بررسی ادبی و تاریخی داستان های برگزیده دربارة خرمشهر

نویسندگان

1 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی ،دانشگاه شیراز

2 کارشناسی ارشد ادبیات پایداری ،دانشگاه شیراز

چکیده

وقوع جنگ تحمیلی مهم‌ترین حادثۀ چند دهۀ اخیر کشورمان و اشغال و فتح خرمشهر از نقاط اوج این حادثه است. ازآنجاکه سخن و ادبیات مانند دیگر امور تحت تأثیر حوادث بیرونی است، در این پژوهش سعی شده است تا با روش تحلیلی به بررسی ادبی، عناصر داستانی و سندشناسی تاریخی نُه داستان و یک مجموعه‌داستان (شامل سه داستان کوتاه) که در سال‌های مختلف دربارۀ خرمشهر نوشته شده‌اند بپردازیم. نتایج نشان داد که این داستان‌ها ازنظر عناصر داستانی رو به پیشرفت داشته و ازنظر ادبی دارای تنوع کمتری شده‌اند. داستان‌ها ازنظر ویژگی‌های فکری نیز در این سال‌ها، تفاوت چندانی در موضوعات با هم نداشته‌اند. در بخش زیادی از این داستان‌ها انطباق حوادث با واقعیت‌های تاریخ جنگ مشهود است. همچنین نویسندگان در سال‌های اخیر تمایل کمتری به استفاده از سندیت تاریخی اشخاص و مکان‌ها در داستان‌ها نشان داده‌اند.

کلیدواژه‌ها


آدمی همواره برای بیان مکنونات قلبی خویش از انواع هنرها و ابزارها بهره می‌برد و ادبیات یکی از این هنرابزارهاست. «در میان انواع ادبی، صاحب‌نظران داستان را بهترین وسیله برای ثبت رویدادها با تمامی ریزه‌کاری‌هایش می‌دانند. آن‌ها بر این باورند که تاریخ تنها به شرح رویدادهای مهم و بررسی آن مبادرت می‌ورزد؛ درصورتی که در داستان، جزئی‌ترین رویدادها و حوادث مطرح و گاه درشت‌نمایی می‌شود؛ رویدادهایی که تاریخ حاضر به ثبت و حفظ آن‌ها نیست» (پارسی‌نژاد، 1389: 124).

 «انقلاب عظیم اسلامی ایران، از بزرگ‌ترین حوادث قرن و در شمار بزرگ‌ترین حوادث دینی‌سیاسی عالم اسلام است. این انقلاب حدود بیست ماه بعد از پیروزی، درگیر جنگی شد که ازلحاظ زمان و چندوچون کم‌نظیر بود» (امیری خراسانی، 1387: 10).

در واقع جنگ تحمیلی پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، از بزرگ‌ترین رویدادها و پدیده‌های تاریخی کشورمان در طول چهار دهۀ گذشته بوده است که تمام زمینه‌های اجتماعی، اقتصادی، عقیدتی، سیاسی و فرهنگی کشور ما را تحت تأثیر خود قرار داد و تأثیری کلی و بنیادین بر ادبیات ما گذاشت (نک: بارونیان، 1387: 29). این تأثیر در قالب‌های گوناگون ادبی، با مضمون‌ها و درون‌مایه‌های جنگی، موجب خلق ادبیاتی ارزشمند تحت عنوان ادبیات مقاومت و پایداری گردید.

 

۱ـ۱. بیان مسئله

در بسیاری از جنگ‌های میهنی جهان، همواره شهرهایی بوده‌اند که به‌دلیل مقاومت مردمی در مقابل متجاوزان، به سمبل مقاومت ملی تبدیل شده‌اند. وقتی مردم شهری تصمیم می‌گیرند در مقابل هجوم دشمن از زندگی‌شان دفاع کنند، یک موقعیت بی‌نظیر تاریخی شکل می‌گیرد و این شهرها به نماد تبدیل می‌شوند. لئون تولستوی مضمون مقاومت مردم مسکو دربرابر ارتش ناپلئون را درکتاب جنگ و صلح دست‌مایه قرار می‌دهد. سیمونف در کتاب استالینگراد همچنان که می‌‌جنگد از مقاومت اهالی شهر استالینگراد می‌گوید (نک: جزینی، 1391). خرمشهر هم به‌خاطر مقاومت بی‌نظیرش، برای ما نماد دو حماسه است: حماسۀ مقاومت خرمشهر و حماسۀ آزادی خرمشهر. «مقاومت سرسختانۀ ایرانی‌ها و طولانی‌شدن جنگ برای اشغال خرمشهر، این شهر را به یک نماد مهم در جنگ ایران و عراق بدل کرد و بخشی از هویت جنگی ایرانی‌ها شد» (شیرعلی‌نیا، 1392: 74). ازاین‌رو، این مقاله بر آن است تا با پژوهش در سیزده داستانی که با موضوع اشغال و فتح خرمشهر نوشته شده‌اند (اعم از رمان، داستان‌کوتاه و مجموعه‌داستان) پس از بررسی عناصر داستانی، خصوصیات سبکی و زبانی این داستان‌ها، به سندشناسی تاریخی شخصیت‌ها، مکان‌ها و اتفاقاتی که در این داستان‌ها ذکر شده‌است، بپردازد.

 

۱ـ۲. پیشینۀ تحقیق

دربارۀ موضوع پژوهش تحقیقاتی در قالب کتاب، مقاله و پایان نامه انجام گرفته‌است. رهگذر (۱۳۷۰) در کتاب نیم‌نگاهی به هشت سال قصه جنگ، علاوه‌بر سه مقالۀ کوتاه تحلیلی دربارۀ ادبیات مقاومت، به نقد و بررسی داستان‌های دوازده نویسندۀ داستان و رمان جنگ،‌ در گروه سنی بزرگ‌سالان پرداخته است و در رابطه با تقسیم‌بندی داستان‌های جنگ، تقسیم‌بندی‌های متعدد و متفاوتی ارائه داده است: آثار جنگ در جهت تأیید و نفی مقاومت مردم، تقسیم‌بندی براساس زاویۀ دید، و تقسیم‌بندی براساس موضوع آزادگان، شهدا و مانند آن.

اکبرى شلدره‌اى (1382) در درآمدی بر ادبیات داستانی پس از انقلاب اسلامی، با نگاهی به روند سیر ادبیات داستانی در ایران، آثار موجود را بررسی کرده ‌است. محور بحث این کتاب، داستان‌نویسی پس از انقلاب و بررسی تأثیر تحولات ناشی از این جریان مهم بر اندیشه و محتوای کار نویسندگان است.

