تأثیرگفتمان انقلاب اسلامی در ساخت و محتوای اشعار قیصرامین پور

نویسندگان

1 استادگروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه شهید باهنر کرمان

2 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه شهید باهنر کرمان

3 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه شهید باهنر کرمان

چکیده

شعر مقاومت یا پایداری یکی از شاخه‌ها و جریان‌های شعری در‌ ایران است. در جریان انقلاب اسلامی ‌ایران و جنگ تحمیلی، شاعران بسیاری در این عرصه شعر سرودند و ماندگار شدند که یکی از ‌این شاعران ماندگار، قیصر امین‌پور است. او در سال‌های اول انقلاب اسلامی به حوزۀ هنری سازمان تبلیغات اسلامی پیوست و از گفتمان انقلاب اسلامی تأثیر پذیرفت. امین‌پور با کتاب تنفس صبح نام خود را در شعر انقلاب و جنگ ماندگار کرد. هرچند که او در آثار بعدی خود، تا حدودی از این رویکرد فاصله گرفت، اما تأثیر جنگ و گفتمان انقلاب را می‌توان همچنان در شعرهایش مشاهده کرد.‌ این مقاله با روش فیش‌برداری و تحلیل محتوایی به بررسی تأثیر گفتمان انقلاب اسلامی در ساخت و محتوای اشعار قیصر امین‌پور پرداخته است. به همین منظور، چهار دفتر شعر او را تجزیه‌وتحلیل کرده و نسبت ساختاری و محتوایی این اشعار را با گفتمان انقلاب اسلامی، نشان داده است. یافته‌های این مقاله نشان می‌دهد که اشعار قیصر امین‌پور با گفتمان انقلاب اسلامی در دهۀ شصت نسبت خاص و در دهۀ هفتاد نسبت عام دارد.

کلیدواژه‌ها


با پیروزی انقلاب اسلامی در سال 1357، نسل تازه‌ای از شاعران وارد عرصۀ ادبیات ‌ایران شدند که به نسل «نویسندگان و شاعران متعهد به آرمان‌های انقلاب اسلامی» معروف شدند. در ‌این دوران «جریانی وسیع از نوعی شعر که می‌توان آن را شعر انقلابی‌دینی خواند، در دهۀ نخست انقلاب و جمهوری اسلامی شکل گرفت... ریشه‌های فرهنگی ‌این جریان در دو دهۀ مورد بحث به جلال آل‌احمد، علی شریعتی و پیوستگی ادبی آن در همان دوره به شعرهای م. آزرم، سیدعلی موسوی گرمارودی و طاهره صفارزاده برمی‌گردد» (عابدی، 1394: 171).

قیصر امین‌پور، یکی از شاعران نسل انقلاب و جنگ بود که بسیاری از ‌اشعارش دربارۀ جنگ و انقلاب هستند. شعر جنگ با حضور او، سلمان هراتی و سیدحسن حسینی، رنگ‌وبویی تازه گرفت. آن‌ها توانستند در سرتاسر دهۀ 60، مخاطبان فراوانی جذب کنند.

1-1. بیان مسئله

قیصر امین‌پور یکی از تأثیرگذارترین شاعران جنگ و دفاع مقدس است. او که در دهۀ شصت، توانسته بود با شعرهای خود مخاطبان فراوانی را جذب کند، در دهۀ 70 و 80 نیز موفقیت‌های زیادی در عرصۀ شعر داشت. امین‌پور فرزند زمانۀ خود بود و پس از پایان جنگ، با گریز از وادی ‌ایدئولوژی و پناه‌بردن به ساحت عشق، به یکی از بهترین و تواناترین شاعران نسل خود تبدیل شد. این تحقیق قصد دارد به نسبت‌سنجی اشعار قیصر امین‌پور با شعر انقلاب اسلامی در حیطۀ ساختار و محتوا بپردازد. به این منظور، تمامی دفترهای شعری امین‌پور براساس مختصات و ویژگی‌های محتوایی، زبانی و ادبی، مورد مطالعه و بررسی قرار خواهند گرفت.

۲-۱.  پیشینۀ تحقیق

تاکنون بعضی از محققان و دانشجویان در پایان‌نامه‌ها وکتاب‌های خود به بررسی ‌اشعار قیصر امین‌پور پرداخته‌اند. پروانه محبی‌تبار در پایان‌نامه‌ای با عنوان «تحلیل انتقادی گفتمان شعر دفاع مقدس در اشعار قیصر امین‌پور» در دانشگاه الزهرا و دکتر علی‌اکبر باقری خلیلی نیز در پایان‌نامه‌ای با عنوان گژ«گژبررسی دیدگاه های انتقادی در اشعار قیصر امین‌پور» از دانشگاه مازندران به بررسی مختصر و نقد ‌اشعار امین‌پور پرداخته است. علی تسلیمی در سال 1387 در کتاب گزاره‌هایی در ادبیات معاصر؛ شعر و محمدکاظم کاظمی نیز در سال 1393 در کتاب ده شاعر انقلاب، فصلی را به قیصر امین‌پور اختصاص داده و بعضی از ویژگی‌های شعری او را بررسی کرده است.

