بازتاب تلمیح و تشبیه به حضرت عباس(ع) در اشعار دفاع مقدس

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسنده

استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد ایذه، شیراز

چکیده

این پژوهش با هدف بررسی بازتاب تلمیح و تشبیه به حضرت عباس(ع) در اشعار دفاع مقدس شعرای معاصر انجام گرفت. روش،کتابخانه‌ای است که به بیان نمونه‌هایی از جلوه‌های ادبی تلمیح و تشبیه نسبت به حضرت عباس(ع) در اشعار دفاع مقدس در موضوعات اعتقاد قلبی به حضرت عباس(ع)، غیرت، جانباز و جانبازی، سقای کربلا، عباس‌های جبهه، جامعۀ پس از جنگ، خون‌خواهی آب، عنایت حضرت و دشت عباس پرداخته است. یافته‌ها نشان می‌دهد نگاه مذهبی موجود در ادبیات و اشعار دفاع مقدس، بیانگر شخصیت و عملکرد و جایگاه تاریخی و دینی حضرت عباس(ع) در نزد رزمندگان و شعرا بوده که سبب شده در تلمیح، تشبیه، استعاره و رفتارگرایی‌های موجود در اشعار اشارۀ مستقیم به شخصیت حضرت عباس(ع) شود. و از طرفی، شباهت و تطابق‌های دفاع مقدس با کربلا و عاشورا و عملکرد افراد حاضر در این واقعه سبب شده که در شعر دفاع مقدس نگاه مستقیم به دلاوری و ایثار حضرت عباس(ع) داشته باشند و شعرا با شبیه‌سازی و بیان نمونه‌هایی از رفتار و عملکرد حضرت عباس(ع) در رزمندگان هشت سال دفاع مقدس، حجم زیادی از صنایع ادبی و کلامی خود را به تشبیه این دلاوری‌ها به حضرت عباس(ع) و همچنین بازسازی و تلمیح وقایع کربلا، عاشورا و حضرت عباس(ع) و جنگ تحمیلی اختصاص دهند.

کلیدواژه‌ها


«ادبیات پایداری به مجموعۀ آثاری گفته می‌شود که درون‌مایه و موضوع آن با تکیه بر ویژگی ملیت یا دین،  انسان‌ها را به دفاع و مبارزه در برابر هر نوع استبداد، تحقیر، بندگی و بردگی ترغیب و تشویق کند و یا صحنه‌های نبرد و تبعات آن را توصیف نماید» (مکارمی‌نیا، 1385: 11) و ادبیات دفاع مقدس که یکی از شاخه‌های آن است «به مجموعۀ نوشته‌ها و سروده‌هایی گفته می‌شود که درون‌مایه و موضوع آن‌ها،  به مسائل هشت سال دفاع مقدس و پیامدها و تبعات آن بازگردد» (سنگری، 1380، ج3: 15). اطلاق واژۀ مقدس به چنین ادبیاتی بدان جهت است که محوریت موضوعی آن به‌تعبیر محمدرضا سنگری «مقاومت و دفاع مبتنی بر ارزش‌های دینی و الهی» است. این جریان شعری که از متن ادبیات انقلاب اسلامی سر‌ برآورده، سیر تاریخی خود را از نخستین روزهای وقوع جنگ در سال 1359 آغاز کرده و تاکنون ادامه یافته است. این جریان اگرچه در این سیر زمانی تحولات و فرازوفرودهای بسیاری داشته است؛ اما همچنان در لوای یک جریان ادبی منسجم از دیگر گونه های ادبی معاصر متمایز می‌شود.

نخستین سروده‌های دفاع مقدس در قالب نیمایی سروده شد. چراکه این قالب با رهایی از محدودیت قافیه و تساوی مصراع‌ها، مجال بیشتری را برای شعاردادن، برانگیزاندن و طرح مسائل و موضوعات مرتبط با جنگ، در اختیار شاعران قرار می‌داد. در سال‌های بعد قالب‌های دیگری مانند رباعی، دوبیتی، غزل، قصیده، چهارپاره و مثنوی در کنار نوسروده‌هایی اعم از نیمایی، سپید، طرح و...  حضوری چشمگیر یافت و با گذر زمان مضامین حماسی جنگ تحمیلی با استعانت از آموزه‌ها و الگوهای دینی جایگاه خود را در ادبیات فارسی پیدا نمود و پژوهش‌هایی در خصوص آن انجام گرفت (سنگری، 1390: 85). همچنان که نظری و جعفری‌نیا (1389) طی پژوهشی تحت عنوان انعکاس عاشورا، یکی از خصیصه‌های شعر دفاع مقدس را بیان کردند. حادثۀ عاشورا دارای ابعاد گوناگونی است که حماسه، یکی از برجسته‌ترین ارکان آن را تشکیل می‌دهد.

در طول زمان، شرایط اجتماعی و سیاسی و تاریخی بر چگونگی نگرش شاعران به حادثۀ عاشورا تأثیرگذار بوده است. وقوع انقلاب اسلامی و به ‌فاصلۀ اندکی از آن، جنگ تحمیلی ازجمله عواملی بود که فصلی جدید در تاریخ ادبیات فارسی به نام «شعر انقلاب» گشود که از درون‌مایه‌های اصلی آن می‌توان به «شعر جنگ» اشاره کرد. شعر جنگ سرشار از روح حماسه و دلاوری است و مضامین برگرفته از واقعۀ عاشورا سهم قابل توجهی در تقویت این روح حماسی دارد. سازش‌نکردن با ستمگر، ترجیح مرگ با عزت بر زندگی با ذلت، استقامت در راه خدا تا پای جان و... از جمله جلوه‌های حماسی عاشوراست که در شعر دفاع مقدس بازتاب یافته است.

حماسه‌آفرینی یاران امام‌حسین(ع) و حضرت زینب(س) نیز از دیگر مضامین مطرح‌شده در شعر دفاع مقدس است. با بررسی جلوه‌های حماسی عاشورا در شعر دفاع مقدس و مقایسۀ آن با شعر پیش از جنگ، می‌توان گفت این نگاه حماسی به واقعۀ عاشورا با این حجم و گستردگی در ادبیات فارسی بی‌نظیر و یا حداقل کم‌نظیر بوده است. خانلو، طارق سلامات و بیرانوند (۱۳۹۴) طی پژوهشی تحت عنوان «تبلور عاشورا در اشعار شاعران دفاع مقدس» بیان کردند کربلا اساس‌نامۀ ایمان، فهرست همۀ خوبی‌ها و فرهنگ‌نامۀ معرفت و عشق است و عاشورا زلال‌ترین و شورانگیزترین حماسۀ تاریخ اسلام، الهام‌بخش همیشۀ رهروان آزادی و وارستگی است. عاشورا منشأ ادب پایداری، مقاومت، حماسه، جانبازی و ایثار است و حسین‌بن‌علی(ع) سمبل مدح و رثای ادب پارسی می‌باشد. هشت سال دفاع مقدس که حرکتی هدفمند و بر مبنای قیام ارزشمند امام‌حسین(ع) برای معرفی دگربار اسلام بود، بیانگر وفاداری به آرمان‌های اصیل اسلام است. یکی از برجسته‌ترین ویژگی‌های شعر دفاع مقدس انعکاس قیام عاشوراست. دفاع مقدس ایران که در راستای قیام حسینی شکل گرفت، با خون هزاران جوان برومند این سرزمین بارور گشت و شاخه‌های سرسبز آن سایه‌گستر دل‌های غم‌دیده و پریشان شده است.

حادثۀ عاشورا در طول تاریخ، الهام‌بخش شاعران بوده است و شاعران دفاع مقدس با توجه به حماسۀ عاشورا، روح لطیف و درون‌مایۀ حساس خود جلوه‌های این ایثار و ایمان را در آثار و نوشته‌های خود متجلی می‌نمایند که مقالۀ حاضر تحقیقی است پیرامون «تبلور حماسۀ عاشورا در اشعار شاعران برجستۀ انقلاب و دفاع مقدس».

یگانه و پناهی (۱۳۹۱) طی پژوهشی تحت عنوان «سیمای جانباز در غزل دفاع مقدس»، تحلیل و بررسی شخصیت‌پردازی جانباز در غزل را بیان کردند. قالب غزل وسیع‌ترین عرصه برای بیان ارزش‌ها، باورها، عواطف و احساسات شاعران دفاع مقدس است که ذیل شاخۀ کلی غزل معاصر، دوره‌های تحول را از غزل کلاسیک به نئوکلاسیک و سپس غزل نو پشت سرگذاشته و شاخصه‌های هریک را به‌وضوح در خود آشکار ساخته است. یکی از این شاخصه‌ها روایت‌گری در غزل و شخصیت‌پردازی است. آفرینش شخصیت‌هایی با هویت تاریخی و اجتماعی مانند رزمنده، شهید، مادر، همسر و فرزند شهید و... که در آثار بسیاری، محور مضمون‌آفرینی و تصویرسازی بر مدار آن‌ها چرخیده است.