فیاض‌منش (1379) در رسالۀ کارشناسی ارشد خود، شخصیت و شخصیت‌پردازی در هشت رمان جنگ، که به روش توصیفی‌تحلیلی انجام شده، نشان می‌دهد که شیوه‌های شخصیت‌پردازی در آثار نویسندگان مورد مطالعه مانند داستان‌نویسان پیشین بوده و آن‌ها هم از دو روش شخصیت‌پردازی مستقیم و غیرمستقیم در قالب قیافه، گفتار، رفتار و نام استفاده نموده‌اند.

امیری خراسانی (1389) در مؤلفه‌های پایداری در سیمای شخصیت‌های رمان دفاع مقدس، مایه‌های ایستادگی و پیروزی رزمندگان دربرابر دشمن مهاجم را در رمان‌های دفاع مقدس ریشه‌یابی و تقسیم‌بندی کرده ‌است.

گرجی (1390) در مقالۀ «بررسی عنصر شخصیت و شخصیت‌پردازی در داستان‌های دفاع مقدس» با توجه به عنصر نام‌شناسی، شیوۀ شخصیت‌پردازی از جهت نام، در چهار رمان از رمان‌های دفاع مقدس شامل زمانی برای بزرگ‌شدن نوشتۀ محسن مؤمنی، سفر به گرای 270 درجه نوشتۀ احمد دهقان، بیوتن نوشتۀ رضا امیرخانی و شطرنج با ماشین قیامت نوشتۀ حبیب احمدزاده را مورد بررسی قرار داده است. در این مقاله سعی شده به‌صورت جزئی، نام تک‌تک افرادی که در رمان‌ها آمده بررسی و تحلیل شود.

 بااینکه این تحقیقات در جای خود بسیار ارزشمند هستند، اما تمام ابعاد این تحقیق را شامل نمی‌شوند و به‌ناچار به‌عنوان پیشینۀ این پژوهش استفاده شده‌اند. به همین جهت، این مقاله درصدد است برای اولین بار با بررسی موضوعی داستان‌هایی که دربارۀ اشغال و فتح خرمشهر نوشته شده‌اند، عناصر داستانی و مشخصات سبکی و زبانی این داستان‌ها را مورد تحلیل قرار دهد. همچنین سعی دارد به سندشناسی تاریخی اتفاقات، اشخاص و مکان‌هایی بپردازد که در این متون به آن اشاره شده است؛ امری که تاکنون صورت نگرفته است.

 

۱ـ۳. اهمیت و ضرورت تحقیق

«بدون شک، زمانی قسمت‌هایی از تاریخ ماندگار شده‌اند که ادبیات به‌کمک آن‌ها آمده است. ادبیات بهترین قالب برای ثبت وقایع تاریخی، سیاسی و اجتماعی است، اما باید مبتنی بر واقعیت باشد؛ چون بعدها براساس همین داستان‌ها و رمان‌ها دربارۀ خصوصیات مردم آن دوره قضاوت می‌کنند.» (خرامان، 1390: 306).

همچنین «باید توجه داشت که کلیۀ آثار داستانی دفاع مقدس در آینده‌ای نه‌چندان دور به رمان تاریخی مبدل می‌گردند. خوانندۀ رمان‌های تاریخی هم همیشه نسبت به عنصر حقیقت‌مانندی در داستان حساس بوده و بیشتر دوست دارد تا جنبه‌های رئالیستی اثر حفظ گردد و از نویسندۀ رمان تاریخی متوقع است تا امانت را حفظ کند و براساس یک سلسله اطلاعات تخیلی به توصیف رویدادهای کاملاً تاریخی نپردازد» (پارسی‌نژاد، 1382: 49 تا50).

بنابراین به نظر می‌رسد بررسی تحلیلی و علمی داستان‌های جنگ و سندشناسی تاریخی وقایع و افراد، یکی از مناسب‌ترین راه‌ها برای انتقال رخدادهای این حادثۀ بزرگ به آیندگان است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

جامعۀ نمونۀ طرح، آثار زیر است که براساس اولین سال چاپ مرتب شده‌اند:

جدول 1-1. جامعۀ نمونۀ طرح

نام داستان

       نویسنده

اولین سال چاپ

آخرین نگاه از پل خرمشهر (رمان)

ناصر مؤذن

1360

نخل‌های بی‌سر (رمان)

قاسم‌علی فراست

1363

در جستجوی من (رمان)

منیژه جانقلی

1378

ضیافت به صرف گلوله (رمان)

مجید قیصری

1380

نخل‌ها و آدم‌ها (رمان)

نعمت‌الله سلیمانی

1382

عطر عربی فردوس (از مجموعه‌داستان سه دختر گلفروش)

مجید قیصری

1384

جنگی که بود (رمان)

کاوه بهمن

1385

دختران خرمشهر (مجموعه‌داستان)

اختر دهقانی

1387

زنی بر بام (از داستان‌های برگزیدۀ جایزۀ ادبی یوسف)

مریم محمدی

1390

بچه‌های کارون (رمان)

احمد دهقان

1392

از عوامل دخیل در انتخاب آثار، علاوه‌بر دسترسی در بازار و کتابخانه‌ها می‌توان به شهرت نویسنده و اقبال جامعه به اثر، توجه منتقدان و کسب جوایز ادبی در جشنواره‌ها اشاره کرد.

 

۲ـ بحث

این قسمت شامل دو بخش اصلی است که در بخش اول پس از معرفی نویسندگان و خلاصه‌ای از داستان‌ها، عناصر داستانی و سبک‌شناسی که شامل ویژگی‌های ادبی و فکری است، بررسی شده است. بعد از بررسی سبک‌شناسی، به بررسی تطابق هر داستان با واقعیت‌های تاریخی پرداخته، سپس نقدی اجمالی بر هر داستان داشته‌ایم که نتایج آن در زیر خواهد آمد. در قسمت دوم به سندشناسی تاریخی پرداخته شده است.