۳-۱.  ضرورت و اهمیت تحقیق

تاکنون منتقدانی به‌صورت جسته‌وگریخته به بررسی ‌اشعار قیصر امین‌پور پرداخته‌اند؛ اما تاکنون به‌طور همه‌جانبه به بررسی ویژگی‌های زبانی، ادبی و محتوایی‌ اشعار او پرداخته نشده است و ضرورت و اهمیت‌ این تحقیق نیز در همین مسئله است که قصد دارد به‌طور جامع و کامل به بررسی ویژگی‌های محتوایی و ساختاری اشعار امین‌پور بپردازد.

2- بحث

شعر انقلاب ازنظر محتوایی، حامل و مبلغ ارزش‌های دینی و انقلابی است. در این نوع شعر، محتوا برای شاعر از هر چیزی مهم‌تر است.

«این شعر، شعری است در خدمت تعهد، از مردم و برای بیان مسائل مردم و این شعر، تفننی، روشن‌فکرمآبانه و خالی از وظیفه و رسالت نیست، بیان آرزوهای نفسانی و نیازهای آن‌چنانی هم نیست که شاعر برای دل خود و خوشامد دیگران بسراید؛ بلکه بیان خشم و طوفان روحی شاعرانی است که از میان توده‌ها برخاسته‌اند.» (مکارمی‌نیا، 1385: 46).

محتوای اشعار جریان شعر انقلاب در بیشتر موارد دربارۀ شهامت، انتظار ظهور، بدرقۀ رزمندگان، بیان مظلومیت رزمندگان، مدح شهدا و اهل‌بیت، بیان ایثار و فداکاری مردم و... است.

این محتواها در بسیاری از موارد باعث شده است که شعر انقلاب به‌سمت شعار برود؛ اما بنا به گفتۀ بعضی منتقدان، شعارگرایی شعر انقلاب اجتناب‌ناپذیر و اقتضای طبیعی آن زمان بود: «اقتضای طبیعی جنگ، آن بود که بخشی از شعر دفاع مقدس برای همگامیِ نفس‌به‌نفس با فرازوفرودهای پرالتهاب آن دوره و آفرینش شور لازم، رویکرد به شعار و رجز پیدا کند» (صنعتی، 1389: 43).

اشعار شاعران انقلاب در اوایل انقلاب و در دهۀ شصت، بیشتر اشعاری تبلیغی و تهییجی بودند و هدف شاعر از خلق این اشعار، بیشتر تبلیغ ارزش‌های اسلامی و انقلابی و تقدیر و ستایش از رزمندگان و مبارزان بوده است.

شعر انقلاب ازنظر محتوایی، بیش از اینکه جنبۀ ملی‌گرایانه داشته باشد، جنبۀ اسلام‌گرایانه دارد. به‌تعبیر محمدکاظم کاظمی، می‌توان گفت که در نگاه شاعران انقلاب «امت واحده» جای «کهن‌بوم‌وبر» را گرفته است؛ پس بی‌سبب نیست اگر شاعران دوران انقلاب به مسائل جهان اسلام عنایتی خاص داشته‌اند (نک: کاظمی، 1393: 23).

شعر شاعران انقلاب در دهۀ شصت و پس از آن، بسیار محتواگرایانه بود. این محتواگرایی با بی‌اعتنایی به فرم و پرداخت و مضامین صریح و مستقیم همراه بود. این مسئله باعث شد که اشعار شاعران انقلاب در بسیاری مواقع از جوهرۀ شعری فاصله بگیرند.

ازنظر ساختاری نیز جریان شعر انقلاب، بیشتر گرایش به قالب‌های کهن دارد. بیشتر شاعران برتر این سه دهه، مطلقاً کهن‌سرا بودند یا در کنار نوسرایی، تجربه‌هایی در قالب‌های کهن داشته‌اند. علی معلم، نصرالله مردانی و احمد عزیزی مشخصاً کهن‌سرا و گاه حتی مخالف قالب‌های نو هستند. قیصر امین‌پور، علیرضا قزوه و یوسف‌علی میرشکاک، وضعیتی بینابین دارند و فقط کسانی همچون علی موسوی گرمارودی، سیدحسن حسینی، سلمان هراتی و محمدرضا عبدالملکیان غالباً به‌دلیل نوسروده‌های خویش شناخته‌شده‌اند.

۱-۲. زندگی‌نامه

قیصر امین‌پور در سال 1338 شمسی در گتوند به دنیا آمد. دوران کودکی و نوجوانی را در همین شهر گذراند. تحصیلات دانشگاهی خود را در سال 1357 در رشتۀ دامپزشکی در دانشگاه تهران آغاز کرد؛ اما خیلی زود انصراف داد و به رشتۀ علوم اجتماعی تغییر رشته داد. او در سال 1363 دوباره تغییر رشته داد و تحصیلاتش را در رشتۀ زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تهران آغاز کرد. در سال 1367 موفق به دریافت دکترای زبان و ادبیات فارسی شد. امین‌پور در سال‌های اول انقلاب به حوزۀ هنری سازمان تبلیغات اسلامی پیوست. فعالیت‌های او در حوزۀ هنری تا اواخر سال 67 ادامه داشت. «شاعرانی که سال 67 از حوزۀ هنری بیرون آمدند، دو دسته شدند: دستۀ اول، قیصر امین‌پور و دوستانش، اول دفتر شعر نوجوان و بعدها انجمن شاعران‌ ایران را تأسیس کردند و دستۀ دوم به حوزۀ هنری برگشتند» (زهتاب، 1392: 197).