یکی از این شخصیت‌ها که با فاصله‌گرفتن جریان شعر دفاع مقدس از مبدأ خود مورد توجه شاعران قرار گرفت، شخصیت جانباز است. این شخصیت به‌عنوان یک واقعیت تاریخی و اجتماعی در غزل دفاع مقدس نمود یافت و دست‌مایۀ مضمون‌سازی‌های بدیع در جریان شعری پس از جنگ شد که با گذر زمان و توجه بیشتر شاعران به پیامدهای اجتماعی جنگ، از حضوری پررنگ‌تر نسبت به دیگر شخصیت‌ها برخوردار شد. شخصیت جانباز در غزل با استفاده از دو شیوۀ غیرمستقیم و التقاطی و چهار حوزۀ معنایی پردازش می‌شود:

الف. قرابت نمادین شخصیت جانباز با واقعه و شخصیت‌های عاشورایی؛

ب. توصیف وضعیت جسمی و روحی جانباز؛

ت. توصیف ابعاد شخصیتی جانباز در تعامل با خانواده و اجتماع؛

ث. استفاده از دایرۀ واژگانی مرتبط با حوزۀ معنایی جانباز که در این پژوهش نحوۀ مضمون‌آفرینی و ویژگی‌های هریک از آن‌ها به تفصیل بیان می‌شود. لازم به ذکر است که در سال‌های اخیر، گاهی پرداختن به شخصیت جانباز در شعر، مقدمه‌ای است برای سرودن اعتراض‌گونه‌هایی که بیانگر نگرانی شاعران نسبت به ازیادرفتن آرمان‌های امام(ره) و شهدا در جامعه است. ادبیات پایداری در ایران، با وقوع جنگ تحمیلی، رنگ و رونق چشمگیری یافت و یکی بود که بخشی از تاریخ ادبیات معاصر ما را تشکیل می داد. شعر جنگ از نتایج آن، پیدایش و مانند بخش‌های دیگر این حوزه شایستۀ مطالعه و بررسی است. شعر جنگ، ازلحاظ فرم و محتوا دارای ویژگی‌های مخصوص به خود است که «حضور ابعاد گوناگون فرهنگ عاشورا» یکی از این ویژگی‌هاست. قیام عاشورا به‌عنوان الگویی ارزشمند و کامل، از ابتدا پشتوانۀ فکری انقلاب اسلامی بود. جنگ هشت‌سالۀ ایران با عراق، مشابهت‌های بسیاری با نبرد حق و باطل در کارزار کربلا داشت که این دو حادثه را از جهات متعدد به هم پیوند می‌زد. همچنان که عرصه‌های مختلف جنگ، متأثر از حادثۀ عاشورا بود؛ شعر جنگ نیز از آبشخور این فرهنگ غنی سیراب می‌شد و لحظات ناب شاعرانه‌ای را برای شاعران این دوره از ادبیات ایران خلق می‌کرد. از سوی دیگر، ضرورت دفاع از میهن، ایستادگی بر سر آرمان‌ها، حفاظت از انقلابی نوپا که با هدف احیای اسلام شکل گرفته بود، به‌همراه مجموعه‌‌ای از عوامل دیگر باعث برجسته‌شدن «ابعاد حماسی عاشورا» شده بود (نظری، 1389: 62). لذا در این پژوهش به بازتاب تلمیح و تشبیه به حضرت عباس(ع) در اشعار دفاع مقدسِ شعرای معاصر پرداخته شده است.

بیان مسئله

همان‌‌گونه که در مقدمه آمده، فراوانی موضوع دفاع مقدس در شعر، تمام جامعۀ ادبی ایران و مسلمانان را در بر گرفت و شاعران زیادی با بهره‌گیری از آموزه‌های دینی به سرودن اشعار انقلابی در هشت سال جنگ تحمیلی پرداختند. پژوهش حاضر بر آن است بازتاب تلمیح و تشبیه به حضرت عباس(ع) در اشعار دفاع مقدسِ شعرای معاصر را بررسی کند.

۲-۱. پیشینۀ تحقیق

تاکنون در موضوع بازتاب تلمیح و تشبیه به حضرت عباس(ع) در اشعار دفاع مقدسِ شعرای معاصر نقد و تحلیل و بررسی متعدد صورت نگرفته است، اما در پی جست‌وجوهای صورت‌گرفته، سه مقاله یافت شد:

ـ «بازتاب شخصیت پیامبر(ص) در شعر معاصر فارسی» (بزرگ بیگدلی؛ صادقی). در این مقاله میزان توجه شاعران معاصر فارسی به شخصیت پیامبر(ص) بررسی شد. هدف این جستار بررسی کیفیت این بازتاب‌ها در مقایسۀ شعر سنتی و نو بوده است. بررسی‌ها نشان می‌دهد شاعران معاصر فارسی شخصیت پیامبر(ص) را در چهار بعد مدحی، حادثه‌ای، روایتی و تصویری در اشعارشان منعکس کرده‌اند.

ـ عنوان «انعکاس عاشورا، یکی از خصیصه‌های شعر دفاع مقدس» (نظری؛ جعفرنیا). در این مقاله سازش‌نکردن با ستمگر، ترجیح مرگ با عزت بر زندگی با ذلت، استقامت در راه خدا تا پای جان و...  از جمله جلوه‌های حماسی عاشوراست که در شعر دفاع مقدس بازتاب یافته است. حماسه‌آفرینی یاران امام‌حسین(ع) و حضرت زینب(س) نیز از دیگر مضامین مطرح‌شده در شعر دفاع مقدس است.

ـ عنوان «تبلور عاشورا در اشعار شاعران دفاع مقدس» (خانلو؛ اسماعیلی؛ رضایی؛ اولین همایش ملی علوم انسانی اسلامی، 1394). در این مقاله پیرامون تبلور حماسۀ عاشورا در اشعار شاعران برجستۀ انقلاب و دفاع مقدس تحقیق شده است تا ماهیت قیام حسینی را مشخص و اثرگذاری عاشورا را در اشعار شاعران و وجوه مشترک عاشورا و دفاع مقدس و تبلور آن را بر اشعار شاعران معاصر با ذکر شواهد بیان کند.

اما بازتاب تلمیح و تشبیه به حضرت عباس(ع) در اشعار دفاع مقدسِ شعرای معاصر،  موضوعی است که تاکنون مورد توجه واقع نشده است.

۳-۱. ضرورت و اهمیت تحقیق

ما در این پژوهش بر آنیم تا با بررسی بازتاب تلمیح و تشبیه به حضرت عباس(ع) در اشعار دفاع مقدسِ شعرای معاصر زمینه‌ای فراهم کنیم تا شاعران حماسی بتوانند از صنایع ادبی و کلامی موجود در سخن و ادب پارسی، در بیان جلوه‌های ادبی تاریخی دیگر شخصیت‌های دینی در شعر خویش بهره‌مند شوند و این پژوهش رهگشای منتقدان و سخن‌سنجان گردد.