 

۲ـ۱. بررسی عناصر داستانی، سبک‌شناسی و تطابق تاریخی

در بررسی ادبی و تاریخی در مجموعه‌های مورد بحث، نتایجی به‌شرح زیر به دست آمد:

نتایج بررسی پیرنگ از سیزده داستان خرمشهر نشان داد که پیرنگ در اکثر داستان‌ها ضعیف بوده و داستان‌ها بیشتر دربارۀ یک حادثه(ی بزرگ مانند جنگ) و یا حول یک شخصیت تعریف می‌شوند. این ایراد در همۀ داستان‌ها چه کوتاه و چه بلند قابل مشاهده بود؛ به‌جز دو داستان کوتاه (عطر عربی فردوس و زنی بر بام) که دارای پیرنگ نسبتاً قابل قبولی بودند.

همچنین نتایج نشان داد که عنصر پیرنگ در دهه‌های مختلف فرازونشیب چندانی نداشته‌ و از پیرنگ ضعیف در دهه‌های اول، کمی به پیرنگ متوسط در سال‌های اخیر متمایل شده است (زنی بر بام و بچههای کارون) که البته پیشرفت شگرفی نیست؛ ولی با وجود این، نشان از توجه نویسندگان این حوزه به این عنصر مهم می‌‌باشد.

بررسی‌ها نشان داد که به‌جز دو داستان که اصل داستان چندان باورپذیر نبوده (ضیافت به صرف گلوله و داستان «عاشقانه‌ای کنار کارون» از مجموعه‌داستان دختران خرمشهر)، بقیۀ داستان‌ها ازنظر حقیقت‌‌مانندی مشکلی ندارند؛ هرچند که در بعضی داستان‌ها حوادث فرعی غیرقابل‌باوری همچون نجات ناگهانی بعضی شخصیت‌ها از مرگ یا اسارت آمده است (مانند داستان در جستجوی من و داستان «عشق و خون در خرمشهر» از مجموعه‌داستان دختران خرمشهر). دادن وجهۀ پلیسی به بعضی از داستان‌ها (ضیافت به صرف گلوله) باعث شده که این داستان‌ها ازنظر باورپذیری و راست‌نمایی دارای مشکل باشند.

هشت داستان از سیزده داستان مورد بررسی دارای زاویۀ دید دانای کل بودند. این عدم تنوع زاویۀ دید، خصوصاً در دهه‌های اول بیشتر قابل مشاهده است؛ یعنی هرچه به سال‌های اخیر نزدیک‌تر می‌شویم، استفاده از زوایای دید متنوع (هرچند ناموفق)، بیشتر شده است و نویسندگان از زاویۀ دید دانای کل (آخرین نگاه از پل خرمشهر و نخلهای بیسر) به زاویۀ دید منِ‌روایتی (دختران خرمشهر و بچههای کارون) برای ایجاد هم‌ذات‌پنداری بیشتر، تمایل نشان داده‌اند.

نتایج بررسی‌ها نشان داد که در اغلب داستان‌ها شخصیت‌پردازی‌ها ضعیف، به‌صورت مستقیم و دادن اطلاعات از زبان کسی برای شخص دیگری است که خود شخص، آن اطلاعات را می‌داند. البته هرچه به سال‌های اخیر نزدیک می‌شویم، نویسندگان سعی در پرداخت غیرمستقیم شخصیت‌ها و دادن اطلاعات به خواننده به‌صورت غیرمستقیم داشته‌اند (زنی بر بام و بچههای کارون).

بیشتر داستان‌ها در خرمشهر و در معدود مواردی در تهران اتفاق می‌افتند (به‌دلیل مهاجرت مردم جنگ‌زده به تهران؛ مانند داستان ضیافت به صرف گلوله و قسمت‌هایی از داستان‌های نخلهای بیسر و در جستجوی من). نتایج نشان می‌دهد نویسنده‌ها توانسته‌اند در ترسیم فضای شهری در حال اشغال تقریباً موفق باشند. به این عنصر در تمام این سال‌ها به‌صورت تقریباً یکنواختی توجه شده است.

نتایج حاصل از پژوهش در این داستان‌ها، بیانگر این است که فضای حاکم بر بیشتر داستان‌ها به‌دلیل وقوع جنگ و ازدست‌دادن شهر و عزیزان، غمگین و حسرت‌زده است. البته تنوع فضا در سال‌های اخیر نیز قابل مشاهده است؛ مانند فضای رمانتیک (مجموعه‌داستان دختران خرمشهر)، پلیسی (ضیافت به صرف گلوله) و صمیمی (بچههای کارون)؛ اما غلبه با فضاسازی‌های غمگین است.

در بررسی عنصر گفت‌وگو لزومی به داشتن لهجه در دیالوگ‌های شخصیت‌ها نیست؛ اما واردکردن لهجۀ خاص این مناطق در داستان‌ها، به فضاسازی و باورپذیری کمک شایانی می‌کند؛ مسئله‌ای که در دو داستان نخلهای بیسر و نخلها و آدمها اتفاق افتاده و در انتقال حس مؤثر بوده است. در بسیاری از دیالوگ‌ها هم ما بیشتر شاهد دادن اطلاعات بودیم و دیالوگ‌ها کارکردی جز این نداشته‌اند. این عنصر در دهه‌ها و سال‌های مختلف نیز دارای نشیب‌وفراز خاصی نبوده است.

لحن در اکثر داستان‌های مورد مطالعه غمگین و آرام است. در بعضی آثار با لحن حماسی و یا چند لحن در داستان مواجهیم؛ اما یکی از این لحن‌ها حتماً غمگین است. این لحن غمگین در اوایل ناامید هم هست؛ مانند داستان آخرین نگاه از پل خرمشهر؛ اما در داستان‌های اخیر، غم و امید در کنار یکدیگرند.

تنوع مضمون نسبت به عناصر دیگر در داستان‌های مورد پژوهش بیشتر بود؛ اما مضمون مظلومیت و پایداری مردم، مضمون غالب‌تر است. توجه به امور معنوی همچون ایمان و امید (داستان در جستجوی من) و شهادت (نخلها و آدمها) و عوض‌شدن انسان‌ها در جنگ (زنی بر بام، عطر عربی فردوس) از دیگر مضامین این داستان‌هاست.

موضوع در بیشتر داستان‌ها راجع به اشغال خرمشهر است. از سیزده داستان، نُه داستان فقط به اشغال، سه داستان به اشغال و فتح (نخلهای بیسر، در جستجوی من و نخلها و آدمها) و تنها یک داستان دربارۀ فتح خرمشهر است (بچههای کارون). به نظر می‌رسد اشغال خرمشهر و مقاومت مظلومانۀ مردم، در نظر نویسندگان حادثۀ پرچالش‌تر و متأثرکننده‌تری نسبت به فتح آن بوده است.