امین‌پور پس از اخذ درجۀ دکترا، در دانشگاه تهران به تدریس ادبیات فارسی مشغول شد. «او در سال 1376 موفق به دریافت جایزۀ ویژۀ نیمایوشیج شد» (بیگی حبیب‌آبادی، 1386: 134). امین‌پور در سال 1378 تصادف کرد و سرانجام در سال 1386 براثر صدمۀ ناشی از آن تصادف درگذشت. در دهۀ 70 و 80 شمسی، شعر امین‌پور، دچار تغییر و تحولات زیادی شد. «امین‌پور که در سال 61 دربارۀ «حماسۀ بی‌انتها» شعر می‌گفت، سال‌های پایانی عمرش دنبال «طرحی برای صلح» بود» (غلامی، 1392: 229).

2-2- ویژگی‌های فکری ‌اشعار

مضمون بسیاری از شعرهای قیصر امین‌پور، عشق است. در اوایل انقلاب و سال‌های جنگ به‌دلیل جو حاکم بر جامعه، امین‌پور عمیقاً آرمان‌گرا بود و این مسئله تحت تأثیرگفتمان آرمان‌گرایانۀ انقلاب اسلامی بود. ویژگی‌های عمدۀ ‌این آرمان‌گرایی در اولین دفتر شعرش به‌وضوح قابل رؤیت است. درون‌مایه‌ و مضامین اکثر ‌اشعار کتاب تنفس صبح دربارۀ جنگ، شهادت‌طلبی، ‌ایثار و فداکاری رزمندگان است. معروف‌ترین شعر‌ این کتاب، «شعری برای جنگ» نام دارد. ‌این شعر که یک شعر روایی و حرفی است، در واقع از تصاویر ادبی خالی است و با عدم ‌ایجاز روبه‌روست و شاعر ازنظر محتوایی، انبوهی از گزاره‌های خبری را بدون هیچ ساختار منسجمی پشت سر هم آورده است؛ به‌طوری‌که می‌توان قسمت‌هایی از شعر را برداشت یا به آن اضافه کرد، بی‌آنکه به معنای کلی شعر لطمه وارد شود. هرچند که عبدالجبار کاکایی معتقد است که «این شعر با حس عمومی مردم در آن زمان مطابقت تمام داشت و عناصر تصویری در انتقال حس به عامۀ مردم مزاحمت ‌ایجاد نمی‌کردند» (کاکایی، 1387: 150).

اما خود کاکایی در ادامه می‌گوید که امین‌پور در «شعری برای جنگ» گرفتار معضل گرایش به سطحی‌نگری و ساده‌گویی است (نک: کاکایی، 1387: 152).

«شعری برای جنگ» همان‌طور که از اسمش پیداست، ازلحاظ فکری به موضوعاتی چون جنگ، مظلومیت مردم و‌ ایثار و فداکاری آنان در جنگ می‌پردازد: «می‌خواستم/ شعری برای جنگ بگویم/ دیدم نمی‌شود/ دیگر قلم زبان دلم نیست/ گفتم: باید زمین گذاشت قلم‌ها را / دیگر سلاح سرد سخن کارساز نیست» (امین‌پور، 1389: 30-29).

امین‌پور در شعرهای جنگ خود، به ادبیات مسئول و متعهد اعتقاد داشت و تعهد هنری او نیز در تعهد به مبانی اسلام شیعی سیاسی و آرمان‌های انقلاب اسلامی خلاصه می‌شد. امین‌پور در دهۀ 60 بیش از آن‌که به فکر ادبیات و ویژگی‌های یک متن ادبی یا شعر و یا در بند اصول زیبایی‌شناسی باشد، در فکر آرمان‌های خود بود. همین مسئله، صرف پرداختن به محتوای ارزشی و آرمان‌گرایانه، گاه باعث شده است که بخشی از‌اشعار او، شعاری شوند:

«اما/ ‌این شانه‌های گرد‌گرفته/ چه ساده و صبور/ وقت وقوع فاجعه می‌لرزند/‌ اینان هرچند/ بشکسته زانوان و کمرهاشان/ استاده‌اند فاتح و نستوه/ بی‌هیچ خان و مان/ در گوششان کلام امام است/ فتوای استقامت و ‌ایثار/ بر دوششان درفش قیام است» (امین‌پور، 1389: 35).

شعر قیصر در ‌این دوران، بیشتر بیانگر نگاه و روایت رسمی به جنگ است؛ زیرا «جنگ در روایت رسمی، حماسه است و پیروزی و افتخار و گونه‌ای از شعر، به‌ویژه در دوران جنگ، بیانگر همین روایت رسمی است؛ اما همین روایت رسمی و اساطیری نیز هرگز منادی جنگ‌طلبی و جنگ‌افروزی نبوده است» (امینی، 1392: 137).

مهم‌ترین ویژگی محتوایی و فکری ‌اشعار امین‌پور و همۀ شاعران انقلاب در دهۀ 60، تعهد و التزام به مبانی انقلاب اسلامی است. شعر امین‌پور در‌این دهه، شعری مسئول و متعهد به آرمان‌ها و مبانی انقلاب اسلامی است. ازنظر غلامرضا کافی، ویژگی‌های شعر مسئول و متعهد در ‌این دوران عبارت بودند از: خدامحوری، آموزندگی، حقیقت‌جویی و عبرت‌انگیزی از ارزش‌های منبعث از جهان‌بینی توحیدی (نک: کافی، 1389: 27).