2. بحث

۱-۲. دفاع مقدس و شعر عاشورایی

با وقوع جنگ تحمیلی، ادبیات پایداری در ایران رنگ و رونق چشمگیری یافت و یکی از نتایج آن، پیدایش شعر جنگ بود که بخش مهمی از تاریخ معاصر ما را تشکیل می‌دهد. شعر جنگ، ازلحاظ فرم و محتوا، دارای ویژگی‌های مخصوص به خود است که حضور ابعاد گوناگون فرهنگ عاشورا یکی از این مشخصه‌هاست. جنگ هشت‌سالۀ ایران با عراق، مشابهت‌های بسیاری با نبرد حق علیه باطل در کارزار کربلا داشت و باعث شد تا این دو حادثه، از جهات متعدد به هم پیوند بخورد. همچنان که عرصه‌های مختلف جنگ متأثر از حادثۀ عاشورا بود، شعر جنگ نیز از آبشخور این فرهنگ غنی سیراب شد و لحظات ناب شاعرانه‌ای را برای شاعران این دوره از ادبیات ایران خلق کرد. از سوی دیگر، ضرورت دفاع از میهن، ایستادگی بر سر آرمان حفاظت از انقلاب نوپا که با هدف احیای اسلام شکل گرفته بود، باعث برجسته‌شدن ابعاد حماسی عاشورا شد (صالحی، 1395: 138). حماسۀ عاشورا که تا پیش از انقلاب، عمدتاً به‌عنوان یک سوگ بزرگ به آن نگریسته می‌شد، در سروده‌های شاعران دفاع مقدس به‌عنوان یک حماسه مطرح شد که این نگاه حماسی به عاشورا، در تاریخچۀ شعر عاشورایی فصل تازه‌ای گشود. حماسه در شعر دفاع مقدس آمیزه‌ای از شهادت، ایثار، ستم‌ستیزی و آرمان‌خواهی انسانی است و کربلا تبلور تمامی این جلوه‌هاست و شاعر از مضامین عاشورایی و کلمات و ترکیبات عظیم آن همچون ایثار، شهادت، حسین، عباس، شمشیر، علم، خون، مقاومت، تشنگی و... استفاده می‌کند و شکوه حماسۀ رزمندگان اسلام را با شکوه حماسه‌آفرینی شهیدان کربلا پیوند می‌زند. شعر جنگ از آنجا که با واقعیتی عینی در خارج مواجه بود، از مضمون و محتوا سرشار از روح حماسی بود. دلاوری‌ها، مقاومت و پایداری و فداکاری رزمندگان و حضور زن و مرد و پیر و جوان در عرصۀ نبرد از جمله مسائلی بود که به‌سرعت در شعر راه یافت و از آنجا که این جنگ، برای همگان، مصداق کاملی از جنگ حق علیه باطل بود، مضامین اعتقادی و از جمله فرهنگ عاشورا جزء اصلی‌ترین درون‌مایه‌های شعر این دوره گردید. در این نبرد نابرابر که از جهات مختلف به واقعۀ عاشورا مشابهت داشت، همان تقدس و همان مظلومیت مشاهده می‌شود و دفاع از آرمان و عقیده، آن را به یک دفاع مقدس تبدیل کرده است (صالحی، 1395: 139)، به‌گونه‌ای که شاعران در سروده‌های خویش با استعانت از شخصیت‌های عاشورایی خلق هنر کرده‌اند. بسیاری از وقایع و رخدادها را به کربلا و عاشورا و شخصیت‌های حاضر در آن تشبیه کرده‌اند و هچنین تلمیح فراوانی در اشعار این شعرا نسبت به واقعۀ کربلا و روز عاشورای سال 61ق وجود دارد و در اینجا به بازتاب تلمیح و تشبیه به حضرت عباس(ع) در اشعار دفاع مقدسِ شعرای معاصر اشاره شده است. 

۲-۱-۲. حضرت ابوالفضل العباس(ع)

حضرت عباس(ع)  بزرگ‌ترین اولاد ‌ام‌البنین است که دارای مقام بسیار رفیعی از فضل و دانش و اطاعت و عبادت بود و به حضرت حسین(ع) و زینب(س) خیلی علاقه داشت و از زمان کودکی وظیفۀ خود را شناخت. او بعد از حسین(ع)  اشرف و اعظم اولاد علی(ع) بود و در روز عاشورا همین که صدای هل من ناصر برادر را شنید، به یاری برادر شتافت. ایشان متولد بین سال‌‌های 24تا26 است. صاحب منتهی‌الارب می‌گوید: اینکه عباس را به صیغۀ مبالغه گفتند، برای شدت شجاعت و صولت او بود و عباس به‌معنای شیر بیشه هم هست؛ ازاین‌رو اکثر در میدان او را به شیر غضبناک تعبیر کرده‌اند. عباس به فتح و تشدید ثانی به‌معنی شیر درنده است و نام عموی پیغمبر و فرزند حضرت علی(ع)  بوده، از زنی به‌نام ام البنین که بعد از وفات حضرت زهرا(س) به نکاح آورده است و چون عباس(ع) شجاع و مانند شیر غضبناک در جنگ‌ها حمله می‌کرد او را عباس می‌گفتند. اباالفضل به این جهت گویند که او را پسری بوده فضل نام، دارای کمالات صوری و معنوی و یا اباالقربه به این جهت گویند که از کودکی سقّایی می‌کرده. یکی دیگر از القاب ایشان قمر بنی‌هاشم است، چون صورتش مانند ماه درخشان و وجیه المنظر بوده است (صفی‌پوری شیرازی، 1393).

ـ علم‌داری: در بین منصب‌هایی که برای حضرت عباس(ع)  می‌نویسند، یکی علم‌داری است و این وظیفۀ اجتماعی، سیاسی و جنگی در صدر اسلام دارای اهمیتی بسزا بوده است. در جنگ‌های اعراب که جنگ تن‌به‌تن بوده، پرچم و علم دست شجاع‌ترین و دلیرترین مردان داده می‌شد که در حراست و حفاظت آن پافشاری تواند کرد؛ چه فتح و ظفر تا زمانی برقرار بوده که علم بلند و در اهتزاز باشد.

ـ سقایی: یکی دیگر از مناصب حضرت عباس(ع) منصب مهم آبداری است که امام و پیشوای بزرگ این لباس را به قامت رسای عباس(ع) پوشانید.

ـ غیرت: یکی از صفات حضرت عباس(ع) غیرت ایشان بود، به حدی که نمی‌توانستند ناملایمی را تحمل نمایند. در تمامی طول مسافرت به فرمان حضرت حسین(ع) ایشان مراقب سوارکردن و پیاده‌کردن بانوان بودند. تا عباس(ع) بود، لشکر بنی‌امیه جرئت توجه به خیمه‌‌ها را نداشت.

ـ ادب: از صفات دیگر حضرت ادب ایشان بود و در ادب او همین بس که هیچ‌گاه برادرش حضرت حسین(ع) را برادر خطاب نکرد، مگر در آخرین نفس حیات (حسینی، 1370).

از مجموع کتب چنین استنباط می‌شود که در روز عاشورا، حضرت عباس(ع)  دومرتبه به شریعۀ فرات وارد شد. یکی صبح عاشورا بود که اصحاب به شکایت نزد امام‌حسین(ع) آمدند و آب خواستند. امام عباس(ع) را خواست. فرمود با اصحاب چاهی حفر کنید، شاید آبی پیدا شود؛ اما بی‌فایده بود. حضرت فرمود به شریعه بروید که عباس(ع) به کمک نافع‌بن‌هلال با پنجاه نفر به‌طرف شریعه رفتند، اما موفق به آوردن آب نشدند. یک مرتبۀ دیگر بعدازظهر بود که دیگر غیر از عباس(ع) و امام‌حسین(ع) و اصحاب زنده نبودند که صدای العطش العطش اطفال عباس(ع) را بر خود لرزاند و ازاین‌رو مشک آب گرفت و به میدان رفت. عباس(ع) رو به شریعه رفت و یک مشک آب به دوش داشت که بیرون آمد؛ ولی تیرباران دشمن که مانند ابر اجل خیمه بر سر عباس(ع) زد، باعث شد مشک سوراخ شود. از روز هفتم تا دهم محرم به عباس(ع) خیلی سخت گذشت که نمی‌توانست سقا باشد و آب تهیه کند. این مصیبت گلوی عباس(ع) را می‌فشرد که عباس(ع) سقا باشد و اطفال خردسال حسین(ع) تشنه‌کام (حسینی، 1370).

حضرت عباس(ع)  به‌خاطر جانبازی و شهادت‌طلبی‌اش، وفاداری و شجاعتش و همۀ صفات نیکویش مورد توجه تمامی رزمندگان اسلام در طول هشت سال دفاع مقدس بوده و این موضوع بعینه در اشعار شعرای دوران دفاع مقدس ملموس و مشهود است که عنایت همگان را می‌طلبد و در اینجا نمونه‌‌های بررسی‌شده بیان می‌گردد.

۱-۲-۱-۲. اعتقاد قلبی به حضرت عباس(ع)

کتایون یحیی‌زاده از زبان رزمنده‌ای، عشق به حضرت عباس(ع) در جبهه‌های نبرد حق علیه باطل و استفاده از رمز «یا ابوالفضل» در عملیات‌های مهم و حساس را این‌گونه وصف می‌کند:

درد بیاندازه دارد بندبند استخوانم
در سرم پیچیده هر دم رمز
های یا ابوالفضل
 

 

مانده سوز سرد آتش در زمستان توی جانم
زوزه
های توپ و آتش بر سر هم‌سنگرانم
                                (محمدی‌پور، 1386: 126)

 

 

 

 

خداداد نورایی اراکی اشاره می‌کند به جلوۀ دیگری از عشق به حضرت عباس(ع) در میان رزمندگان اسلام:

سلیمانی عباس آن پاک دین
 

 

که بودش ابوالفضل نقش جبین
                                          (باقری، 1384: 76)

 

 

 

 

هادی منوری اشاره می‌کند به شهیدی که نام حضرت عباس(ع)  را بر روی پلاک شناسایی خود حک کرده است:

پلاک سربیات را / نشانم میدهی / یا ابالفضل/ این تنها اسمی است که خوب میشناسی (قزوه، 1384: 271).