در بررسی سبک‌شناسی و در مطالعۀ ادبی، کلمات و اصطلاحات جنگی و سپس محلی و پزشکی بیشترین فراوانی را داشته‌اند. هرچه از سال‌های جنگ دورتر می‌شویم، تنوع جملات و اصطلاحات کمتر شده و فقط اصطلاحات جنگی است که هم‌چنان کاربرد دارد.

ازنظر کاربرد آرایه‌های ادبی نیز، آرایۀ تشبیه و سپس تشخیص و تکرار، بیشتر مورد استفاده قرار گرفته‌اند و هرچه به سال‌های اخیر نزدیک می‌شویم، تنوع کاربرد آرایه‌ها نیز کمتر می‌شود. شاید بتوان گفت سیر نزولی استفاده از آرایه‌ها در این متون، متأثر از میزان علاقۀ مخاطب امروز در دریافت سریع‌تر مطلب و تمایل نویسندگان به ساده‌نویسی باشد.

بیشترین توصیف‌ها در این داستان‌ها در اوایل، توصیف مکان‌ها و اشخاص است و در سال‌های اخیر توصیف مکان و حالات، بیشترین کاربرد را دارند. این شاید به‌علت تمایل نویسنده‌ها به شخصیت‌‌پردازی غیرمستقیم شخصیت‌ها باشد.

همچنین، نویسندگان در همۀ سال‌ها از انواع جملات (کوتاه، بلند، رسمی، محاوره‌ای و...) برای انتقال احساس و اطلاعات خویش بهره برده‌اند و روند خاصی از این نظر مشاهده نمی‌شود.

نتایج به‌دست‌آمده از این پژوهش نشان می‌دهد که داستان‌ها در سال‌های نزدیک به جنگ، ازنظر ویژگی‌های فکری به موضوعاتی همچون وطن‌دوستی، نقش مذهب و حسرت گذشته‌ها بیشتر توجه داشته و در سال‌های اخیر، توجه به وجوهی مانند وطن‌دوستی، زنده نگاه‌داشتن یاد شهدا و آدم‌های که در جنگ ساخته شده‌اند پررنگ‌تر شده است.

در کل، نوع نگاه نویسندگان بومی نسبت به شهرشان با شیفتگی و حسرت بیشتری همراه بوده است.

ازنظر داستانی، دو داستان کوتاه عطر عربی فردوس و زنی بر بام، و از منظر تاریخی داستان‌های آخرین نگاه از پل خرمشهر، نخلهای بیسر و نخلها و آدمها داستان‌های شاخص این پژوهش هستند.

 

۲ـ۲. سندشناسی تاریخی

همان‌گونه که می‌دانیم، وقایع و حوادث داستان‌ها توسط شخصیت‌ها، در مکان یا مکان‌هایی رخ می‌دهند. حال اگر این داستان‌ها دربارۀ یک واقعۀ تاریخی نوشته شده باشند، نویسنده‌ها برای واقعی‌نمایاندن داستان خود ناچار به استفاده از اشخاص، مکان‌ها و وقایعی هستند که وجود تاریخی یا جغرافیایی داشته باشد؛ داستان‌های خرمشهر هم از این قاعده مستثنا نیستند.

لازم به ذکر است که هدف از انطباق با واقعیت‌های تاریخی، انطباق کامل داستان با تاریخ نیست. ازآنجاکه داستان بازگوییِ خشک تاریخ نیست، نمی‌توان و نباید منکر این قضیه شد که بسیاری از شخصیت‌ها و وقایع این داستان‌ها ساختۀ ذهن نویسنده‌ها باشند؛ بلکه هدف از این قسمت تطابق و راست‌آزمایی اشخاص، مکان‌ها و وقایعی واقعی است که در این داستان‌ها با مشخصاتی خاص از آن‌ها یاد شده و شایستۀ بررسی و تحقیق ازنظر تاریخی بودند.

در نتایج بررسی‌های سندشناسی تاریخی، از 34 شخصیت، 24؛ از 47 مکان، 42؛ و از 13 واقعه 11 مورد مربوط به خرمشهر، مورد شناسایی و تأیید قرار گرفتند.

در این پژوهش فقط به اعلام مربوط به خرمشهر پرداخته شده است.

 

 

۲ـ۲ـ۱. سندشناسی شخصیت‌ها

در داستان‌های خرمشهر با سه گروه از اشخاص مواجه بودیم؛ یک دسته از اشخاص فقط با نام کوچک، دستۀ دیگر فقط با نام خانوادگی و گروه سوم نیز با نام و نام خانوادگی از آن‌ها یاد شده‌ بود.

افرادی که فقط با نام معرفی شده بودند محدود و آن‌قدر شناخته شده بودند که بتوان به نام و نام خانوادگی کامل و سایر مشخصاتشان راحت‌تر دسترسی پیدا کرد. افرادی مانند شیخ شریف، شهناز (حاجی‌شاه) و... .

تعدادی هم که فقط با نام خانوادگی معرفی شده بودند، با توجه به زمان وقوع داستان و با حذف موارد مشابه و همراهی آن‌ها با نشانه‌هایی دیگر، به شخصیت اصلی دسترسی پیدا می‌شد. مانند شخصیت آلبوغبیش که به‌علت همراهی او با شیخ شریف به اطلاعات این شخص دسترسی پیدا شد و یا شهید اقبال‌پور که به‌عنوان اولین شهدای جنگ، کاملاً برای مدافعان شناخته‌شده بود.

دستۀ دوم که با نام و نام خانوادگی معرفی شده بودند به اطلاعات بعضی اشخاص به‌راحتی می‌شد دسترسی پیدا کرد، مانند شهید جمشید برون؛ اما مشکلی که در این میان به وجود آمد، این بود که نام خانوادگی ذکرشدۀ بعضی اشخاص، در داستان‌ها به‌طور کامل ذکر نشده و در سایت بنیاد شهید برای شناسایی و دسترسی به اطلاعات سجلی این افراد، نیاز به نام کامل شخص مورد نظر بود، که شخص مورد نظر را با توجه به زمان شهادت یا دیگر اطلاعات که در محدودۀ اشغال و فتح خرمشهر بوده و یا اطلاعات هم‌رزمان فرد مورد نظر، این شخصیت از بقیۀ شهدا یا دیگر اشخاص که نام خانوادگی نزدیکی با شهید مورد نظر داشتند، تمییز داده می‌شد؛ مانند شهید بهنام محمدی که نام خانوادگی کاملشان بهنام محمدی‌راد است یا می‌توان به شخصیت عبدالرضا خفاجی اشاره کرد که داستان بچه‌های کارون به او تقدیم شده و این کتاب به‌نوعی دربارۀ داستان زندگی او بود. از این شخصیت در سایت بنیاد شهید مشخصاتی ثبت نشده بود و مدافعین نیز چنین شخصیتی را به یاد نداشتند.