شعر امین‌پور در دهه‌های پس از جنگ، دچار تحول محتوایی و فکری شد و در این میان، «عشق» و «مسائل کلی انسانی» سهم بیشتری را به خود اختصاص دادند. هرچند که او تا پایان عمر، ارتباط خود با شعر جنگ و گفتمان انقلاب را حفظ کرد. به‌طور‌کلی ماهیت شعر، در تخیل ادبی آن و اصول زیبایی‌شناسی است؛ زیرا «شعر گره‌خوردگی عاطفه و تخیل است که در زبانی آهنگین شکل گرفته است» (شفیعی کدکنی، 1383: 86). اما قیصر امین‌پور و شاعران هم‌فکرش در دهۀ شصت، چندان در پی تخیل، عاطفه و اصول زیبایی‌شناسی نبودند و بیش از همه می‌خواستند درد جنگ و ظلم و ستم دشمن را نشان بدهند، حتی اگر شده با بیانی شعاری و ژرونالیستی. به‌تعبیر سیدحسن حسینی، شعر جنگ پژواک فریاد شاعران نسل انقلاب بود:

«اگر کسی در تاکسی، به عمد یا‌ اشتباه، دست شما را لای در بگذارد، بی‌اختیار فریاد می‌زنید. شعر جنگ، فریاد بی‌اختیار آن‌هایی است که در خودروی انقلاب، دستشان لای در ماند؛ یعنی فریاد یک نسل در حال حرکت. طبیعی است آن‌هایی که دستشان لای دو پاره فلز بی‌رحم گیر نکرده باشد، فریاد نمی‌زنند» (نادمی، 1387: 75).

«من» شعری قیصر در دهۀ شصت، یک «من» گروهی بود که ممکن بود مخاطب شعری، چندان با آن همدلی و همذات‌پنداری نکند؛ اما قیصر در دهۀ هفتاد و هشتاد «من» شعری خود را گسترده‌تر کرد تا مخاطبین و موضوعات وسیع‌تری در زیر چتر آن قرار‌گیرند و چون موضوعات انسانی و جهانی چون «عشق» و «معنای زندگی»، امکان هم‌ذات‌پنداری بیشتری برای مخاطبین فراهم می‌کنند، مخاطبین شعر قیصر هم زیاد شده‌اند. محتوا و مضامین ‌اشعار متأخر قیصر، دغدغۀ خیلی از انسان‌ها اعم از پیر و جوان، ‌ایرانی و غیر‌ایرانی است.

۳-۲. بررسی ساختاری اشعار

در ‌این قسمت، کتاب‌های شعر امین‌پور به‌تفیک ازنظر ساختاری، بررسی شده است.

۱-۳-۲. «تنفس صبح»

کتاب تنفس صبح، گزیده‌ای از دو دفتر «تنفس صبح» و «در کوچۀ آفتاب» است. این کتاب که شامل غزل‌ها و شعر‌های سپید و رباعیات قیصر است، در اوایل دهۀ شصت منتشر شد. مضامین و محتواهای شعری قیصر در ‌این کتاب، اکثراً دربارۀ جنگ و انقلاب و ارزش‌های اسلامی است.

«قیصر در‌ این کتاب، یک انقلابی تمام‌عیار است. تقریباً همۀ مضامین و موضوعات مطلوب نسل انقلاب در آن سال‌ها در تنفس صبح یافت می‌شود و غالباً هم، در بهترین شکلش. قیصر در ‌این کتاب شاعری است درگیر، اهل شوروشر و گراینده به همۀ مضامینی که در آن سال‌ها برای نسل انقلاب اهمیت دارد. شعرش به شدت سیاسی و اجتماعی است و برون‌گرا» (کاظمی، 1393: 256).

تنفس صبح کتابی جریان‌ساز در نیمۀ اول دهۀ شصت بود و شیوۀ شعرسرایی قیصر سرمشقی روشن برای جوان‌ترهایی شد که سلمان هراتی از شاخص‌ترین‌هایشان بود. قیصر در کتاب تنفس صبح، به‌شدت آرمان‌گراست. وی در‌ این کتاب، مقید به یک سلسله تعهدهای سیاسی، اجتماعی و ‌ایدئولوژیک است و موضع فکری صریح، ‌آشکار و بی‌ملاحظه‌ای دارد و می‌کوشد به هر شکلی از آن دفاع کند. قیصر بااینکه آرمان‌گراست، «ولی اهل اتوپیا و آرمان‌شهر نیست. او آرمان‌شهر ترسیم نکرده، واقعیت و وضع موجود را انکار نمی‌کند. او به‌عنوان انسانی شیعی، دل‌بستۀ جهان موعود است، اما حکایتش با آرمان‌گرایی انسان رمانتیک متفاوت است» (سعیدی کیاسری، 1389: 123).