مهدی قاسمی از زبان مادر شهید مفقودالاثری عشق فرزندش به حضرت عباس(ع)  را این‌گونه توصیف می‌کند:

پسرم در راه کربلا گم شد             اسمش عبدالحسین است و عاشق اباالفضل (همان: 233)

احد ده‌بزرگی سخن از شهیدی می‌گویدکه عشق به حضرت عباس(ع)  همۀ وجود او را فراگرفته بود و عشق به مولا دلش را نورانی ساخته و عباس‌وار خود را سرباز دلاور امام‌حسین(ع)  می‌دانسته است:

نه تنها او به لب ذکر جلی داشت
شهید عبدالرضا ذاکر به مقتل

 

دلی از نور مولا منجلی داشت
خروش از عشق عباس علی داشت
                                                     (همان: 64)

 

 

 

 

غلامرضا امام علیزاده (امامی) نقش‌بستن نام حضرت عباس(ع)  بر روی پرچم‌ها را نشان از اعتقاد رزمندگان اسلام به این شخصیت بزرگ می‌داند و این‌گونه می‌سراید:

آدمیت در کنار یاس بود

 

نقش پرچم‌‌ها فقط عباس بود
                               (صدر محمدی، 1385: 56)

 

 

 

 

 

 

یا شیرینعلی گلمرادی در اشعار خود علت بستن نام حضرت عباس(ع)  بر بازوان را این می‌داند که رزمندگان اسلام اعتقاد به این داشتند که در این صورت مورد عنایت حضرت قرار خواهند گرفت و حضرت آن‌ها را یاری خواهد کرد:

بر سر بازۀ خود نام ابوالفضل علی

 

بر امداد از آن گرد دلاور زده‌اند
                                         (بی‌نام، 1371: 137)

 

 

 

 

 

مرضیه رستمی نقش‌بستن یاد و خاطرۀ حضرت عباس(ع) در ذهن رزمندگان را این‌گونه وصف می‌کند:

امشب بتازان مرکب آمادهات را
عیبی ندارد اهل خارستان نفهمد
در خلسه‌گاه سجده
ات با یاد عباس

 

تنها دل با زخم خنجر دادهات را
درد قلندر
های دریازادهات را
آماده کن خونین
ترین سجادهات را
                                                   (1377: 93)

۲-۲-۱-۲. غیرت عباس(ع)

احد ده‌بزرگی به بررسی و تشبیه یکی دیگر از ابعاد شخصیتی حضرت عباس(ع) می‌پردازد و شهید عباس کشاورز را به‌خاطر غیرت و جوانمردی و مهر و عطوفتی که به زیردستان خود داشته، از نسل حضرت عباس(ع)  می‌داند. واژۀ عباس در شعر این شاعر علاوه‌بر اشاره به حضرت عباس(ع) ایهامی هم به نام شهید عباس کشاورز دارد:

تو یک دنیا دل و احساس بودی
میان فصل صحرا سوز پاییز

 

ز نسل غیرت و عباس بودی
کشاورز بهار و یاس بودی
                                    (ده‌بزرگی، 1378: 18)

شیرینعلی گلمرادی غیرت و مردانگی رزمندگان اسلام را که همچون حضرت عباس(ع) در عملیات خشکی و دریا شرکت می‌کردند و از میهن اسلامی و دین و قرآن پاسداری می‌کردند، این‌گونه به تصویر می‌کشد:

این طرف، تکرار عاشوراست خون و تشنگی
این طرف ایمان تلاوت می
کند لبهای تیغ
غیرت عباس دارد آن‌که بر دریا زده است

 

التهاب است، آفتاب است و جنون تشنگی
شور میدان دارد این سو، سرو
های بیدریغ
آسمان را پاس دارد آن‌که بر دریا زده است
                                                 (1377: 117)

۳-۲-۱-۲. جانباز و جانبازی

محمد قدسی جانبازان را دلاورمردانی می‌داند که در طول هشت سال دفاع مقدس لرزه بر تن دشمن غدار افکندند و شرق و غرب را به وحشت انداختند. آری، دلاورمردانی که فقط به عشق حضرت عباس(ع)  بزرگ‌جانباز عرصۀ پیکار زنده‌اند و افتخار می‌کنند رهبر بزرگ جامعۀ اسلامی ایران، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای مد ظله العالی، خود جانبازی است که علاوه‌بر حضور مستمر در جبهه‌های حق علیه باطل، در راه دفاع از ارزش‌های انقلاب اسلامی به لقب جانباز مفتخر گشته‌اند:

یلی که در دل طاغوت شرقی و غربی
شرف گرفته ز مولای ساقیان عباس
به جان مرا چه خوش این مصرع بلند نشست

 

فکنده دلهره و اضطراب جانباز است
که این دلاور عرشی جناب جانباز است
 بزرگ رهبر این انقلاب، جانباز است
                                              (1375: 194)

نادر طهماسبی (فرید) از زبان جانبازی که در حریم عشق‌بازی و در پرتو لطف و رحمت الهی دست و پایش را به اسلام عزیز تقدیم نموده است، این‌گونه سخن می‌گوید که: این عشق‌بازی را از علم‌دار رشید کربلا حضرت عباس(ع) آموختم که الگو و اسوۀ همۀ انسان‌‌های جوانمرد بوده است:

ارمغانی بود ناقابل به اسلام عزیز
از علم‌دار رشید عاشقان آموختم

 

آنچه مشتاقانه در راه خدا گم کردهام
دست و پایی گر به عشق کربلا گم کرده
ام
                                                   (1385: 52)

منیژه هاشمی اشاره می‌کند به رزمندگانی که با خلوص نیت دست از نیاز و لذت‌های خود برداشتند و همچون حضرت عباس(ع)  همۀ اندیشه‌شان رضایت خدا و حفظ حدود و ثغور مرز‌های اسلام و ارزش‌های الهی بود و همان‌گونه که حضرت عباس(ع) یک‌تنه برای حفظ و حراست از خیمه‌های اهل بیت امام‌حسین(ع)  و فراهم‌کردن آب برای تشنگان کربلا جان‌فشانی کرد، آن‌ها نیز پیرو مولایشان مأموریت‌های حساس و مهمی را پذیرا ‌شدند و در این راه جان به جان‌آفرین تسلیم کردند:

دست از خود و از نیاز و از نوش کشید
او یک‌تنه در نهایت جانبازی

 

عباس غمی بزرگ بر دوش کشید
جنگید و بهشت را در آغوش کشید
                                               (1377: 189)

 

 

 

 

مریم تیکنی اشاره می‌کند به بازگشت آزادۀ جانبازی که همچون حضرت عباس(ع) دستان خود را در راه ایمانش تقدیم کرده است و این‌گونه می‌سراید:

مشتاق عطر خوب یوسف بر بام آسمان نشستند / یعقوبهای دل‌شکسته فوج کبوتران خسته / با دست و شانۀ بریده در من کسی با درد میگفت / آمد میان اشک مادرعباس را کردند پرپر (فقط همین، 1385: 10)

 

 

 

 

خلیل شفیعی خطابش به آزادگان سرافراز هشت سال دفاع مقدس است که پس از مبارزه با دشمن جنایت‌کار به اسارت دشمنان اسلام درآمدند و پس از سال‌ها رنج و مشقت هنگامی که جنگ با پیروزی پایان یافت، به زیارت حرم امام‌حسین(ع) و حضرت ابوالفضل(ع) رفتند و عقدۀ دل گشادند و میثاق جاودانی بستند:

دست تو با دست اباالفضل آشنا شد

 

روح تو هم‌رنگ دل خون خدا شد
                                                (1375: 122)

نادر بختیاری با وجود آنکه آغازکنندۀ شیوۀ جانبازی را امام‌حسین(ع) می‌داند، ولی به‌دلیل رشادت‌ها و ایثارهایی که حضرت عباس(ع) در صحرای کربلا از خود نشان دادند، ایشان را نماد جانباز می‌داند:

شیوۀ جانبازی از حسین شد آغاز
نسبت جانباز می
رسد به ابوالفضل

 

وز بدر و خندق و حنین شد آغاز
سرخط این راز می
رسد به ابوالفضل
                                                (1375: 35)