مشکل دیگری که در این مورد با آن مواجه بودیم، دستیابی به اطلاعات افرادی بود که در قید حیات بوده و نامی از ایشان نیز در سایت بنیاد شهید، به‌عنوان شهید، آزاده و یا جانباز ثبت نگردیده بود (سایت بنیاد شهید دارای اطلاعاتی است که در دسترس عموم نیست و علاوه‌بر مشخصات شهدا، اطلاعات آزادگان و جانبازان نیز در آن درج شده‌است و صرفاً با نامه‌نگاری دانشگاه و به‌صورت حضوری این اطلاعات به دانشجو ارائه گردید)؛ مانند جاسم غضبان که نام کامل ایشان جاسم غضبان‌پور است و با وجود جانباز شیمیایی بودن، کارت جانبازی ندارد. این مشکل با پیگیری‌های فراوان و همچنین هم‌کاری‌های بی‌دریغ رزمندگان و مدافعین شهر و جست‌وجو در سایت‌ها مرتفع گردید.

مسئلۀ دیگری که تطابق با شهید یا شخص مورد نظر را مشکل و نگارنده را با تردید مواجه می‌کرد، ثبت اطلاعات غلط دربارۀ فرد مورد نظر در داستان بود؛ مانند شهید رضا دشتی با نام کامل محمدرضا دشتی‌زاده که زمان شهادت حقیقی ایشان با زمان شهادتشان در داستان متفاوت است.

به‌عنوان نمونه، برای چگونگی پرداخت و تحلیل شخصیت‌ها به زندگی احمد شوش و جمشید برون می‌پردازیم.

«احمد شوش فرزند عبدالکریم در 28 مهر 1335، شب شهادت پیامبر، در خرمشهر دیده به جهان گشود» (پایگاه اطلاع‌رسانی بنیاد شهید و امور ایثارگران). تحصیلات خود را تا سال چهارم دبیرستان پی گرفت و پس از آن به‌دلیل فقر اقتصادی خانواده، به کار پرداخت. چندی بعد به سربازی رفت و با صدور فرمان امام‌خمینی مبنی بر ترک پادگان‌ها، از محل خدمت خود گریخت و به جمع مبارزین پیوست. او به‌همراه چند تن از دوستان خود، با ساخت یک دستگاهِ تکثیر ساده، به چاپ و توزیع اعلامیه‌ها می‌پرداخت و در روزهای پرتلاطم انقلاب، در تصرف شهربانی و دژبانی رژیم شاهنشاهی در شهر خرمشهر مشارکت نمود (نک: بایگانی بسیج خرمشهر).

پس از پیروزی انقلاب و تشکیل کمیته، مسئولیت این نهاد در خرمشهر و پس از آن مسئولیت جهاد سازندگی خرمشهر را برعهده گرفت. چندی بعد در غائلۀ خلق عرب مورد سوءقصد قرار گرفت و به‌دلیل شدت جراحت وارده به پا، به کشور آلمان اعزام گردید و پس از انجام معالجات به سوریه و لبنان رفته و در تشکیلات نظامی فلسطینی‌ها (الفتح) به یادگیری فنون نظامی پرداخت و با نام ابوشاب، در چند عملیات تخریب همراه فلسطینی‌ها شرکت کرد (نک: بایگانی بسیج خرمشهر؛ ابوالحسنی، 1385: 4). «در دورۀ مقاومت، او و هم‌دوره‌ای‌های دورۀ چریکی لبنانش که به درخواست او از رودسر آمده بودند، بهتر از بقیۀ نیروهای غیرنظامی می‌جنگیدند» (حبیبی، 1380: 51؛ ابوالحسنی، 1385: 13؛ شیرعلی‌نیا و زاهدی، 1388: 69؛ اعظم‌حسینی، 1388: 492). «سرانجام، احمد شوش در روز 8 مهرماه سال 1359 در جریان یک عملیات شناسایی همراه با نیروهای ارتش، در نزدیکی پل نو در خرمشهر به شهادت رسید» (بایگانی بسیج خرمشهر).

در داستان آخرین نگاه از پل خرمشهر (مؤذن، 1360: 37)، از فداکاری این شخصیت یاد شده، اما خصوصیت لات‌بودن را هم برای این شهید ذکر می‌کند که با توجه به مصاحبۀ خواهر این شهید با نشریۀ الکترونیکی گیلان که می‌‌گوید «احمد وقتی می‌دید یک جوانی شر و خلافکار است، ولش نمی‌کرد. می‌رفت با او دوست می‌شد. همه می‌گفتند احمد لاته، چون با آن‌ها نشست و برخاست می‌کند. احمد لات نبود. به خدا همان‌ها آمدند در جنگ پابه‌پایش ایستادند. همان‌ها باخدا شدند، نمازخوان شدند» (اقدامی، 1389) و همچنین مصاحبه با هم‌رزمان این شهید، صحت مطالب نسبت‌داده‌شده تأیید نمی‌شود. در داستان نخل‌های بی‌سر (فراست، 1392: 79 تا 81) به شبیخون‌زدن به دشمن، شهادت و انتقال جنازۀ ایشان به پشت جبهه پرداخته شده ‌است.

«جمشید برون، فرزند قلی، در 31 شهریور 1341 در شهرستان آبادان به دنیا آمد» (پایگاه اطلاع‌رسانی بنیاد شهید و امور ایثارگران). او قبل از انقلاب در آبادان در زمینۀ جمع‌آوری و توزیع اعلامیه‌های امام فعالیت داشت و با خدمت به روستاییان، آن‌ها را با اهداف انقلاب آشنا می‌کرد. مسئولین تظاهرات که کارآمدی ایشان را دیدند، او را به گروه‌های انقلابی خرمشهر متصل کردند (نک: بایگانی بسیج خرمشهر). «جمشید برون در زمان حملۀ عراق به ایران، از اعضای گروه رضا دشتی و از معدود بازماندگان آن‌ها پس از اشغال خرمشهر بود» (برون، 1391). وی در جریان فتح خرمشهر به اطلاعات و شناسایی دشمن پرداخت و در مرحلۀ دوم عملیات بیت‌المقدس، در تاریخ 20 اردیبهشت 1361، با اصابت آرپی‌جی هنگام حملۀ شبانۀ دشمن به شهادت رسید (نک: مردانه، 1393؛ بایگانی بسیج خرمشهر) و درگلزار شهدای اهواز دفن گردید. «شهید برون اولین نوحه‌خوان سپاه خرمشهر نیز بوده است» (مکری‌نژاد، 1394؛ اعظم‌حسینی، 1388: 706).