بعضی از شعرهای کتاب تنفس صبح، ازنظر ساختاری به منطق نثر نزدیک‌تر هستند تا شعر؛ مثلاً «شعری برای جنگ» که در آن منطق نثر حاکم است. بعضی از منتقدان مانند کاووس حسن‌لی، زبان ‌این شعر را زبانی غیرشعری می‌دانند. زبانی که شعر را تا حد یک گزارش ساده پایین می‌آورد (نک: حسن‌لی، 1391: 111).

علی باباچاهی هم شعرهای امین‌پور را در‌ این کتاب، شعرهایی ساده و روایی می‌داند (نک: باباچاهی، 1389: 36).

رباعیات قیصر در کتاب تنفس صبح نیز رباعیاتی معمولی هستند.‌ این رباعی‌ها، چه در سطح زبان و چه در سطح محتوا، چیز خاصی بر ‌اندوخته‌های رباعی در تاریخ ادبیات ‌ایران نیفزود:

از عمر دو روزه گذران ما را بس

 

یک لحظۀ وصل عاشقان ما را بس

هرچند دعای ما اجابت نشود

 

هم‌صحبتی تو در جهان ما را بس
      (امین‌پور، 1389: 84)

ویژگی دیگر رباعیات امین‌پور، شباهت آن‌ها با رباعیات دیگر شاعران همفکرش از جمله سیدحسن حسینی است.

«از ویژگی‌های رباعیات‌ این دوره، زبان مشترکی است که در اغلب آن‌ها به چشم می‌خورد؛ به ‌این معنی که زبان رباعیات ‌این دوره را نمی‌توان مختص شاعری خاص دانست. برای مثال اگر بخواهیم رباعیات حسن حسینی و قیصر امین‌پور را ازنظر زبانی تفکیک کنیم، توفیق چندانی نمی‌یابیم» (مکارمی‌نیا، 1384: 113).

۲-۳-۲. «آینه‌های ناگهان»

کتاب آینه‌های ناگهان در اوایل دهۀ هفتاد منتشر شد و شامل غزل‌ها و شعرهای سپید قیصر امین‌پور است. قیصر در شعرهای سپید ‌این کتاب تحت تأثیر شاملو و فروغ فرخزاد است؛ مثلاً شعر آغازین کتاب با عنوان «روز ناگزیر»، مخاطب را به یاد شعر معروف «کسی که مثل هیچ‌کس نیست» فروغ فرخزاد می‌اندازد. قیصر در ‌این شعر، هم ازنظر زبان و هم ازنظر محتوا، تحت تأثیر فروغ است:

«روزی که دست خواهش کوتاه/ روزی که التماس گناه است/ و فطرت خدا در/ زیر پای رهگذران پیاده‌رو/ بر روی روزنامه نخوابد/ و خواب نان تازه نبیند/.../ روزی که سبز، زرد نباشد/ گل‌ها اجازه داشته باشند هرجا که دوست داشته باشند/ بشکفند» (امین‌پور، 1386: 11).

شعر فروغ: «کسی می‌آید/ کسی که در دلش با ماست / در نفسش با ماست/ در صدایش با ماست/ کسی که آمدنش را نمی‌شود گرفت/ و دستبند زد و به زندان‌ انداخت.../ کسی که از آسمان توپخانه در شب آتش‌بازی می‌آید/ و سفره را می‌اندازد/ و نان را قسمت می‌کند» (فرخزاد، 1382: 128).

شعر «نه گندم و نه سیب» نیز تحت تأثیر شعر «مرثیه» شاملو سروده شده است: «از کیمیای نام تو‌/ این واژه‌های خام / در دست‌های خستۀ من/ شعر می‌شوند/ من در ادای نام تو دم می‌زنم/ شعرم حرام باد، اگر روزی/ تا بوده‌ام/ جز با طنین نام تو/ شعری سروده‌ام» (امین‌پور، 1386: 43). شعر «مرثیه» شاملو: «نامت سپیده‌دمی است که بر پیشانی آسمان می‌گذرد/ متبرک باد نام تو/ و ما همچنان دوره می‌کنیم/ شب را و روز را/ هنوز را» (شاملو، 1387: 650).

غزلیات کتاب آینه‌های ناگهان نیز، زبان، بیان و محتوایی نو دارند. قیصر در ‌این غزلیات به طرح دغدغه‌های اجتماعی خود می‌پردازد:

در سایۀ ‌این سقف ترک‌خورده نشستیم
خاموش چو فانوسی که در خویش خمیده است

 

بی‌حوصله و خسته و افسرده نشستیم
پیچیده به خود با تن تا‌خورده نشستیم
       (امین‌پور، 1386: 87)

همان‌طور که در غزل بالا دیده می‌شود، قیصر در عرصۀ غزل به‌نوعی غزل اجتماعی برای بیان گلایه‌ها و اعتراض‌های خود گرایش دارد. ریشه‌های ‌این غزل اجتماعی به عصر مشروطه و شعر فرخی یزدی عارف و بعدها به هوشنگ ابتهاج و حسین منزوی می‌رسد؛ اما فضاهای غزل‌های اجتماعی قیصر کاملاً متأثر از فضای فکری‌فرهنگی خود شاعر و عصر اوست و نگاه تقلیدی در آن دیده نمی‌شود. به همین سبب «شعر امین‌پور از یک سو بازتاب‌دهندۀ راستین و صادق عواطف فردی و هویت‌یافتۀ اوست و از سوی دیگر‌ آیینه‌ای تمام‌نما از عواطف جمعی آرزوها و آرمان‌های اقشار مختلف جامعه است» (پویان، 1395: 43).

