آفرینش و تاریخ. ترجمۀ محمدرضا شفیعی کدکنی. تهران: سخن.