در رمان نخل‌های بی‌سر (فراست، 1392: 200) به نوحه‌خوان‌بودن جمشید برون اشاره شده است. در صفحۀ 207 این کتاب نیز، به نوشتن محل شهادت او روی یکی از دیوارهای کوت شیخ اشاره می‌شود؛ در حالی‌ که همان‌طور که ذکر شد، این شهید در عملیات بازپس‌گیری شهر به شهادت رسیده است. زمان یادشده در داستان، در محدودۀ زمانی عملیات بیت‌المقدس نیست.

 

۲ـ۲ـ۲. سندشناسی مکان‌ها

شناخت پیشینۀ مکان‌های مختلف شهری و غیرشهری شهرستان خرمشهر، به‌دلیل وقوع جنگ و ازبین‌رفتن آرشیو و بایگانی نهادهای مرتبط، به‌سختی ممکن شد و به‌ناچار مجبور به استفاده از حافظه‌ و اطلاعات ساکنین، مدافعین شهر و بروشورهای راهنمای مناطق عملیاتی و راهیان نور شدیم. برای نمونه، دو مکان بانک صادرات و پلِ نو در این مقاله آورده می‌شوند.

بانک صادرات، قبل از جنگ، در خرمشهر دارای یک شعبۀ مرکزی و چهار شعبۀ دیگر در مناطق مختلف خرمشهر بود. در داستان ضیافت به صرف گلوله (قیصری، 1380: 88) از این مکان به‌صورتی که در زیرزمین آن مجروح نگه داشته می‌شده یاد شده؛ اما در خرمشهر به‌دلیل شرایط خاص محیطی (بالابودن آب تحت‌الارض)، احداث زیرزمین مرسوم نبوده و تقریباً غیرممکن است. البته بنا به گفتۀ اهالی و مدافعین خرمشهر، تنها یک بانک در شهر، آن‌هم بانک ملی شعبۀ مرکزی، با شرایط خاصی زیرزمینی به‌عنوان خزانه را دارا بود. همچنین در دوران مقاومت، در هیچ بانکی هم مجروح نگهداری نمی‌کرده‌اند (نک: مغنیمی و مکری‌نژاد، 1394).

پلِ نو در سال 1305ش روی نهر عرایض در غرب خرمشهر و در مسیر جادۀ شلمچه احداث شده است. طول پل 58 متر و عرض آن 7 متر است (نک: حبیبی، 1380: 17). «ارتش عراق در آغاز هجوم سراسری، سه‌روزه به نهر عرایض رسید؛ لیکن برای عبور از پل نو چندین روز جنگید. پس از عبور از آن نیز چند بار پیش‌روی کرد و عقب رانده شد، تا اینکه از 16/7/1359، دستیابی مدافعان خرمشهر به پل نو غیرممکن شد» (بروشور نقشۀ سیاحتی مناطق جنگی خوزستان). در حال حاضر پل جدیدی جای این پل احداث شده که مسیر ترانزیت کالا به مرز عراق از طریق شلمچه است.

در داستان نخل‌های بی‌سر (فراست، 1392: 38 تا 66) از قرارداشتن پل نو در منطقۀ شلمچه و نفوذ عراقی‌ها و دفاع نیروهای خودی، و در رمان نخل‌ها و آدم‌ها (سلیمانی، 1391: 36) به اعزام نیرو به پل نو در اوایل هجوم عراق، و در مجموعه‌داستان دختران خرمشهر، در داستان «عاشقانه‌ای کنار کارون» (دهقانی، 1387: 11) به سقوط پل نو بعد از 33 روز و در پایان دورۀ مقاومت اشاره می‌کند که همان‌طور که گفته شد، پل نو بعد از حدود 17 روز پس از تهاجم، سقوط کرده ‌است و پلی که نیروهای ایرانی در روز سقوط خرمشهر از آن عقب‌نشینی کردند، در واقع پل بزرگ خرمشهر است.

 

۲ـ۲ـ۳. سندشناسی وقایع

وقایع رخ‌داده در این داستان‌ها به سه دسته تقسیم می‌شوند: دستۀ اول وقایعی که در مدت‌زمان هجوم تا سقوط خرمشهر، دستۀ دوم وقایعی که در مدت اشغال خرمشهر و دستۀ سوم حوادثی هستند که در زمان آزادسازی شهر اتفاق افتاده‌اند. در این مقاله به دو واقعۀ محور هجوم به خرمشهر و نیروها و واحدهای عمل‌کننده در عملیات بیت‌المقدس پرداخته می‌شود.

محور هجوم به خرمشهر: «نیروهای عراق جهت تصرف خرمشهر با دوازده لشکر، در سه جبهه به آن حمله کرد: جبهۀ شمالی (پلیس راه)، جبهۀ مرکزی (دوربند) و جبهۀ غربی (محور بندر)» (انصاری، درودیان و همکاران، 1386: 253؛ اخلاقی، 1391: 129). در داستان ضیافت به صرف گلوله (قیصری، 1380: 66) به هجوم عراق از محور شمالی شهر پرداخته شده است.

نیروها و واحدهای عمل‌کننده در عملیات بیت‌المقدس: «عملیات بیت‌المقدس توسط 3 قرارگاه عملیاتی قدس، فتح و نصر شامل لشکرهای 16 و 92 زرهی و 21 پیاده و تیپ‌های 55 هوابرد، 58 ذوالفقار، 37 زرهی، 23 نوهد و تیپ 3 پیادۀ لشکر 77 از ارتش و تیپ‌های بیت‌المقدس، 27 محمد رسول‌الله، 7 ولی‌عصر، 30 زرهی، 8 نجف اشرف، 31 عاشورا، 14 امام‌حسین، 37 نور، 21 امام‌رضا، 41 ثارالله، 22 بدر، 46 فجر و 25 کربلا از سپاه صورت گرفت»(عملیات بیت المقدس،1387 :12؛شیرعلی‌نیا و زاهدی، 1388: 81). در داستان نخل‌ها و آدم‌ها (سلیمانی، 1391: 466) دربارۀ به‌عقب‌راندن دشمن تا مرز توسط بچه‌های تیپ بعثت به‌همراه سایر نیروها سخن رفته است که با توجه به مطالب ذکرشده، درستی چنین گفته‌ای تأیید نمی‌شود.