جنس اعتراضی که مثلاً در غزل بسیار معروف «اگر دل دلیل است» وجود دارد، با جنس اعتراض‌های ‌ایدئولوژیک قیصر در دهۀ شصت کاملاً تفاوت دارد:

سراپا اگر زرد و پژمرده‌ایم

 

ولی دل به پاییز نسپرده‌ایم

چو گلدان خالی، لب پنجره

 

پر از خاطرات ترک‌خورده‌ایم

اگر داغ دل بود، ما دیده‌ایم

 

اگر خون دل بود، ما خورده‌ایم...
         (امین‌پور، 1389: 84)

اعتراضاتی که قیصر امین‌پور در‌این غزل بیان می‌کند، اعتراضاتی کاملاً انسانی و اجتماعی و به دور از شعار و احساس‌پردازی هستند.

علی تسلیمی، ویژگی‌های کتاب ‌آینه‌های ناگهان را فخامت‌‌اندیشی‌های سنتی و رمانتیک، واژه‌های ساده و ‌ایهام‌های بی‌ابهام، شعرهای چندگانه و زیباشناسی خوب می‌داند (نک: تسلیمی، 1387: 48).

کتاب ‌آینه‌های ناگهان که چندین سال پس از پایان جنگ منتشر شد، رویکرد متفاوت امین‌پور به مفاهیم اجتماعی و انسانی را نشان می‌دهد. «با پایان جنگ، دغدغه‌های امین‌پور نیز تغییر کردند و ‌این تغییر در مفاهیم تازۀ امین‌پور در پی کشف فضاهای تازه در شعر و برخی حقیقت‌ها بود که فقط در شعر می‌تواند مطرح و بیان شود» (پورنامداریان، 1389: 62).

بعضی از منتقدان، از جمله عرفان نظرآهاری، کتاب ‌آینه‌های ناگهان را بهترین مجموعۀ قیصر امین‌پور می‌دانند (نک: نظرآهاری، 1389: 236).

در کتاب آینه‌های ناگهان، نشان چندانی از جنگ نیست که البته به‌خاطر پایان جنگ، این مسئله کاملاً طبیعی است؛ اما قیصر در این کتاب، رویکرد‌های عام‌تری نسبت به گفتمان انقلاب اسلامی دارد. او در این کتاب سعی می‌کند بیشتر به مسائل کلی گفتمان انقلاب اسلامی، مانند عرفان، انسان‌گرایی و صلح‌طلبی بپردازد.

 

۳-۳-۲. «گل‌ها همه آفتابگردانند»

کتاب گل‌ها همه آفتابگردانند در اوایل دهۀ هشتاد منتشر شد.‌ این کتاب نیز شامل غزل‌ها و شعرهای سپید و نیمایی قیصر هستند. ‌این غزل‌ها در خوانش‌های چند‌باره هستند که وجوه زیبایی‌شناسی خود را آشکار می‌کنند. «نکتۀ قابل توجه در تمام شعرهای قیصر، ‌این است که در عین امتناع، سهل هستند. در همان حال که اغلب شعرهای برجستۀ او دارای وجوه معنایی متکثر و دربردارندۀ ابهامی شاعرانه است که اغلب شعرهای او را تأویل‌پذیر می‌کند» (موسوی گرمارودی، 1389: 222).

نگرش قیصر در ‌این غزل‌ها بسیار صمیمانه و خودمانی است و آدم را یاد غزل‌های سعدی و سبک سهل و ممتنع او می‌اندازد، البته بی‌آنکه زیر نفوذ سعدی باشد. نمونه‌ای از غزل سهل و ممتنع قیصر:

من از عهد آدم، تو را دوست دارم

 

از آغاز عالم تو را دوست دارم

چه شب‌ها من و آسمان تا دم صبح

 

سرودیم نم‌نم: تو را دوست دارم

نه خطی، نه خالی! نه خواب و خیالی

 

من ای حس مبهم تو را دوست دارم

(امین‌پور، 1387: 79)

       کتاب گل‌ها همه آفتابگردانند به‌غیر از غزل، شامل شعرهای سپید و نیمایی قیصر نیز هست. وی در عرصۀ شعر سپید و نیمایی هم نسبتاً موفق است.

 «قیصر دغدغه‌های جدی و روزآمد خود را در ‌این قالب [نیمایی] به مخاطبان خود انتقال می‌دهد. قیصر در شعرهای نیمایی، چهره‌ای کاملاً اجتماعی دارد و ‌اندیشه‌های فلسفی و رویدادهای فکری خود را در‌ این شکل سامان می‌بخشد. در شعرهای نیمایی او می‌توان فضای شتاب‌زده و گیج اجتماعی و نابهنجاری ‌این ساختار انسانی را مطالعه کرد و سازه‌های زبانی و فکری او را متوجه شد» (بهداروند، 1395: 46).

مضمون بیشتر ‌اشعار گل‌ها همه آفتابگردانند، عشق است. در ‌این مجموعه، شعرهای عاشقانۀ زیادی یافت می‌شود: «گل‌بو! باران با بوی بوسه‌های تو می‌بارد/ با بوی خیس یاس/ با بوی بوته‌های شب‌بو/ بابونه و بنفشه و مریم/ محبوبه‌های شب.../ گل‌بو! / گلخانۀ جهان/ خالی است/ لبریز بوی نام تو بادا/ باد» (امین‌پور، 1387: 30).