همو در وصف یکی از سرداران سپاه انقلاب اسلامی ایران که به‌دلیل رشادت‌های بی‌نظیر و مردانگی و غیرتی که از خود نشان داد و خود را وقف جبهه‌های جنگ با دشمن نمود، این‌چنین می‌گوید: او کسی نیست جز سردار شهید حسین خرازی که با ویژگی‌هایش شباهت‌هایی با سپهسالار کربلا حضرت عباس(ع)  داشت، زیرا به‌عنوان فرمانده لشکر امام‌حسین(ع)  در جبهه‌‌ها انجام وظیفه می‌کرد و پس از چندین بار جراحت و مصدومیت و قطع دست بالاخره به آرزوی خود که شهادت در راه خدا و در طریق مولایش حسین(ع) بود، دست یافت و موجب افتخار و عزت سپاه اسلام شد:

و خرازی انگار عباس بود
شبی نیز سوی خدا پر کشید

 

که شد قطع دستش به میدان رزم
شد این‌گونه جاوید آن کوه عزم
                                         (1375: 48 و 49)

اصغر حاج حیدری (خاسته) هم در وصف شهید خرازی این‌گونه می‌سراید:

علم‌دار سپاه عشق را نازم که با همت
بنازم پاسداری را که با شور اباالفضلی

 

کند بیدست در میدان مردی رایت‌افرازی
کند ایثار دست و جان و سر مانند خرازی
                                                 (1385: 15)

محمدعلی صاعد شهید حسین خرازی را که در دوران دفاع مقدس فرمانده لشکر امام‌حسین(ع) بوده‌اند، عباس دلیر روزگار معرفی کرده و این‌گونه می‌سراید:

تو میر لشکر گرد حسینی
تو سرداری بزرگ و نامداری
که چون دست ستم یک دستت انداخت

 

تو تیغ و بازوی پیر خمینی
تو عباس دلیر روزگاری
علم را آن دگر دست تو افراخت
                                             (1375: 166)

 

 

 

 

غلامرضا رحمدل شهدای جبهه‌های جنگ هشت سال دفاع مقدس را به ورق‌های قرآن تشبیه کرده ‌است؛ آن‌هم شهیدانی که به عشق حضرت عباس(ع)  قدم در این راه گذاشته بودند. شهیدانی از خطۀ جنوب خوزستان که به‌یاد لبِ تشنۀ سردار کربلا آب ننوشیدند و در دفاع از دین و قرآن و میهنشان پیکر مطهرشان قطعه‌قطعه شد و یا همچون حضرت ابوالفضل(ع)، با دستانی قطع‌شده به آغوش خانوادۀ ملت بازگشتند:

باز از جبهۀ حق نعش شهید آوردند
چاوشان حرم از علقمۀ خوزستان
آن‌که با یاد لب تشنۀ سردار سحر

 

ورقی چند ز قرآن مجید آوردند
جسم بی
دست ابوالفضل رشید آوردند
آب بر آب فشاند و نچشید آوردند
                                        (1386: 92)

 

 

 

علیرضا اطلاقی اشاره می‌کند به این موضوع که همان‌گونه که در نهضت عاشورا حضرت عباس(ع) یک‌تنه برای حفاظت و حراست از خیمه‌های اهل‌بیت امام‌حسین(ع) و فراهم‌آوردن آب برای تشنگان کربلا جان‌فشانی کردند، جبهه‌های جنگ هم از چنین افرادی برخوردار بودند. رزمندگانی که پیرو مولایشان یک‌تنه مأموریت‌های حساس و مهمی را پذیرا بودند و سرداران و فرماندهانی چون شهید آوینی که الگو و سرمشقشان حضرت عباس(ع) بوده و عباس‌گونه هم شهید شدند:

عباس گشته‌اید که از دست بگذرید!

 

«آوینی» آمدید که پا را عوض کنید
                                       (قزوه، 1384: 46)

 

 

 

 

رزیتا نعمتی با اشاره به شهادت یاران امام‌حسین(ع) در کربلا به‌خصوص شهادت برادرش حضرت عباس(ع) و فرزندانش اذعان می‌دارد که رزمندگان اسلام با تأثیرگرفتن از این روحیات و این‌گونه شهادت‌طلبی یاران و اصحاب امام‌حسین(ع) قدم به جبهه‌‌ها گذاشتند و همیشه مصائب کربلا را در نظر داشتند و سخت‌ترین شرایط جبهه را به عشق امام‌حسین(ع) و برادرش عباس(ع) با جان و دل خریدند و نهایت فداکاری و جانبازی را از خود نشان دادند:

انداخت بالا قرص ماه و آب، رویش
باید بخوابد زود اما وای از این
هی رد شد و نگذاشت چشمانش بخوابد

 

بغضی خنک شد لای اعصاب گلویش
این پرده
های سینمای روبه‌رویش!
رقص علی اصغر و دست عمویش
                               (اسرافیلی، 1385: 288)

 

 

 

 

احد ده‌بزرگی از رزمنده‌ای سخن می‌گوید که ارادت خاصی به حضرت عباس(ع) دارد و در راه امام‌حسین(ع)  و برای نابودی ظلم و بیداد جان‌فشانی کرده و همچون حضرت عباس(ع)  به درجۀ جانبازی نائل شده و عباس‌وار به شهادت رسیده است:

من آن خورشیدخوی حق‌پرستم
به عشق حضرت عباس، بی
دست

 

که پشت دیو ظلمت را شکستم
به سمت شهر خونین بار بستم
                                 (ده‌بزرگی، 1378: 62)

 

 

 

 

 

ذبیح‌الله ذبیحی از شهیدی سخن می‌گوید که در راه دفاع از وطن اعضای بدن خود را تقدیم کرده و همۀ این‌‌ها را نذر حضرت ابوالفضل(ع) کرده است:

بال در بال فراوان کبوترها، رفت
جز دل و دیده و دستی که ندیدیم کجاست

 

مرغ من، سوخته باز آمد و پر هیچ نداشت
تا کند نذر ابوالفضل دگر هیچ نداشت
                                         (ذبیحی، 1382: 16)

 

 

 

 

علی‌محمد مؤدب اشاره می‌کند به رهبری سیدحسن نصرالله و این‌گونه می‌سراید که گویی خداوند فرصتی برای شیعیان ایجاد کرده و دست‌های حضرت عباس(ع)  را به یاری دست‌های این سید والامقام فرستاده است تا انتقام شهدای اسلام را از دشمنان ظالم و غاصب بگیرد و وحدت و عزت مسلمین را به آنان برگرداند:

خداوند به ما و قاتلان حسین فرصتی دوباره داد/ دستهای بریدۀ عباس را از شریعه گرفت/ و بر شانههای تو به یاری ما فرستاد/ تو را نصرالله مینامیم (اسرافیلی، 1385: 396).

۴-۲-۱-۲. سقای کربلا

حضرت عباس(ع) مظهر شجاعت، مردانگی و غیرت است و کسی است که مأموریت یافته از جان حسین(ع) و خاندانش مراقبت کند. حسین چارلنگ دلجو رزمندگان اسلام را صلا داده و حضور آنان برای مبارزه با دشمن را گوشزد می‌کند و تأکید می‌نماید که کار نیمه‌تمام حضرت عباس(ع)  را کامل کنند و خود را به جبهه‌های جنگ برسانند و به پاس حرمت سقای کربلا سری به دجله و فرات بزنند و با نبرد با دشمن یادی از تشنگان کربلا نمایند و دشمن غدار را مغلوب نمایند:

سراب خدعۀ دشمن به پاست، ابر سخی
به پاس حرمت سقای کربلا
ای مرد

 

کرم نما و خیال سراب را پر کن
برو به دجله، برو مشک آب را پر کن
                                                (1373: 69)

 

 

 

 

منصوره عرب برهنگی اشاره می‌کند به رزمندگان اسلام و آن‌ها را از نسلی می‌داند که پایبند به عهد و پیمان خود با حضرت حق بوده و پشت پا به دنیا و تعلقات آن زده‌اند؛ همچون منصور حلاج که برای خود وجودی قائل نبود و تنها خدا را می‌دید. او این‌چنین ادامه می‌دهد که جبهه‌های ما هم پر بوده از چنین مردانی که با ایمان جان خود را در طبق اخلاص نهاده و عباس‌گونه از دین اسلام دفاع کردند و حتی اگر قطعه‌قطعه شدند، دست از یاری دین خدا برنمی‌داشتند و عاشقانه جان‌فشانی می‌کردند:

در سایههای قافله ماندیم یاران به آفتاب رسیدند / در این کویر خشک عطشناک مردان ما به آب رسیدند / آن سوی این ولایت خاکی آنجا که جادههای قنوت است / بوی پر فرشته میآید آنجا زمینش از ملکوت است / مردان یاس و آیینه و شمشیر آسوده از اسارت زنجیرند / هر شب هزار پنجره هر شب هزار مأذنۀ تکبیر / مردان جبهه مست الست‌اند مردان جبهه بادهپرست‌اند / حلاج‌ها دار به دوش‌اند عباس‌ها مشک بر دست‌اند. (1375: 190)

اسماعیل محمدپور از داستان حضرت عباس(ع) و سقایی او و آوردن آب از فرات برای اهل‌بیت امام‌حسین(ع) سخن می‌گوید که وقتی به یاد می‌آید، دل‌های عاشق و شیفته را به درد می‌آورد و جان‌فشانی و فداکاری عباس(ع) و نهایت پستی و دون‌مایگی دشمن را نشان می‌دهد. این مسئله زمانی بیشتر نمود می‌یابد که انسان در کنار رودی به آب‌های زلال خیره شود و یادی از عباس علم‌دار کربلا و مشک پاره‌پاره‌اش می‌کند:

به سپیده‌رود خیره شد  و زیر لب گفت:  خدایا عباس چگونه با موج‌های کارون کنار آمد؟  پس مشک پاره‌اش را به یاد آورد و عباس را که رفته بود آب بیاورد (زریان، 1386: 202).