 

۳ـ نتیجه‌گیری

نتایج بررسی پیرنگ از سیزده داستان خرمشهر نشان داد که پیرنگ در اکثر داستان‌ها ضعیف بوده و این عنصر در دهه‌های مختلف فرازونشیب چندانی نداشته‌ و از پیرنگ ضعیف در دهه‌های اول، کمی به پیرنگ متوسط (زنی بر بام و بچه‌های کارون) در سال‌های اخیر متمایل شده است. بررسی‌ها نشان می‌دهد بیشتر داستان‌ها ازنظر حقیقت‌‌مانندی مشکلی ندارند؛ هرچند که در بعضی داستان‌ها حوادث فرعی غیرقابل‌باوری رخ داده است (مانند داستان در جستجوی من و داستان «عشق و خون در خرمشهر» از مجموعه‌داستان دختران خرمشهر). تنوع زاویۀ دید در سال‌های اخیر بیشتر شده است و نویسندگان از زاویۀ دید دانای کل (آخرین نگاه از پل خرمشهر و نخل‌های بی‌سر) به زاویۀ دید من‌روایتی (دختران خرمشهر و بچه‌های کارون) برای ایجاد همذات‌پنداری، بیشتر تمایل نشان داده‌اند. در حیطۀ شخصیت‌پردازی هرچه به سال‌های اخیر نزدیک می‌شویم، نویسندگان سعی در پرداخت غیرمستقیم شخصیت‌ها داشته‌اند (زنی بر بام و بچه‌های کارون).

بااینکه تنوع فضاسازی در سال‌های اخیر قابل مشاهده است، اما غلبه با فضاسازی‌های غمگین است. به این عنصر در تمام این سال‌ها به‌صورت تقریباً یکنواختی توجه شده است. بااینکه تنوع فضاسازی در سال‌های اخیر قابل مشاهده است، اما غلبه با فضاسازی‌های غمگین است. داستان‌هایی که از لهجۀ خاص مناطق جنگ‌زده در آن‌ها استفاده شده است، در فضاسازی و باورپذیری موفق‌تر بوده‌اند (نخل‌های بی‌سر و نخل‌ها و آدم‌ها). لحن در بیشتر داستان‌های مورد مطالعه غمگین و آرام است و در سال‌های اخیر امیدواری با غم همراه شده است. با توجه به تنوع مضمون در داستان‌ها، مضمون مظلومیت و پایداری مردم مضمون غالب‌ است. موضوع در بیشتر داستان‌ها راجع به اشغال خرمشهر است. به نظر می‌رسد اشغال خرمشهر در نظر نویسندگان حادثۀ پرچالش‌تری نسبت به فتح آن بوده است.

 در بررسی سبک‌شناسی و ادبی، از کلمات و اصطلاحاتی که در داستان‌ها به کار برده شده، اصطلاحات جنگی و سپس محلی و پزشکی بیشترین فراوانی را داشته‌اند و در سال‌های اخیر، فقط اصطلاحات جنگی است که همچنان کاربرد دارد. ازنظر کاربرد آرایه‌های ادبی، هرچه به سال‌های اخیر نزدیک می‌شویم، سیر نزولی تنوع کاربرد آرایه‌ها را شاهد هستیم. به‌دلیل تمایل نویسنده‌ها به شخصیت‌‌پردازی غیرمستقیم، توصیف مکان و حالات بیشترین کاربرد را در سال‌های اخیر دارند. همچنین روند خاصی در استفاده از انواع جملات (کوتاه، بلند، رسمی، محاوره‌ای و...) که نویسندگان برای انتقال احساسات خود به کار برده‌اند، مشاهده نمی‌شود.

نتایج بررسی‌های سندشناسی تاریخی بیانگر این موضوع است که نویسندگان از نام مکان‌های بیشتری برای مستندسازی داستان خویش استفاده کرده‌اند. ازنظر درصدی نیز تأیید مکان‌های نام‌برده‌شده نسبت به وقایع و اشخاص بیشتر بوده است. هرچند تعداد وقایع نام‌برده‌شده بسیار کمتر از اشخاص بوده است، اما درصد بیشتری از وقایع صحت داشته‌اند.

بیشترین درصد تأیید صحت اعلام تاریخی در دو داستان در جستجوی من و جنگی که بود به‌میزان 100درصد و بیشترین عدم تأیید در داستان بچه‌های کارون با 55.5درصد میزان خطاست. بیشترین استفاده از نام اشخاص در داستان نخل‌های بی‌سر است که از 26 شخصیت نام برده. همچنین، بیشترین سندیت مکان با 21 مورد نیز در این داستان است. بیشترین اشاره به وقایع در داستان نخل‌ها و آدم‌هاست که از شش واقعه یاد شده است.کمترین سندیت اشخاص در داستان عطر عربی فردوس، زنی بر بام و مجموعه‌داستان دختران خرمشهر است که از شخص خاصی نام نبرده‌اند. کمترین اشارات به مکان‌ها (هرچند در همۀ داستان‌ها از مکانی نام برده شده است) در داستان زنی بر بام و دختران خرمشهر (هرکدام 3 مکان) است.کمترین اشاره به وقایع نیز در داستان زنی بر بام و داستان جنگی که بود است که از هیچ واقعه‌ای نام نبرده‌اند.

نتایج نشان می‌دهد که بیشترین استناد به اعلام خرمشهر در دو داستان اول، یعنی داستان‌هایی که در دوران قبل از جنگ نوشته‌اند، بوده است؛ به‌طوری‌که در دو داستان آخرین نگاه از پل خرمشهر و نخل‌های بی‌سر، جمعاً از 71 استناد و در هشت داستان و مجموعه‌داستان دیگر، از 79 استناد بهره برده‌اند و این بدان معناست که در سال‌هایی که جنگ در جریان بوده، تمایل بیشتری به ضبط و ثبت شخصیت‌ها و دیگر اعلام وجود داشته و در سال‌های اخیر، این تمایل به‌شدت رو به کاهش دارد. بیشترین استنادهای تاریخی در شخصیت‌ها، بنی‌صدر در پنج داستان؛ از مکان‌ها، مسجد جامع در نه داستان؛ و از وقایع، مدت دورۀ مقاومت در سه داستان بوده است.