به‌عقیدۀ اسماعیل امینی: «قیصر امین‌پور در گل‌ها همه آفتابگردانند، با کار و آفرینش و کشف، فراتر از همۀ گفتارها و بیانیه و قیل‌وقال‌ها ‌ایستاده است و راهی فرا‌روی شعر امروز گشوده است. شعرهای او هریک پاسخی است به نیازی و گواه راستینی بر ‌این حقانیت شعر» (امینی، 1389: 44).

«اشعار این مجموعه نشان می‌دهد امین‌پور برخلاف سایر شاعران جنگ و انقلاب، در یک مقطع تاریخی متوقف نشده و پابه‌پای تحولات زمانه و به‌ویژه تغییر ذهنیت مردم، متحول شده است» (‌طاهری، 1392: 216).

رویکرد متفاوت قیصر به گفتمان انقلاب، در این کتاب هم ادامه پیدا می‌کند. او در این کتاب از فضاهای مربوط به انقلاب و جنگ تا حدودی فاصله گرفته‌است و رویکرد عام‌تری نسبت به امور و پدیده‌ها دارد. امین‌پور در این کتاب بیشتر به مضامین عاشقانه و عارفانه پرداخته است.

۴-۳-۲. «دستور زبان عشق»

دستور زبان عشق آخرین کتاب قیصر در عرصۀ شعر بزرگ‌سال است. با مرگ قیصر، پروژۀ شعری وی ناتمام ماند. شعرهای ‌این کتاب، حاصل سروده‌های سال‌های 80 تا 85 و شامل غزلیات و شعرهای سپید او هستند. قیصر خود در شعری سپید در همین کتاب، به بررسی و قضاوت کارنامۀ شعری خود پرداخته است: «نه‌چندان بزرگم/ که کوچک بیابم خود را/ نه آن‌قدر کوچک/ که خود را بزرگ.../ گریز از میان‌مایگی/ آرزویی بزرگ است» (امین‌پور، 1390: 27).

قیصر در ‌این کتاب، چهره‌ای کاملاً صلح‌طلب و ضد‌جنگ از خود بروز می‌دهد و شعر او ازلحاظ محتوا و ساختار، دچار تغییر و تحول شده است. قیصری که در اول انقلاب برای جنگ شعر می‌گفت، حالا برای صلح شعر می‌گوید:

«شهیدی که بر خاک می‌خفت/ چنین در دلش گفت: / اگر فتح‌ این است/ که دشمن شکست/ چرا همچنان دشمنی هست؟» (امین‌پور، 1390: 17).

عبدالجبار کاکایی معتقد است: «پرتویی از ‌اندیشه‌های عارفانه در اغلب آثار کتاب دستور زبان عشق به چشم می‌آید، یعنی رفتار سنتی نخبگان خسته از قدرت‌‌طلبان» (کاکایی، 1387: 60).

نگرش عرفانی قیصر را در کتاب دستور زبان عشق، می‌توان در غزل‌های «شب اسطوره‌ای»، «روزها و سوزها» و «حیرانی» دید:

من سایه‌ای از نیمۀ پنهانی خویشم

 

تصویر هزار ‌آینه حیرانی خویشم

صد بار پشیمانی و صد مرتبه توبه

 

 هر بار پشیمان ز پشیمانی خویشم

                                 (امین‌پور، 1390: 56)

در دستور زبان عشق، نمونه‌هایی از تناسب‌های زیبا دیده می‌شود؛ مثلاً در شعر زیر، تناسبی میان اصطلاحات دستور زبان رعایت شده‌ است:

آن‌که دستور زبان عشق را
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

 

بی گزاره در نهاد ما نهاد

‌(امین‌پور، 1390: 61)

در بعضی از شعرهای قیصر در ‌این کتاب، گویا مخاطب در حال خواندن یک طرح داستانی زیباست؛ مثل شعر «همزاد عاشقان جهان». محمدکاظم کاظمی دربارۀ ساختار و محور عمودی شعرهای قیصر در کتاب دستور زبان عشق می‌گوید: «قیصر طول شعرهایش را متناسب اختیار می‌کند. محور عمودی شعرهایش غالباً روشن است و منطقی و فاقد تناقض. درعین‌حال، او از بعضی ابتکارهای ویژه نیز غافل نیست و بالاخره پایان‌بندی بسیاری از شعرهایش، زیبایند و غافلگیرکننده» (کاظمی، 1393: 276).

قیصر امین‌پور در این کتاب، ضمن اینکه همچنان به آرمان‌های انقلاب و جنگ وفادار است، اما بسامد واژه‌های مربوط به جنگ و انقلاب در این کتاب، نسبت به آثار قبلی او کمتر است و در عوض بسامد واژه‌های مربوط به صلح و عشق در آن بیشتر است.