مریم گودینی اشاره می‌کند به سرزمین گرم و خشک کربلای خوزستان که گرفتار آتش جنگ و خون گردیده است و می‌گوید: اگرچه این مکان کربلا نیست؛ اما گرمای سوزان و عطش بهانۀ عباس(ع)، سقای دشت کربلا را می‌گیرد. و منتظر است تا قمقمۀ آبی از اروند پر شود و عطش تشنگان دشت خوزستان را فرونشاند:

نخل و نگاه تشنۀ اروند به امید سیرابی قمقمه، اینجا کربلا نیست! اما عطش بهانۀ عباس(ع) را میگیرد (عظیمی، 1386: 140).

خلیل عمرانی به یاد دشت کربلا و سقای کربلا حضرت عباس(ع)  که در راه آوردن آب دستانش قطع شد و به شهادت رسید، چنین می‌سراید:

فدای دست اقیانوسی سقای طفلانت

 

که شد موج شجاعت بر لب عصیانی دریا
                               (دریانورد، 1385: 159)

 

 

 

 

فروغ تنگاب جهرمی حماسۀ رزمندگان اسلام در کربلای ایران را بسیار شبیه کربلای امام‌حسین(ع)  می‌داند. آن هنگامی که سپاهیان اسلام برای انجام عملیات بایستی از میدان مین عبور کنند و در شرایط بسیار سخت و حساس، دشمن را نابود سازند، دلاورمردانی را می‌بینیم که برای بازکردن مسیر، شجاعانه، از روی مین می‌گذرند تا دوستانشان عبور کنند و خود به فیض شهادت می‌رسند و زمین را ستاره‌باران می‌کنند. فداکاری‌های اینان همچون فداکاری حضرت عباس(ع) است که به‌عنوان نگهبان خیمه‌‌ها و برای آوردن آب مشک را به دوش می‌گیرد و به‌سوی سپاه دشمن می‌رود، اما ناگهان محاصره می‌شود و دشمن دستانش را قطع می‌کند و مشکش را سوراخ و امیدش ناامید می‌گردد:

فریاد آب آب، جهان را گرفته بود
این سو کسی تفنگ به دوش عقیده داشت
ناگاه دست ماه به دست زمین رسید

 

سردار خیمه‌‌ها نفسی بر زمین نشست
مردی به شوق مشک در آن سو به زین نشست
مردی پر از ستاره شد و روی مین نشست
                                  (اسرافیلی، 1385: 76)

۵-۲-۱-۲. جامعۀ پس از جنگ

غلامرضا امام علیزاده (امامی) از زبان رزمنده‌ای بازمانده از کاروان لاله‌های سرزمین عشق و به یاد جبهه‌های جنگ و خاطرات خوش لحظه‌های عشق و ایمان و رازونیاز با خدا همراه با دوستان شهیدش سخن می‌گوید و افسوس می‌خورد که با تمام‌شدن آن دوران، گویا عشق هم از وجود ما رخت بربست و از آن لحظات عرفانی و الهی فاصله گرفته و به مادیات دل‌بسته شدیم. دیگر چشمانمان در غم فراق دوستان گریان نمی‌شود و گویی شهیدان و دوستانی که به عشق عباس(ع)،  علم‌دار کربلا، جان‌فشانی کردند به فراموشی سپردیم و آن عشق الهی را بعد از گذشت سال‌‌های دفاع مقدس به زیر خاک دفن کردیم:

روزهای عاشقی از یاد رفت
استخوان ماندگان پوسید و ریخت
فکر نان شد عاقبت اندوهمان
نان و عنوان شد غم ما بعد جنگ
نام عباس از علم
‌‌ها پاک شد

 

خاطرات بچه‌‌ها بر باد رفت
عشق از دل‌هایمان دیگر گریخت
 باز ما ماندیم و زندان زمان
خسته شد از دست ما حتی تفنگ
عشق بعد از جبهه زیر خاک شد
                         (صدر محمدی، 1385: 63)

ظهیر اشاره می‌کند به اینکه رزمندگان اسلام که در جبهه‌های حق علیه باطل برای کشورشان می‌جنگند، خود را وارث حضرت عباس(ع) می‌دانند و در کربلای کشور ایران از جان و دل جان‌فشانی می‌کنند:

در جبهۀ نبرد حقیقت علیه کفر
 در کربلای کشور ایران ز جان و دل

 

می جنگم از برای رهاکرد کشورم
از جان گذشته وارث عباس و اکبرم
                                 (رستم‌پور، 1385: 142)

۶-۲-۱-۲. عباس‌های جبهه

اسماعیل سکاک اشاره می‌کند به جمع شهیدانی که عباس‌وار در حریم عشق ولایت پروانه‌وار خود را به آتش زدند و جان‌فشانی کردند تا رضای دوست را فراهم سازند و دیگر دوستانی که ماندند و داغ لاله‌‌ها را تحمل کردند و در سوگ هم‌رزمان خود اشک حسرت بر دامن فشاندند و با دیدگان حسرت‌بار خود آن‌ها را تا ملکوت اعلی بدرقه کردند:

فردا شد و سهم تو آغوش و گل و لبخند
عباس
های خفته آن سو در حریم عشق

 

سهم من از این اتفاق سرخ، پلکی اشک
من ماندم این سو، با نگاه تشنه صد مشک
                                                (1382: 66)

خلیل شفیعی به توصیف جنگ نابرابری که در سرتاسر جبهه‌های غرب ایران برپا بود و دشمن بی‌رحمانه مردم بی‌دفاع شهر‌ها را موشک‌باران می‌کرد و به آتش و خون می‌کشید، پرداخته است. او به توصیف رزمندگانی که مظلومانه به شهادت رسیدند و تنها خون نامه‌هایی از خود به یادگار گذاشته می‌پردازد؛ خون‌نامه‌هایی که چشم‌‌ها را خیره می‌کند. او به توصیف رزمندگانی می‌پردازدکه دیروز عباس‌گونه جانبازی کردند و با شهادتشان غوغایی عاشورایی به پا ساختند، اما امروز تنها از آن صحنه‌های جنگ تصویری در قاب‌ها مانده است:

با من بگو رزمنده! مظلومیتت را
گامی به راه درد گو در پردۀ عشق
خون‌نامۀ عباس
‌‌ها یک سینه دارم

 

دل میسراید سرخ‌تر، یا خون و آتش!
تا شور سازد اشک
ها را خون و آتش
 در چشم‌هایم کرده غوغا خون و آتش
                                                  (1375: 81)

شیرینعلی گلمرادی صحنه‌های جنگ دفاع مقدس را کربلایی دیگر تصور کرده که در روبه‌رو دشمنانی همچون شمریان بی‌حیا از نسل قومی سگ‌پرست قرارگرفته‌اند که در نهایت کینه و دشمنی به سر می‌برند و آماده‌اند تا در این سوی بر روی رزمندگانی چون حضرت عباس(ع) شمشیر بکشند و آن‌ها را به شهادت برسانند:

پیش رو یک قوم سرکش از تبار خویش پست
پیش رو تلی از آتش، سیم
های خاردار
پیش رو، سوداگران مرگ، خنجر می
کشند

 

شمریان بیحیا، از نسل قومی سگ‌پرست
پیش رو انبوه نفرت، کینه
های ریشهدار
 سرخوش‌اند و تیغ بر عباس و اکبر می
کشند
                                             (1377: 116)

 

 

 

 

 

یارمحمد عبدی ظهر عاشورای صحرای کربلا را که یاران و اصحاب امام‌حسین(ع) یکی‌یکی بر زمین افتاده بودند و به شهادت رسیده بودند، در ذهن داردکه دیگر حسین(ع) تنها شده است. و اینک جبهه‌های نبرد حق علیه باطل که گویی تکرار همان صحنه‌هاست و شهادت عباس‌‌ها که یکی‌یکی در خاک و خون غلتیده‌اند و بدین طریق دشمن نابکار را رسوا کرده و خود به افتخار شهادت نائل گشته‌اند:

هدف پرنده بود اما به گردنم افتاد
سپس شکوه جاری شد شبیه آن ظهری

 

گناه آن همه گیلاسهای خون‌آلود
که خون چکید از عباس
های خون‌آلود
                                     (رستم‌پور، 1385: 70)

۷-۲-۱-۲. خون‌خواهی آب

ابوالقاسم حسینجانی در اشعار خود قصد توصیف جنگ و دلاوری‌های رزمندگان جان‌برکف را دارد و همچنین تهییج سپاه اسلام به‌سوی دشمن نابکار تا به‌پیروی از سرور و سالار آزادگان جهان حضرت حسین‌بن‌علی(ع) و به‌همراهی حضرت عباس(ع) که دستانش را در راه آوردن آب برای اهل‌بیت و سپاه امام‌حسین(ع)  از دست داد، جنگ را به سرانجام برسانند؛ آن‌هم آبی که مهریۀ حضرت زهراست:

از سراشیبی تردید اگر برگردیم
دست عباس به خون‌خواهی آب آمده است

 

عرش، زیر قدم ماست بیا تا برویم
آتش معرکه برپاست بیا تا برویم
                                     (زریان، 1386: 59)

۸-۲-۱-۲. عنایت حضرت عباس(ع)

سودابه مهیجی اشاره می‌کند به این موضوع که رزمندگان اسلام در همۀ حالات به حضرت عباس(ع)  توسل داشته‌اند و به‌عنوان امداد غیبی او را در کنار خود حس کرده و احساس می‌کرده‌اند که دستان آن حضرت سایۀ سر آنان خواهد بود. زیرا آنان جانباز جبهه‌های خونین کربلای ایران بودند:

همیشه مهدی موعود در کنار من است
خدا قبول کند این که تشنه جان دادم

 

و دستهای اباالفضل سایه‌سار من است
و کربلای جدیدی نشانتان دادم
                                     (قزوه، 1384: 283)

۹-۲-۱-۲. دشت عباس

پرویز بیگی حبیب‌آبادی حضور رزمندگان فداکار و جانباز که در سرتاسر جبهه‌های جنگ از میهن اسلامی دفاع می‌کردند، قابل تصور برای دشمن نمی‌دانسته؛ آن‌هم با رشادت‌های مثال‌زدنی که عباس‌گونه در دشت خوزستان جان‌فشانی می‌کردند و همانند مولایشان با جدیت و تلاش به نگهبانی و حمایت از منطقه می‌پرداختند و اجازه نمی‌دادند ذره‌ای از خاک میهن اسلامی در دست دشمن بیفتد. همان‌گونه که حضرت عباس(ع)  تا زنده بودند، اجازه ندادند هیچ‌کس به خیمه‌های اهل‌بیت امام‌حسین(ع) تعدی و تجاوز نماید و این آدرس آزادگی و غیرت بود برای رزمندگان اسلام که تا جان در بدن دارند، سرافرازانه از خاک وطن و ناموس اسلام دفاع کنند:

الهی به آوازۀ این حریم
به دشتی که پیوسته عباس داشت

 

به هورالهویزه به هورالعظیم
که بی
دست هم، خیمه را پاس داشت
                                               (1377: 58)

 

 

 

 

احد ده‌بزرگی با به‌کاربردن واژۀ دشت عباس، علاوه‌بر اینکه اشاره می‌کند به منطقه‌ای در خوزستان که به همین نام بوده است، گریزی هم می‌زند به حضرت عباس(ع) و واقعۀ عاشورا:

تو آن فرمانده فتح‌المبینی
شهیدی تو شهید دشت عباس

 

حمید عارفی عشقی یقینی
گل روییده در دامان دینی
                                    (ده‌بزرگی، 1378: 22)

 

 

 

 

و یا در جای دیگر می‌سراید:

آیینه‌صفت اگرچه حساسم من
زد خون ترابخواه تا جوش، نوشت

 

برّندهتر از تیغۀ الماسم من
آلالۀ سرخ دشت عباسم من
                                                  (همان: 16)

 

 

جعفر کریمی هم اشاره به رشادت‌ها و دلاوری‌های رزمندگان اسلام می‌کند که در جبهه‌‌های جنوب به نمایش می‌گذارند:

گفتم شعری بگویم به زلالی شجاعتت / که در دشت عباس به مزایده گذاشته بودی (1382: 170).

۳. نتیجه‌گیری

پیروزی انقلاب اسلامی با ریخته‌شدن خون بسیاری از جوانان مسلمان به دست آمد؛ جوانانی که با ایثار جان‌‌های خویش، بار دیگر واژۀ شهادت را احیا و غبار کهنگی را از روی مفاهیم عمیقی که ایثار و فداکاری را با خود همراه داشت، زدودند. شهادت بار دیگر در فرهنگ ملت ایران معنا یافت و رزمندگان اسلام با الهام از خط سرخ عاشورا، آن را در میدان جهاد و مبارزۀ هشت سال دفاع مقدس تجربه کردند و در این مسیر حضرت سیدالشهدا ـ ابا عبدا... الحسین(ع) ـ و در کنارش شخصیت حضرت را الگو و سرمشق خویش قرار دادند. نگاهی به یادگار‌های هشت سال دفاع مقدس، خود مؤید تأثیرپذیری از فرهنگ عاشوراست. با نگاهی به تاریخچۀ ادبیات و اشعار فارسی می‌توان این‌طور استنباط کرد که بیش از 60درصد از منظومه‌ها و اشعار شعر فارسی از سدۀ سوم تا زمان حال، شامل مقوله‌هایی از ادب آیینی و تأثیرپذیری مستقیم یا غیرمستقیم از فرهنگ اسلامی و به‌طور خاص، مضامین عاشورایی و امامت بوده است.

 شعر امروز دفاع مقدس ترکیبی است از شعر و آیین؛ یعنی، هم شاخصه‌ها و ویژگی‌های ممتاز یک شعر را در آن می‌بینیم و هم ازنظر جذابیت تأثیرگذاری و ازنظر ساخت و بافت منسجم است. باید اشاره کرد وقتی صحبت از آیین می‌شود، یعنی باید نمادهای ارزشی و فرهنگی آیین که در اینجا به‌طور مشخص، عاشورا و حضرت ابوالفضل(ع) است، در آن باشد. طبیعی است شعرای ما و اشعار آنان به‌دلیل سابقۀ مذهبی و علایق و گذشتۀ مشخصی که در زمینۀ کربلا و حماسۀ عاشورا دارند، با کسب پشتوانه‌هایی از درک درست تاریخی، ارزش‌ها و نگرش‌های مذهبی به شبیه‌سازی و تأثیرپذیری از این اشخاص بزرگ و بالاخص حضرت عباس(ع) پرداخته‌اند و قرابت معنایی و زمینه‌های مشترک در وقوع حادثۀ کربلا و دفاع مقدس باعث می‌شود که شعرا به‌آسانی و با فراغ بال بتوانند این مفاهیم را در اشعار خود استفاده کنند. رمز‌ عملیات، نام یگان‌های عملیاتی، تشبیه شهدا و فرماندهان به حضرت عباس(ع) در سطح گسترده، نشانگر تأثیر مستقیم و بلاشک شخصیت ایشان بر رفتار و کردار رزمندگان در وهلۀ نخست و پس از آن، به تأثیر بر شعرای دفاع مقدس و اشعار آنان را باعث شد.

شعرای دفاع مقدس با عنایت به این موضوع که جنگ بین حق و باطل جنگی همیشگی است، رزمندگان را به پیروی و تأثیرپذیری از حضرت عباس(ع)  دعوت کرده و یا اعمال و رفتارهای آنان را به ایشان تشبیه کرده‌اند و این دو واقعه را در یک مسیر و یک امتداد دانسته‌اند و این دو واقعۀ تاریخی را به‌نوعی هم‌ارز دانسته‌اند. لازم به ذکر است تفکر شیعی و تربیت دینی رزمندگان و شعرا باعث شده است که چه رزمنده و چه شاعر، هر دو در اعمال و حرکات خود نگاهی مستقیم به شخصیت ایشان داشته باشند. به‌طور خلاصه می‌توان گفت جریانات و اتفاقاتی که در روز عاشورا برای حضرت عباس(ع)  اتفاق افتاده است، تبدیل به خمیرمایۀ شعر شاعران متعهد ما شده است و هرکدام از زاویه‌ای خاص به این حماسۀ بزرگ الهی نگریسته‌اند و درسی از آن دانشگاه و کلاس ایمان و عشق برگرفته‌اند و برداشت‌های شاعرانۀ خویش را در قالب دل‌نشین‌ترین آثار (شعر) ریخته‌اند و اثری هنری را خلق کرده‌اند.