 

  1. ابوالحسنی، م. (1385). اشغال؛ تصویر سیزدهم. چ۲. تهران: روایت فتح.
  2. اخلاقی، ع. (1391). سرزمین محبوب من. چ۱. تهران: بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش­های دفاع مقدس.
  3. اقدامی، س. (1389). از شوش خرمشهر تا شوش رودسر. نشریۀ الکترونیکی بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس گیلان. 20شهریور1393. دسترسی در: www.Ravayate8.Blogfa.Com .   
  4. اکبرى شلدره­اى، ف. (1382). درآمدی بر ادبیات داستانی پس از انقلاب اسلامی. چ۱. تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامى.
  5.  امیری خراسانی. (1389). مؤلفه­های پایداری در سیمای شخصیت­های رمان دفاع مقدس. دوفصلنامه ادبیات پایداری، ۱(2)، ۳۶-۳۱.
  6. ـــــــــــــــــــــ. (1387). نامه­ پایداری. تهران: بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس. 1(مقدمه).
  7. انصاری، م. و همکاران. (1386). خرمشهر در جنگ طولانی. تهران: سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ.
  8. بارونیان، ح. (1387). شخصیت­­پردازی در داستان­های کوتاه دفاع مقدس. چ۱. تهران: بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش­های دفاع مقدس.
  9. برون، م. (1391). معرفی سردار شهید جمشید برون، شهید مداح خوزستان. 5آبان 1394. دسترسی در: www.Jboroon.Blogfa.Com.
  10. بهمن، ک. (1385). جنگی که بود. چ۲ (ویراست دوم). تهران: صریر.
  11. پارسی­نژاد، ک. (1382، دی و بهمن). رسالت واقعی رمان تاریخی. ماهنامۀ ادبیات داستانی، ۱۱(۷۶-۷۵)، ۵۱-۴۸.
  12. ----------(1389). داستان جنگ به روایت دیگر. مقوله­ها و مقاله­ها.ج 2 .تهران: بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش­های دفاع مقدس، ۱۲۵-۹۳.
  13. پایگاه اطلاع­رسانی بنیاد شهید و امور ایثارگران. تارنمای تخصصی. 11و12خرداد1394. دسترسی در: www.Isaar.Ir.
  14. جانقلی، م. (1378). در جستجوی من. چ۱. تهران: دفتر هنر و ادبیات ایثار.
  15. جزینی، م. (1391). بیایید خرمشهر را دوباره بخوانیم. جام‌جم آن­لاین. 4مرداد1393. دسترسی در: press.jamejamonline.ir  .
  16. حبیبی، ا. (1380). خرمشهر در جنگ. چ۱. ج2. تهران: سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ.
  17. حسینی، ا. (1388). دا (خاطرات سیده‌زهرا حسینی). چ۳۶. تهران: سوره مهر.
  18. خرامان، م. (1390). واقع‌نمایی در ادبیات پایداری؛ چهارده مقاله دربارۀ داستان‌کوتاه. چ۱. تهران: صریر، ۳۱۱-۲۹۹.
  19. دهقان، ا. (1392). بچه­های کارون. چ۱. تهران: سوره مهر.
  20. دهقانی، ا. (1387). دختران خرمشهر. چ۱. تهران: مجنون.
  21. رهگذر، ر. (۱۳۷۰). نیم‌نگاهی به هشت سال قصه جنگ. چ۱. تهران: سازمان تبلیغات اسلامی، حوزه هنری.
  22. سلیمانی، ن. (1391). نخل­ها و آدم­ها. چ۳. تهران: سپاه پاسداران، مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ.
  23. شیرعلی‌نیا، ج. (1392). دایرة­المعارف مصور تاریخ جنگ. چ۲. تهران: سایان.
  24. شیرعلی­نیا، ج. و زاهدی، س. (1388). قلب مقاومت؛ روایت خرمشهر. چ۲. تهران: فاتحان.
  25. عملیات بیت­المقدس (آزادی خرمشهر). (1387). نویسنده ناشناخته. چ۴. تهران: مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ.
  26. فراست، ق. (1392). نخل­های بی­سر. چ۲. تهران: صریر، امیرکبیر (کتاب­های سیمرغ).
  27. فیاض­منش، ف. (1379). شخصیت و شخصیت­­پردازی در هشت رمان جنگ. پایان‌نامۀ کارشناسی ارشد. دانشگاه تربیت مدرس، تهران:
  28. قیصری، م. (1380). ضیافت به صرف گلوله. چ۱. تهران: سوره مهر.
  29. ــــــــــــــ. (1388). «عطر عربی فردوس»، از مجموعه‌داستان سه دختر گلفروش. چ۵. تهران: سوره مهر.
  30. گرجی، م. (1390). بررسی عنصر شخصیت و شخصیت­پردازی در داستان­های دفاع مقدس با توجه به عنصر نام­شناسی. چهارده مقاله دربارۀ داستان‌کوتاه. پنجمین جشنوارۀ یوسف. تهران: صریر. چ۱. ۲۴۱-۲۱۹.
  31. محمدی، م. (1390). زنی بر بام. از داستان­های برگزیدۀ پنجمین جشنوارۀ داستان‌کوتاه دفاع مقدس: جایزۀ ادبی یوسف. چ۱. تهران: صریر.
  32. مردانه، م. (1393). جمشید برون. 6مهر1394. دسترسی در: www.kanoonashrafi.persianBlogfa.Ir  .
  33. مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ. بی­تا. [بروشور]. نقشه­ی سیاحتی مناطق جنگی خوزستان.
  34. مغنیمی، م. (1394). خرمشهر: مصاحبۀ نگارنده. (خرداد 1394).
  35. مکری­نژاد، ا. (1394). خرمشهر: مصاحبۀ نگارنده­. (خرداد تا مرداد 1394).
  36. مؤذن، ن. (1360). آخرین نگاه از پل خرمشهر. چ۱. تهران: جهان‌سو. یادداشت­ها، زندگی­نامه­ها، بروشورها و مصاحبه با خانواده­های شهدا. موجود در بایگانی بسیج خواهران خرمشهر (پرونده­های شهدا).