 

3- نتیجه‌گیری

قیصر امین‌پور در دوران دفاع مقدس تحت تأثیر فضای جبهه و جنگ بوده و در اشعار او مضامین انقلاب و جنگ قابل مشاهده است؛ اما در دهۀ هفتاد اشعارش دچار تحول محتوایی شده و مضامین عارفانه و عاشقانه در آثارش جلوه و نمود بیشتری یافته است. در دهۀ هشتاد با انتشار کتاب گل‌ها همه آفتابگردانند، علاوه‌بر مضامین عارفانه و عاشقانه، شاهد محتوای صلح و دوستی نیز می‌باشیم.

گرچه پس از دوران دفاع مقدس، امین‌پور از گفتمان انقلاب اسلامی تا حدودی فاصله گرفته و در آثار بعدی خود رویکرد عام‌تری اتخاذ کرد، اما تا پایان عمر به آرمان‌های انقلاب اسلامی وفادار ماند.

  1. امین‌پور، ق. (1386).‌ آینه‌های ناگهان. چ۱۰. تهران: افق.
  2. ـــــــــــــ. (1387). گل‌ها همه آفتابگردانند. چ۱۰. تهران: مروارید.
  3. ـــــــــــــ. (1389). تنفس صبح. چ۶. تهران: سروش.
  4. ـــــــــــــ. (1390). دستور زبان عشق. چ۹. تهران: مروارید.
  5. ـــــــــــــ. (1392). جلسۀ شعر. چ۱. تهران: شهرستان ادب.
  6. امینی، ا. (1389). مثل حال گل. در: رسم شقایق (سوگ‌نامۀ قیصر امین‌پور). چ۲،. تهران: سروش،  ۵۰-۴۳.
  7. باباچاهی، ع. (1389). گزاره‌های منفرد. چ۲. ج3. تهران: دیباچه.
  8. بهداروند، ا. (1395). نگاهی به شعر قیصر. زادبوم. ۱(2)، ۵۰-۴۵.
  9. بیگی حبیب‌آبادی. پ. (1386). حماسه‌های همیشه. ج1. چ۲. تهران: فرهنگ‌گستر.
  10. پورنامداریان، ت. (1389). آن صندلی خالی. در: رسم شقایق (سوگ‌نامۀ قیصر امین‌پور). چ۲. تهران: سروش، ۶۲-۶۱.
  11. پویان. م. (1395). حیرت زلال؛ نگاهی به شعر و‌ اندیشۀ قیصر امین‌پور. زادبوم. ۱(2)، ۴۴-۴۲.
  12. ترابی، ض. (1384). شکوه شقایق (نقد و بررسی شعرهای دفاع مقدس). چ۱. قم: سماء قلم.
  13. تسلیمی، ع. (1387). گزاره‌هایی در ادبیات معاصر‌ایران؛ شعر. چ۲. تهران: اختران.
  14. حسن‌لی، ک. (1391). گونه‌های نوآوری در شعر معاصر ‌ایران. چ۳. تهران: ثالث.
  15. زهتاب، ج. (1392). داستان یک دودستگی. مهرنامه. ۴(33)، 197.
  16. سعیدی کیاسری، ‌هـ. (1389). ناآراسته به زیور عاریت. در: رسم شقایق (سوگ‌نامۀ قیصر امین‌پور). چ۲. تهران: سروش، ۱۲۵-۱۱۵.
  17. شاملو، ا. (1387). مجموعه آثار. چ۸. تهران: نگاه.
  18. شفیعی کدکنی، م.ر. (1383). ادوار شعر فارسی از مشروطیت تا سقوط سلطنت. چ۲. تهران: سخن.
  19. صنعتی، م.ح. (1389).‌ آشنایی با ادبیات دفاع مقدس. چ۱. تهران: بنیاد حفظ آثار و ارزش‌های دفاع مقدس.
  20. طاهری، ق.ا. (1392). بانگ در بانگ. چ۱. تهران: علمی.
  21. عابدی، ک. (1394). مقدمه‌ای بر شعر فارسی در سدۀ بیستم میلادی. چ۱. تهران: جهان کتاب.
  22. غلامی، ع. (1392). متعهدان ناتمام. مهرنامه. ۴(32)، ۲۳۰-۲۲۹.
  23. فرخزاد، ف. (1382). دیوان‌ اشعار. چ۲. تهران: طلایه.
  24. کاظمی، م.ک. (1393). ده شاعر انقلاب. چ۳. تهران: سوره مهر.
  25. کافی، غ. (1389). شناخت ادبیات انقلاب اسلامی. چ۱. تهران: بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس.
  26. کاکایی، ع. (1387). نگاهی به شعر قیصر امین‌پور در دهۀ اول انقلاب اسلامی. در: شکفتن در آتش. چ۱. تهران: هنر رسانه اردیبهشت، ۱۵۶-۱۴۹.
  27. مکارمی‌نیا، ع. (1385). بررسی شعر دفاع مقدس. چ۳. تهران: ترفند.
  28. موسوی گرمارودی، ع. (1389).‌ ایهام‌های ماهرانه. در: رسم شقایق (سوگ‌نامۀ قیصر امین‌پور). چ۲. تهران: سروش، ۲۲۸-۲۰۹.
  29. نادمی، ا. (1387). شمشیر باستانی. چ۱. تهران: هنر رسانه اردیبهشت.
30. نظرآهاری، ع. (1389). مسیحای شعر نوجوان. در: رسم شقایق (سوگ‌نامۀ قیصر امین‌پور). چ۲. تهران: سروش، ۲۴۴-۲۳۵.