در نتیجه، می‌توان گفت که شاعران در اشعار خود تأکید دارند بر میراثی که حرکت ابوالفضل عباس(ع) با انقلاب خود در عاشورا برای بشریت، خصوصاً پیروان و تمامی پویندگان خط سرخش باقی گذاشته. شعر دفاع مقدس ترویج فرهنگ عزت‌طلبی، مقاومت و ایثار رزمندگان است که به‌طور مستقیم، بازگشت به مبانی حرکت و رفتار حضرت عباس(ع) در کربلا را تداعی می‌کند. به‌طور مثال، یکی از غنی‌ترین مایه‌های شعر دفاع مقدس در رابطه با حضرت عباس(ع) داستان قطع دستان ایشان و همچنین تشنه‌برگشتن ایشان از نهر علقمه می‌باشد و کمتر شاعری می‌توان یافت که از این مضامین استفاده نکرده باشد. البته تلمیحات دیگری به سایر اتفاقات برای حضرت عباس(ع) رخ داده، چون امان‌نامه‌آوردن شمر برای ایشان، اجازۀ جنگ نداشتن ایشان، نوع شهادت و همچنین رجزخوانی ایشان در شعر دفاع مقدس وجود دارد. در پایان باید گفت: در اشعار دفاع مقدس می‌بینیم که شاعران با استفاده از صنعت تشبیه، رزمندگان را به حضرت عباس(ع) تشبیه می‌کنند و ویژگی‌هایی را که مختص این شخصیت‌ است، در وجود رزمندگان متجلی می‌سازند.

  1. قرآن کریم.
  2. بی‌نام (1373). حماسه قلاقیران (مجموعه‌اشعار سومین کنگرۀ شعر دفاع مقدس). ایلام: بنیاد حفظ آثار و ارزش‌های دفاع مقدس، مدیریت انتشارات و ادبیات.
  3. بی‌نام (1374). هشت فصل عشق (مجموعه‌اشعار چهارمین کنگرۀ شعر دفاع مقدس). ارومیه: بنیاد حفظ آثار و ارزش‌های دفاع مقدس، مدیریت ادبیات و انتشارات.
  4. بی‌نام (1375). خط سبز، یادگار سرخ (برگزیده اشعار جمعی از شاعران معاصر در زمینۀ دفاع مقدس و سرداران شهید استان اصفهان). اصفهان: بنیاد حفظ آثار و ارزش‌های دفاع مقدس، مدیریت انتشارات و ادبیات.
  5. بی‌نام (1375). شقایق‌های اروند (مجموعه‌اشعار ششمین کنگرۀ سراسری شعر دفاع مقدس). آبادان: بنیاد حفظ آثار و ارزش‌های دفاع مقدس، مدیریت ادبیات و انتشارات.
  6. بی‌نام (1375). ناگهانهای سرخ (مجموعه‌اشعار پنجمین کنگرۀ سراسری شعر دفاع مقدس). آبادان: بنیاد حفظ آثار و ارزش‌های دفاع مقدس، مدیریت انتشارات و ادبیات.
  7. بی‌نام (1377). سفرنامه آسمان (مجموعه‌اشعار هشتمین کنگرۀ سراسری شعر دفاع مقدس). اصفهان: بنیاد حفظ آثار و ارزش‌های دفاع مقدس، مدیریت ادبیات و انتشارات.
  8. بی‌نام (1377). هفتمین فصل غزل (مجموعه‌اشعار هفتمین کنگرۀ سراسری شعر دفاع مقدس). اصفهان: بنیاد حفظ آثار و ارزش‌های دفاع مقدس، مدیریت انتشارات و ادبیات.
  9. بی‌نام (1382). میعاد دوازدهم (مجموعه‌اشعار برگزیدۀ دوازدهمین کنگرۀ سراسری شعر دفاع مقدس). تهران: بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس، معاونت ادبیات و انتشارات.
  10. بی‌نام (1385). فقط همین (مجموعه‌شعر دفاع مقدس استان اصفهان). اصفهان: بنیاد حفظ آثار و ارزش‌های دفاع مقدس، مدیریت انتشارات و ادبیات.
  11. اسرافیلی، ح. (1385). زخم سیب (مجموعه‌اشعار برگزیدۀ پانزدهمین کنگرۀ سراسری شعر دفاع مقدس ارومیه). تهران: صریر.
  12. اصفهانی، ح.ع.ح. (1337). قصص‌الانبیا از آدم تا خاتم. تهران: کتابچی.
  13. باقری، آ. (1384). صهبای عشق. تهران: نسیم حیات؛ با همکاری قم: صریر.
  14. بی‌نام. (1371). این شرح بینهایت. تهران: بنیاد حفظ آثار و ارزش‌های دفاع مقدس.
  15. دریانورد، غ. (1385). ره‌آورد آورد (مجموعه‌شعر پایداری استان بوشهر). بوشهر: کنگرۀ بزرگداشت سرداران و 2000 شهید استان بوشهر.
  16. ده‌بزرگی، ا. (1378). شروه و شقایق. شیراز: کنگرۀ سرداران و 14هزار شهید استان فارس.
  17. ذبیحی، ذ. (1382). حماسه سبز (مجموعه‌شعر شاعران استان مازندران). تهران: عروج نور، با حمایت بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس.
  18. رستم‌پور، م.ر. (1385). هفت مرتبه باران (مجموعه‌شعر شاعران حوزه جنوبی استان ایلام). تهران:  نقش‌آفرینان بابکان.
  19. زریان، ر. (1386). در صلاة باران (مجموعه‌اشعار دفاع مقدس استان گیلان). تهران: بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس.
  20. سنگری، م.ر. (1385). نقدوبررسیادبیاتمنظومدفاعمقدس. چ2. تهران: پالیزان.
  21. ـــــــــــــــــ. (1390). ادبیاتدفاعمقدس. تهران: صریر.
  22. صدر محمدی، م. (1385). یادگار سبز (مجموعه‌شعر دفاع مقدس استان آذربایجان شرقی). تهران: صریر.
  23. صفی‌پوری شیرازی، ع.ع. (1393). منتهی الارب فی لغة العرب. ترجمۀ محمدحسن فؤادیان و علیرضا حاجیان‌نژاد. تهران: دانشگاه تهران.
  24. عظیمی‌مهر، ا. و فرشاد فرصت صفایی (1386). خلسه در خون (مجموعه‌اشعار دفاع مقدس استان کرمانشاه). تهران: صریر.
  25. قزوه، ع.ر. (1384). روایت چهاردهم (مجموعه‌اشعار برگزیدۀ چهارمین کنگرۀ سراسری شعر دفاع مقدس). تهران: لوح زرین، صریر.
  26. محمدی‌پور، ف. (1386). کنار چشم خدا (مجموعه‌اشعار دفاع مقدس استان همدان). تهران: صریر.
  27. مکارمی‌نیا، ع. (1385). بررسیشعردفاعمقدس. تهران: ترفند.
  28. بزرگ بیگدلی. س و مریم صادقی (1386). بازتاب شخصیت پیامبر(ص) در شعر معاصر فارسی. مجلۀ پژوهش زبان و ادبیات فارسی، 9،  253ـ279.
  29. خانلو، ک. و دیگران (1394). تبلور عاشورا در اشعار شاعران دفاع مقدس. اولین همایش ملی علوم انسانی اسلامی. قم.
  30. خانلو، ک. و دیگران (۱۳۹۴). تبلور عاشورا در اشعار شاعران دفاع مقدس. همایش سراسری علمی‌پژوهشی شناخت اخلاق و آداب حسینی. شهرستان تایباد، شورای فرهنگی عمومی و اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی. 03/03/1394. نشانی: www. civilica. com/Paper-ANDISHEH01-ANDISHEH01_179. html.
  31. نظری، ن. و صغری‌سادات جعفری‌نیا (1389). انعکاس عاشورا، یکی از خصیصه‌های شعر دفاع مقدس. مجلۀ سبک‌شناسی نظم و نثر فارسی (بهار ادب)، 3(۷)، 61ـ77.
  32. یگانه، س. و مهین پناهی (۱۳۹۱). سیمای جانباز در غزل دفاع مقدس (تحلیل و بررسی شخصیت‌پردازی جانباز در غزل). ششمین همایش پژوهش‌های ادبی، تهران: دانشگاه شهید بهشتی. 05/10/1391. نشانی: www.civilica.com/Paper-LRC06-LRC06_098.html.